الهی بفاطمه...
4 بالام اِوده گَلَر نالیه یولدان گچن آغلار!
کوچه ده بیر های اوجالسا، هامی دان چوخ حسن آغلار...
| لینک ثابت | نظرات (0) | دنبالک ها (0)
June 27, 2008
میم؛ مثل فاطمه!
بانوی من!
بی تو،
وزن و قافیه تعطیل می شود
قحطی استعاره و تمثیل می شود ...
| لینک ثابت | نظرات (0) | دنبالک ها (0)
May 20, 2008
دختر رود تجلی
ای تکلم کرده با روحالامین ای شبستان حرا آینهات دختر رود تجلی در مسیل ای کبود ارغوانها دیهات ای ملائک بر سلامت صف زده ای ز نامت گل چمن آرا شده معجز شقالقمر ابروی تو تو تلاوت را گلستان کردهای
دختر تجریدی زیتون و تین
شیر سرخ کربلا از سینهات
دختر آواز بال جبرئیل
آبهای آسمان مهریهات
عرش بر دامان تو رفرف زده
هاجر از اندوه تو سارا شده
لیلةالاسرای ما گیسوی تو
کوثری و ختم قرآن کردهای
| لینک ثابت | نظرات (1) | دنبالک ها (0)
May 19, 2008
فاطمـــــــيون
بانو، بانو،
بانوي من،
اي صاحب سر مستودع،
و جلالٌ ليس فوقها جلال.
...
امشب را به حكايتي به شب يتيم شدن علي شبيه كرده اند. كه تو ام ابيها بودي و علي هم همانند پدرت، پدر امت بود ...
قرار غربت تو و علي، بعد از اين تل خاكهاي راز آلود بقيع خواهد بود و ميخ به خون آغشته در چوبي خانه محقرت. و چاه هائي كه چون علي در آنها گريست، جوشانند ...
امشب و شبهاي بعد امشب، ديگر تو نيستي كه آب بالاي سر حسينت بگذاري.
تو نيستي تا موهاي زينب خردسالت را شانه كني.
تو نيستي تا لقمه در دهان حسنت بگذاري.
و براي ام كلثومت مادري كني .
...
بانو
امشب و شبهاي بعد امشب را علي چگونه بي تو به سحر رساند و چگونه چشم در چشم هلال بدوزد؟
كه تو هلال بي مثال آسمان علي بودي كه كبود شدي ...
نه ...
- كبودت كردند - .
و قال عز و جل:« في بيوت اذن الله ان يرفع فيه اسمه ...»
بانو!
راستي،
مگر مي شود پهلوي تو بود و شكسته نبود ...؟!
| لینک ثابت | نظرات (2) | دنبالک ها (0)
July 05, 2007
گفتند وزن و قافيه تعطيل مي شود
گفتند وزن و قافيه تعطيل مي شود رضا جعفري
قحطي استعاره و تمثيل مي شود
قوت گرفت شايعه،مي گفت بعد از اين:
هر صورتي به آينه تحميل مي شود
حتي خبر رسيد كه از سردي هوا
گلدسته چند ثانيه قنديل مي شود
پرگار تا نود درجه رفت ناگهان
مژده : شعاع دايره تكميل مي شود
يك حوريه به قالب انسان حلول كرد
از اين حلول هر چه كه تشكيل مي شود
در مصرعي خلاصه كنم حرف خويش را :
زهرا به قلب فاطمه تنزيل مي شود
در ان شبي كه به قلب زمين كرده اي نزول
هر ايه با شئون تو تحليل مي شود
تو مي شوي خديجه و او با وجود تو
حس مي كند به امنه تبديل مي شود
وقتي شما شدي نخ تسبيح قطره ها
هم مشرب فرات ، لب نيل مي شود
وقتي تو اي الهه دريا ، غضب كني
ماهي بالدار، ابابيل مي شود
طفل تو مبدا همه ي اتفاقهاست
هر سال با حسين تو تحويل مي شود
اين شعر را ببخش اگر «« تـــو »» زياد داشت
بانو! غزل بدون «« تــــــو »» تعطيل مي شود
| لینک ثابت | نظرات (3) | دنبالک ها (0)
June 18, 2007
بانـو . . . مگر مي شود، پهلوي تو بود
و شكسته نبود ؟؟!!!
| لینک ثابت | نظرات (0) | دنبالک ها (0)
May 28, 2007
ولها جلال ليس فوقها جلال
آه از آن ساعت كه اتش در گرفت باز هم: فاطميه.
جام را از ساقي كوثر گرفت
بازهم ؛ ««فاطمه»»كه فقط او :فاطمه است...
| لینک ثابت | نظرات (3) | دنبالک ها (0)
June 28, 2006
کشتی پهلو شکسته
فرشتگان بال در بال پرواز ميكردند و فرود ميآمدند، آنچنانكه آسمان را به تمامي ميپوشاندند.
دو فرشته پيش روي آنها بودند كه طلايهدارشان بهنظر ميآمدند. ناگهان بوي بهشت به مشامم رسيد و بعد باغها و بوستانها و جويبارها، چشمم را خيره كردند.
حوريهها صف در صف ايستاده بودند و ورود مرا انتظار ميكشيدند.
اول خندهاي بهسان واشدن گلي و بعد همه با هم گفتند:
ـ خوش آمدي اي مقصود خلقت بهشت و اي فرزند مخاطب «لولاك لما خلقت الافلاك».
ملائكه باز هم مرا بالاتر بردند. قصرهاي بيانتها، حلههاي بيهمانند، زيورهاي بينظير.
آنچه چشم از حيرت خيره و دهان از تعجب گشاده ميماند.
و بعد نهر آبي سفيدتر از شير، خوشبوتر از مشك.
و بعد قصري. و چه قصري!
گفتم:
ـ اينجا كجاست؟ اين چيست؟ از آن كيست؟
گفتند:
ـ اينجا فردوس اعلاست، برترين مرتبه بهشت. منزل و مسكن پدر تو و پيامبران همراه او و هر كه خدا با اوست. و اين نهر، كوثر است.
قصر انگار از در سفيد بود و پدر بر سريري تكيه زده بود.
مرا كه ديد، از جا برخاست، در آغوشم گرفت. به سينهاش چسباند و ميان دو چشمم را بوسه زد. به من گفت:
ـ اينجا جايگاه تو، شوي تو و فرزندان و دوستداران توست. بيا دخترم كه سخت مشتاق توام.
| لینک ثابت | نظرات (3) | دنبالک ها (0)
June 12, 2006
...و باز سوز فاطميه

| لینک ثابت | نظرات (6) | دنبالک ها (0)
September 09, 2005
پیچش یاس علی
برای باغبان یاس آفریدند یا علی مدد
علی اشجع الناس آفریدند
وفاداری و مردی و شجاعت
یکی کردند و عباس آفریدند
پیچش یاس وفا در سرو تنومند علوی ؛ زادروز مردانگی های بی مثال ، سرآغاز سرایش غزل نیکوی احساس ،سر سلسله فضائل، باب الحوائج ، ابوالفضل العباس تهنیت باد ...
| لینک ثابت | نظرات (10) | دنبالک ها (0)
July 27, 2005
کوثر تسکینه
آی؛ فرستاده ما شاد باش
شاکر منظومه ایجاد باش
ما به تو آئینه عطا کرده ایم
کوثر تسکینه عطا کرده ایم
خلق چو پرسند که گو کیست او؟
فاش بگو کوثر جاریست او
روز تجلی زیباترین جلوه هستی ، کوثر جاری و ساری علی و میوه قلب نبی و زیبا روز مادر، شادباش تمام اسطوره های صبر و ایثار و مهر ؛ مادران مهربان ایرانی ، خاصه مبارک زیباترین ترنم هستی ام ؛ مادر گرامی ام ، باد.
| لینک ثابت | نظرات (6) | دنبالک ها (0)
July 15, 2005
غربت غریب
در آن زمانه دلی همچو من شکسته نبود یا زهراء
در این زمان دل مهدی من شکسته تر است
| لینک ثابت | نظرات (0) | دنبالک ها (0)
July 11, 2005
ای وای ننم ای وای
ای مدینه نه قدر غم گله قلبینده دوزوم وار
ده مقنی لریو چوخ قویو قازسینار سوزوم وار
توتسا دنیانی فرشته گنه زهراده گوزوم وار
او فرشته کیمی پر وردی ولی بش یری گالدی
ای عجب فاطمه الدی ولی حیدر دیری گالدی
| لینک ثابت | نظرات (0) | دنبالک ها (0)
July 10, 2005
یاس می گویدعلی
یاس می گویدعلی، احساس می گوید علی سینه می گویدعلی، آئینه می گوید علی شام می گویدعلی، اسلام می گوید علی شیر می گویدعلی، شمشیر می گوید علی جاده می گویدعلی، سجاده می گوید علی خانه می گویدعلی، پروانه می گوید علی دار می گویدعلی، مسمار می گوید علی صل الله علیک یا ممتحنه فی تحملات المصائب ، و علی سر المستودع فیک و امک و ابیک و بعلک و بنیک
فاطمه در چرخش دسداس می گوید علی
احمد مختار در مدینه می گوید علی
حاجی دل در صف احرام می گوید علی
دستهای بسته تقدیر می گوید علی
ذوالفقار در غلاف افتاده می گوید علی
فاطمه هنگام درد شانه می گوید علی
فاطمه بین در و دیوار می گوید علی
| لینک ثابت | نظرات (10) | دنبالک ها (0)
July 09, 2005
فدک
گفت: در تاريخ آمده است كه خليفه عباسي براي يكي از امامان معصوم(ع) پيام فرستاد و پرسيد «فدك» مادرتان فاطمه زهرا(س) چه و كجا بوده است؟ محدوده اش را ترسيم كنيد تا آن را به شما بازگردانم.
گفتم: و امام عليه السلام بر كاغذي، محدوده سرزمين پهناور اسلامي آن روزگار را ترسيم فرمود...
گفت: پس نگراني دختر پيامبر خدا(ص) آنگونه كه برخي مي گويند، قطعه زميني بنام «فدك» نبود؟
گفتم: فاطمه(س) نگران حاكميت اسلام ناب محمدي(ص) بود.
| لینک ثابت | نظرات (4) | دنبالک ها (0)
June 30, 2005
نشان بی نشانی
سلام و صلوات خدا بر قبر بی نشان و مزار گمگشته مادر مظلومیتهای تاریخ ؛ حضرت زهراء - سلام الله علیها - وآنانکه فاطمی بودند و نشان در بی نشانی یافتند و فاطمیه، رنگ سرخی از شهادتشان است در فکه های ایثار و رشادت. یا زهراء
| لینک ثابت | نظرات (0) | دنبالک ها (0)
June 24, 2005
گمنام....

السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده ، ایتها الحورا الانسیه، المجهوله قدرا و المخفیه قبرا...
سلام خدا بر مادر گمنامی ها و مظلومیت ها
| لینک ثابت | نظرات (0) | دنبالک ها (0)
June 20, 2005
شب تغسيل ماه
... و لها جلال ليس فوق جلالها الا جلال الله جلّ جلاله و لها نوال ليس فوق نوالها الا نوال الله عمّ نواله» آسمان، اين شبها كه ميرسد، عجيب بيقراري ميكند و زمين، داغ دلش تازه ميشود و زخم شرمش، سر باز ميكند. آن خانه نميدانم آن شب به چه قدرتي بر پاي ايستاده بود، آن مدينه چه مدينهاي بود كه چنين مصيبتي را تاب آورد و در هم نشكست، آن چه قبرستاني بود كه سرچشمه عصمت را در خويش فرو برد و دم بر نياورد، آن چه خاكي بود كه به خود جرأت داد، فاطمه را از علي جدا كند؟ گفتهاند در عاشورا وقتي زخم در جان خورشيد نشست و زمين، پيكر مبارك حسين را بر خويش قطعهقطعه ديد، به لرزه درآمد و آسمان تيره و تار شد و غبار خشم خداوند از جاي جنبيد. آسمان و زمين هر دو، تنها در اجابت فرمان امام خويش آرام گرفتند، دندان بر جگر نهادند، خون به لب آوردند، ولي دم نزدند. مويه كردند، ولي فغان نكردند. در خويش شكستند و گريستند، اما ضجه نزدند. در آن شب تغسيل ماه، من ديدم كه علي در مأمن تاريكي، سر بر ديوار خانه فاطمه، سر بر محور آفرينش، سر بر عمود آسمان نهاده بود و زار زار ميگريست». اگر در عاشورا، سجاد ـ عليهالسلام ـ مشت بر زمين كوفت و آسمان را به آرامش خواند، در آن شب، علي سر بر ديوار كائنات، ملتقاي زمين و آسمان، محور آفرينش ميساييد و با وجود بيقرار خويش، همه را به آرامش ميخواند.
و فاطمه ـ سلاماللهعليها ـ را جلال و جبروت و عظمتي است كه در وراي او، هيچ جلالي نيست، مگر جلال خداوند ـ جل جلاله ـ و هم او را بخشش و عطا و كرمي است كه در وراي او هيچ نوال و كرامتي نيست، مگر نوال خداوند ـ عم نواله ـ
ملكوتيان حق دارند سر بر ديوار عرش بگذارند و هايهاي گريه كنند.
و تنها خداست كه ميتواند، تسلاي دل علي باشد.
ماه حق دارد كه گوشه اختفا را بر گريه اختيار كند و ستارگان چه كنند، اگر سر بر شانه يكديگر نگذارند و مصيبت را زبان نگيرند.
چرا آن خانه بر جاي ماند؟ چرا مدينه ويران نشد؟ چرا آسمان در خود نپيچيد؟ چرا بغض زمين نتركيد؟ چرا عالم فرو نريخت؟
در آنجا سجاد ـ سلاماللهعليه ـ دست بر زمين كوفت و زمين را به آرامش خواند، سر به آسمان برداشت و آسمان را دعوت به سكوت كرد.
چه رازي بود در شهادت زهرا كه خانه فرو نريخت، مدينه زير و زبر نشد، عمود خيمه آسمان نشكست و زمين، متلاشي نگشت؟ آفرينش اين تحمل را از كجا آورده بود؟
| لینک ثابت | نظرات (1) | دنبالک ها (0)
فاین الفاطمیون...
لعن الله قاتلیک یا فاطمه الزهراء
| لینک ثابت | نظرات (0) | دنبالک ها (0)
May 19, 2005
بانوی آب و آئینه و آفتاب
سلام بر معصومه پاکیها؛بانوی سپید آب و آئینه و آفتاب،که زینبی بود در جستجوی حسینش،امام عشق،امام رضا علیه السلام
| لینک ثابت | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

