صبح »»» آتشی زکاروان بجا مانده...

سیاه مشق های یک مفرد مذکر حاضر!

صفحه اصلی

August 26, 2008

از علی آموز اخلاص عمل

تابلوهای راهنمائی و رانندگی هر یک پیام خاصّی دارند. برخی توجّه می‌دهند و برخی اخطار. برخی دیگر نیز یادآوری کننده و تأکید کننده‌اند. تعدادی هم از راننده می‌خواهند که خود را نسبت به وقوع هرگونه حادثه‌ی احتمالی مجهّز سازد. پیام‌های ابرمردی که حکومت کوتاه پنج‌ساله‌اش- که همین می‌تواند درس‌های فراوانی برای مدیران نظام اسلامی باشد – الگویی تمام عیار، برای همه‌ی عدالت‌پیشگان و آزادگان عالم، به ویژه کارگزاران و مدیران نظام اسلامی است؛ همان تابلوهای راهنمائی است؛ امّا فرا روی دولتمردان و کارگزارانی که قصد دارند در مسیر پر پیچ و خمِ خدمت به مردم و تصمیم‌گیری برای نظام اسلامی حرکت کنند.

گزیده ی 25 فراز از راه کاری های امیر عشق و بیان را اینــــجا بخوانید!

| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

July 16, 2008

وقتی سنگها آغوش شدند ...

************
اما خدا، « عـــــلی » را آفرید
و خانه ی سنگی، آغوش اول و آخرش را روی « او » گشود،
تا بنمایاند که سنگ ها هم سینه چاک عشق اند.

و قاف،
حرف اول قبله است
و حرف آخر عشق ...

| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

July 10, 2008

شب استجابت ها

mouood10.jpg

چه فایده دارد؟
چه فایده دارد این همه آرزو بکنیم و تو برآورده نشوی ...
چه فایده دارد صوم و صلوه رجب و شعبان و ماه کریم، وقتی قنوت اجابتشان به پنجره وصال تو گشوده نمی شود.
اصلا ،
اگر بیائی، که می آئی،
دیگر آرزو به چه دردمان می خورد!؟
ما آرزو را به خاطر توست که می خواهیم و می خوانیم...
ما، حتی، جمعه را
- فقط ! -
به عشق تو تعطیل کرده ایم
...
ای رغبت بزرگ لیله الرغائب ما،
می دانی که :
- تو -
تنها حسن مائی و بزرگترین حسن ها.
تنها دلیل عاشقانه ی تحمل این دهشت هولناک دوری ها ...
متی ترانا و نراک؟

| | نظرات (1) | دنبالک ها (0)

July 05, 2008

قرار

و فرمود:
حکمت را هر جا باشد فراگیر
که حکمت، گاه در سینه ی منافق بود، پس در سینه اش بجنبد تا برون شود و
با هم سان های خود، در سینه ی مومن بیارامد!

| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

June 03, 2008

یا روح الله

نوح و ناخدای کشتی هدایت آخرالزمان!
خلیل آتشین سخن و پولادین تبر بتکده ی رسوم جاهلیت های اولی!
معجز عیسوی حیات بخش قوم به کج رفته زمانه ی آخرین!

امروز نوزدهمین سنبله ایست که می آید و تو را با خود ندارد!

اماما ...
می دانم که می دانی
که
بعد از تو،
دل و سر و جان
به اسماعـــیل ات بستیم!

| | نظرات (5) | دنبالک ها (0)

April 19, 2008

القصه

سهم تو از مشغولیات ذهنم آنقدر هست که بانگ جرسی از سو سویش بیاید...
باید روزی سوار قایق اراده و ارادتم شوم و به دریای تو بپیوندم ...

اینجائی که ما هستیم؛
رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس
گوئی ولی شناسان رفتند از این ولایت

این روزها
فاقله که می رود، دلم بپای جرس گره خورده
دلم می لرزد که کاش سالها قبل بود و بودم
تا به سلسله آشتفگان موی حسین می پیوستم.
دلم برای سیدشهیدان تنگ شده است ...
هل من ناصر ینصرنی!؟

هل من معین ...؟!!

| | نظرات (1) | دنبالک ها (0)

January 26, 2008

حال بندگان ِ آویز رحمت

ظریفی از ملک عجم به جهان دیگر شتافت.
شب نخست، نکیر و منکر بر وی نازل شدند و در اصول و فروع از او سائل. کار مباحثه بالا گرفت تا دعوی نزد حق تعالی بردند.
ندا آمد که: حالْ چیست؟ گفتند: دعوی فردوس دارد و بر بندگی وی یک دلیلْ بس باشد و ندارد.
فرمود: حاشا و کلّا که از دیار گل و بلبل باشد.
گفتند: چنین است. پس حق تعالی رخصت سخن داد و پرسید: دعوی پز عالی داری و متاع، جیب خالی؟! جمع ضدّینْ محال باشد و سودای فردوسْ خیال!
گفت: حق گویی، که از حقْ جز حق شنیدنْ نسزد. من در بندگی بد بودم؛ اما اگر تو عذابم کنی، خوبی ِ خویش بر مخلوقْ چگونه ثابت کنی؟
حق تعالی را بر او رحم آمد و بر او ببخشود. پس بر در فردوس آویزان‌اش کردند تا حال بندگان ِ آویز رحمت، بر همگان هویدا شود!

| | نظرات (1) | دنبالک ها (0)

January 09, 2008

گفت: برو پشت‌بوم

... گفتم: مامان یه گندی زدم، دعا کن درست شه!
گفت: برو پشت‌بوم!
- پشت ‌بوم؟
- برو رو به قبله وایسا، به امام حسین سلام کن، بگو : وقتی بچه بودم تو کوچه فوتبال بازی می‌کردیم. شیشه همسایه رو که می‌شکوندیم؛ بابام می‌رفت هم عذرخواهی می‌کرد و هم شیشه رو می‌داد عوض کنن. همیشه هم سعی می‌کرد بهتر از اولش بشه...

رفتم پشت‌بام، رو به قبله ایستادم و بغض کردم، "یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین"1

1. سوره مبارکه یوسف. آیه97

منبع

| | نظرات (3) | دنبالک ها (0)

محرميه

قافله رفت و مانده ام
يوغ هوس بگردنم
كي شود اي خدا
كه من
راهي اين سفر شوم ...

گوش كن...
اين بانگ جرس اشتران كاروان حسين -عليه السلام - است ،در امتداد شاهراه تاريخي آزادي و آزادگي ، كه اينبار نيز تو را مي خواند.
كه اينبار نيز تو را مي خواهد ...
كه باز نداي داوودي حسين است در امتداد تاريخ كه ؛
هل من ناصر ...؟!

اينك اي جوانمرد
بگو از كدام قبيله اي ...

| | نظرات (2) | دنبالک ها (0)

January 02, 2008

کوثر

دادند به حکمت و به لطفی به شما
از این همه سوره، سوره کوثر را

کوتاه‌ترین سوره قرآن، یعنی
کوتاه‌ترین راه رسیدن به خدا

| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

December 29, 2007

غدير

امـــــير!

دري كه باغ بينش ما گشوده اي،
هزاربار خيبري تر است ...
.
.
.
غدير،تجلي رحمانيت عام حي جليل بود بر هبوط زدگان كره خاكي،
كه افلاكي شوند و دريائي.
كه كامل شوند و لايق عشق .
كه تو دست خدا بودي و گرماي دستت ،هرم بيعت بود با خدا ،وقتي در آن سه روز آفتابي و داغ ، دست افراشته ات را كه نبي تا آسمان كشيده بود،در دستانمان بگيريم و در امتداد تاريخ،«بخن لك يا امير»بگوئيمت.

خجسته باد نام خداوند
نيكوترين آفريدگاران
كه تو را آفريد!

| | نظرات (3) | دنبالک ها (0)

December 25, 2007

كلمه خدا

ـ ......... و آنگاه كه از كسانش درجايگاهي شرقي كناره گزيد و ميان خود و آنان پرده هائي كشيد؛ پس ما روح خود را نزدش فرستاديم و براي او همچون انساني درست اندام نمودار شد.
ـ مريم گفت: «من از تو به خداي رحمان پناه مي برم، اگر پرهيزگار باشي.»
ـ (جبرئيل) گفت:«همانا من فرستاده پروردگارت هستم تا تو را پسري پارسا و پاكيزه ببخشم.»
ـ مريم گفت: « چگونه مرا پسري باشد و حال آنكه دست هيچ انساني به من نرسيده و بدكاره هم نبوده ام؟»
- گفت: «چنين است،
پروردگار تو گفته كه: اين بر من آسان است و تا او را نشانه اي براي مردم و رحمتي از سوي خويش كنيم؛
اين كاري است حتمي و شدني.»

...و او عيسي بود؛كلمه خدا!
و روحش نيز...
(كودك) گفت: «من بنده خدا هستم، به من كتاب داده و پيامبرم گردانيده است و مرا هر جا كه باشم، با بركت ساخته و تا زنده ام به نماز و زكات سفارش نموده و مرا به مادرم نيكوكار كرده و گردنكشي بد بخت نگردانيده است و درود بر من، روزي كه زاده شدم و روزي كه بميرم و روزي كه زنده برانگيخته شوم.

و يادآر روزي را كه مصلح در پس پرده ظاهر شود و مسيح ،از آسمان چهارم صلاي لبيكش گويد و نماز به امامت او قامت ببندد.

:وفرمود
تولد هر پيامبري و بعثت هر فرستاده اي،عيد براي همه بشريت است.
رهبر نيك انديش انقلاب

| | نظرات (2) | دنبالک ها (0)

December 20, 2007

عرفه ...

چند سال پيش بود ...؟
چهار سال!
و زمان را ببين كه چه بي رحمانه روزهاي با توبودن را از من دور مي كند.
چهار سال پيش بود ... شب عرفه.
و روز عرفه.
روز نهم ذي الحجه الحرام.
در مركز زمين ، نه!
در مركز آسمان.
در كرب بلا
كه مهمانت بوديم به شور و صفا.
كه مي گفتند:
آنجا،آنروز ، خدا !قبل از همه،قبل از حاجيان در عرفات
قبل از ميهمانان اقليم وحي و قبله ...
سهم ما را
سهم زائران حسينش را خواهد داد.
و سهم ما از عرفه آنسال ... با حسين - عليه السلام - بودن بود،انگار.
و چه خوش بود ايام بكامي كه با دوست بسر شد.
يادش بخير
اين چند ساله ...هر سال كه عرفه مي رسد،ياد عصر روز عرفه مي افتم كه خورشيد كربلا تابان بود و مهر خداوندي، باران شده بود و از لابلاي ذرات نوراني تابش آفتاب ،بر سر و روي حسينيان مي باريد و مي باريد و مي باريد...
عرفه هر سال تصوير روياي صادقانه رفيقي در نظرم مجسم مي شود كه مي گفت:
هر كه به حسين - عليه السلام - اقتدا آورد ،عاقبت به خير مي شود.
و سرانجام اش به حسين - عليه السلام - مي رسد ...

كربلا ...
ما را نيز در خيل كربلائيان بپذير .
ما مي آئيم كه بر خاك تو بوسه زنيم و روانه ديار قدس شويم...

كربلا
كعبه دلهاست
- خدا - مي داند.

| | نظرات (3) | دنبالک ها (0)

December 17, 2007

شكر

مي دانم كه از عهده ام خارج است؛ بزرگي شكري كه بايد بجاي آورم.
مي دانستم.
قبلتر هم برايت نوشته بودم همين را كه :
انت اكرم من ان تضيع من ربيته!
تو بزرگتر از آني كه با من ساخته اراده ي جبروتي ات دهن به دهن شوي.

گفته بودم كه مطمئنم به رحمت واسعه ات.
و اينكه يقين دارم به اينكه -هيچ- مانع عطاي تو نيست.
الحمدلله الذي ليس لقضائه دافع و لا لعطائعه مانع!
ممنونم.

| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

November 23, 2007

براي امام رضاي خودمان!

نكاتي در خصوص مضجع منور حضرت رضا عليه السلام:
در سال 203 و به قولى 202 هجرى قمرى كه حضرت رضا علیه السلام در طوس به شهادت رسیدند بدن مطهر آن امام همام را در باغ حمید بن قحطبه و در كنار قبر هارون خلیفه عباسى به خاك سپردند و نخستین بناى حرم مطهر همان بقعه هارون الرشید است كه بعدها حرم را روى دیوارهاى قدیمى آن بنا نهادند و از آن به بعد طوس به مشهد الرضا تغییر نام یافت.

ادامه "براي امام رضاي خودمان!" »

| | نظرات (2) | دنبالک ها (0)

October 01, 2007

آن هزار هزار قطره رحمت

1_8607090289_L600.jpg

اينجا،در كنار سفره بزرگ ميهماني، من را و من ها را رو به قبله كرده اند براي احياء
آن هزار هزار فرشته ي سلام ....
آن هزار هزار قطره رحمت
آن هزار هزار طوق امرزش كه نازل مي شوند براي تنفيذ مقدرات سال و شايد حتي تقديرات عمر...

و دلم مي لرزيد از اينكه ،آنگاه كه نوبت نامه من مي شود، گره به ابروان كمانش بيفتد ...

و فرمود:
سلام هي حتي مطلع الفجر ...

و باز فرمود:
اليس الصبح بقريب....

شب سياه من اي جان خدا كند كه سرآيد
سر آيد و بسر آيد؛خدا كند كه بيائي

| | نظرات (6) | دنبالک ها (0)

September 27, 2007

بايد فرشته شد!

استغفار كنيد؛ بوي بد گناه، شما را رسوا مي كند. تعطروا بالاستغفار... خوب اگر كسي از كنار سطل زباله مي گذرد، بيني اش را نمي گيرد، معلوم مي شود بيني اش بسته است! خوب مريض است ديگر. گناه واقعا اين است...ماه مبارك رمضان مال اين است كه ما را آدم بكند، بشويم فرشته...

پانوشت فوري:
گفت : فهم رموز عشق ز اجلال برتر است ...
كاش ، ذكــــر ، متجلي مي شد برايمان
اي داد كه ماه مبارك از دست ندانم كاري و فرصت سوزي من نصف العمر شد ...
گفت: گل همين پنج روز و شش باشد !!!!

| | نظرات (2) | دنبالک ها (0)

July 20, 2007

شب رغبت ها

و امشب را شب رغبت ها ناميده اند ...
شب آرزوها ...
قبل تر هم مي دنستم كه آرزو بر جوانان عيب نيست ..

و فرمود:
او میگوید آری و آنچه میخواهی به تو میدهد.
او میگوید نه و چیز بهتری به تو میدهد.
او میگوید صبر کن و بهترین را به تو میدهد.

| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

June 15, 2007

آقا نمي آئي چرا؟

6_8603150140_L600.jpg

گلدسته ها،ايستاده مي ميرند ...

| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

March 10, 2007

زیارت ناحیه مقدّسه

... سلام بر آن کسی که میکائیل در گهواره با او تکلّم می‌نمود،

سلام بر آن کسی که عهد و پیمانش شکسته شد،

سلام بر آن کسی که پرده حُرمَتش دریده شد،

سلام بر آن کسی که خونش به ظلم ریخته شد،

سلام بر آنکه با خونِ زخم‌هایش شست و شو داده شد،

سلام بر آن که از جام‌های نیزه‌ها جرعه نوشید،

سلام بر آن مظلومی که خونش مباح گردید،

سلام بر آنکه در ملأ عام سرش بریده شد،

سلام بر آنکه اهل قریه‌ها دفنش نمودند،

سلام بر آنکه شاهرَگش بریده شد،

سلام بر آنکه مدافعِ بی یاور،

سلام بر آن محاسنِ بخون خضاب شده،

سلام بر آن گونه‌ی خاک آلوده،

سلام بر آن بدنِ برهنه،

سلام بر آن دندانِ چوب خورده،

سلام بر آن سرِ بالای نیزه رفته،

سلام بر آن بدن‌های برهنه و عریانی که در بیابان‌ها (یِ کربلا) گُرگ‌های تجاوزگر به آن دندان می‌آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن می‌گشتند،

سلام بر تو ای مولای من و بر فرشتگانی که بر گِردِ بارگاه تو پَر می‌کِشند،

و اطرافِ تُربتت اجتماع کرده‌اند، و در آستانِ تو طواف می‌کنند، و برای زیارت تو وارد می‌شوند. ...

| | نظرات (5) | دنبالک ها (0)

February 01, 2007

فتح خون

794.jpg

چه باید گفت؟ جنگ در كربلا درگیر است و این سوی و آن سوی ، مردمانی هستند در سرزمینهایی دور و دورتر كه هیچ پیوندی آنان را به كربلا و جنگ اتصال نمی دهد. آنجا بر كرانه فرات ، در دهكده عَقر... دورتر در كوفه ، درمكه، مدینه، شام، یمن ... زنگبار، روم، ایران، هندوستان و چین ... طوفان نوح همه زمین را گرفت ،اما این طوفان تنها سفینه نشینان عشق را درخود گرفته است. چه باید گفت با سبكباران ساحل ها كه بی خبر از بیم موج و گردابی اینچنین هایل ، آنجا بر كرانه های راحت و فراغت و صلح و سلم غنوده اند؟ آیا جای ملامتی هست؟

... و از آن فراتر، از فراز بلند آسمان كهكشان بنگر! خورشیدی از میان خورشیدهای بی شمار آسمان لایتناهی ، منظومه ای غریب، و از آن میان سیاره ای غریب تر ، بر پهنه اش جانورانی شگفت هر یك با آسمانی لایتناهی در درون. اما بی خبر ازغیر، سر درمغاره تنهایی درون خویش فروبرده، سرگرم با هیاكل موهوم و انگاره های دروغین... و این هنگامه غریب در دشت كربلا .آیا جای ملامتی هست؟

آری ، انسان امانتدار آفرینش خویش است و عوالم بیرونی اش عكسی است از عالم درون او در لوح آینه سان وجود.طوفان كربلا ، طوفان ابتلایی است كه انسانیت را درخود گرفته و آن كرانه های فراغت، سراب های غفلتی بیش نیست . انسان كشتی شكسته طوفان صدفه نیست، رها شده بر پهنه اقیانوس آسمان؛ انسان قلب عالم هستی و حامل عرش الرحمن است، و این سیاره؛ عرصه تكوین . اینجا پهنه اختیار انسان است و آسمان عرصه جبروت ، و امرتكوین در این میانه تقدیر می شود... آه از بار امانت كه چه سنگین است!

| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

January 25, 2007

حسینیه

از خدا خواسته ام ذبح مناي تو شوم

 زده ام فالي و امروز همان خواهد شد

 قسمتم نيست كه نوشد قدحي آب روان

 عيد قربان من اكنون رمضان خواهد شد

 بر سر دار العماره جگرم ميسوزد

 كه جگر گوشه ي زهرا به سنان خواهد شد ....

خدایا !

مسافر ما دیریست که دیر کرده.او را به ما برسان

ادامه "حسینیه" »

| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

January 21, 2007

محرم دیر خانیم زینب عزاسی

29_851030_L600.jpg

محرم دیر خانیم زینب عزاسی                 بیزی سسلیر حسینین کربلاسی

یولی باغلی گالیپ دشمن الینده            داهی زوارینین یوخ سس صداسی

| | نظرات (3) | دنبالک ها (0)

January 08, 2007

الغدیر آغاز یک نامردی است

غدیر که می شود ،نمی دانم چرا دلم هری می ریزد پایین.مگر رسول علیه السلام بر بالای جهاز شتران فریاد نمی زد که ««من کنت مولاه،فهذا علی مولاه...»» و مگر حرامیان ندیده بودند،حسین را بر گرده و آغوش پیامبر؟ چه آمد بر سر امت پیامبر آخرین که سر حسین پیامبرشان را به قصد قربت به نیزه کردند...

راستی! الغدیر آغاز یک نامردی نیست؟

| | نظرات (2) | دنبالک ها (0)

December 30, 2006

باران عرفان عرفه

docu0155.jpg

اگر به فرض که هيچ دليلي بر حقانيت و صلاحيت امام حسين(ع) نباشد، بعد آدم يك بار دعاي عرفه بخواند، مي‌شود به «حسين» ايمان نياورد؟ نشناسدش؟ عاشقش نشود؟ ديوانه‌اش نشود؟ آيا چنين چيزي امكان دارد؟
«حمد و سپاس خدايي را سزاست که تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي‌شکند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي‌دارد و هيچ آفريده‌اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي‌رسد.
...جهل و ناداني من و عصيان و گستاخي من، تو را باز نداشت از اينکه راهنمايي‌ام کني به سوي صراط قربتت و موفقم گرداني به آنچه رضا و خشنودي توست.
پس
هرگاه که تو را خواندم، پاسخم گفتي؛
هرچه از تو خواستم، عنايتم فرمودي؛
هرگاه اطاعتت کردم، قدرداني و تشکر کردي؛
و هر زمان که شکرت را بر جا آوردم، بر نعمتهايم افزودي؛
و اينها همه چيست؟
جز نعمت تمام و کمال و احسان بي‌پايان تو!؟
... من کدام يک از نعمت‌هاي تو را مي‌توانم بشمارم يا حتي به ياد آورم و به خاطر بسپارم؟

3سال قبل درست در چنین ساعات و لحظاتی ، میهمان بین الحرمین بهشتی حسین بن علی بودم و می دیدم بهشت را که دری از آن بروی قبر شریف حسین علیه السلام گشوده بود.

| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

December 29, 2006

برای شکافنده ی علوم

sh-ImamBaqir85.jpg

«جابربن جعفي» از حضرت امام باقر عليه السلام پرسيد نشانه ايمان كامل چيست؟ حضرت در پاسخ فرمود؛ اي جابر! هرگاه تمامي اهل ديار تو گرد آمده و به تو نفرين فرستادند ولي ذره اي تو را غمگين و ناراحت نكرد و يا اگر همه آنان تو را تقدير كردند و تقدير آنها ذره اي تو را شاد نكرد، بدان كه ايمانت كامل است!

| | نظرات (2) | دنبالک ها (0)

April 16, 2006

بجای عیدی

1_8501220624_L600.jpg

از سيد مجتبي نواب صفوي در مورد، علاج بيماري روحي سوال شد. ايشان فرمودند:
گل درخت سخاوت و مغز حبه صبر و برگ فروتني را به ظرف يقين بريزد و با وزنه حلم آنها را بكوبد و بهم مخلوط كند و آن را با آب خوف از خداي متعال خمير نمايد، و با جوهر اميد رنگ بزند و در ديگ عدالت بجوشاند بعد از آن در جام رضا و توكل صاف كند و داروي امانت و صداقت به آن مخلوط نمايد و از شكر و دوستي آل محمد و شيعيان ايشان به مقدار كافي بر آن بريزد و چاشني تقوا و پرهيزكاري بر آن اضافه نمايد و هر روز با ذكر خدا در پياله توبه قدري بنوشد، تا بهبودي حاصل نمايد و پيكر انسانيت داشته باشد، تقاضا مي‌شود به خواندن تنها اكتفا نشود. بلكه جامعه عمل به آن پوشانده شود.
والسلام سِد مجتبی نواب صفوي 1333

عید میلاد مبشر رحمت و زیبائی حی لایزال؛ والاپیام رسان خــــاتم و سلاله اطیبش صادق آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین مبارک باد.
یا علی

| | نظرات (3) | دنبالک ها (0)

April 07, 2006

شهادت امام عسکری علیه السلام،

شهادت امام عسکری علیه السلام، تسلیت

| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

February 25, 2006

سه روز بعد...

آن روز «متوكل» خليفه عباسي كه چون اسلاف خويش از خداجويي و عدالت طلبي امامان معصوم (ع) در اضطراب بود و كينه عميقي از حضرت امام هادي عليه السلام در دل سياه خود داشت، مراسمي به شيوه همه حاكمان جور برپا كرده و در حالي كه خود زير سايه خيمه اي بر كرسي اشرافي نشسته بود، ماموراني را به احضار امام هادي (ع) فرستاد و آن بزرگوار را واداشت تا در آفتاب داغ تابستان عراق بر پاي بايستد و...
عصر آن روز جواني كه در مراسم حاضر بود به خانه بازگشت، پدرش از حال و هواي مراسم متوكل و آنچه اتفاق افتاده بود پرسش كرد. جوان ماجرا بازگفت و از حضور اجباري امام عليه السلام و آزار متوكل بر آن حضرت خبر داد...
پدر پرسيد: امام هادي (ع) را چگونه ديدي؟
پسر گفت: عرق ريزان و در محاصره ماموران متوكل برپاي ايستاده بود.
پدر پرسيد: آيا سخني بر زبان نياورد؟
پسر گفت: امام (ع) فرمود؛ منزلت ما نزد خداي سبحان از «ناقه صالح» كمتر نيست.
پدر، چون اين سخن شنيد گفت؛ از عمر متوكل، بيشتر از سه روز باقي نمانده است، چرا كه قوم ثمود سه روز بعد از آن كه ناقه صالح پيامبر (ع) را غرق كردند، به عذاب الهي گرفتار آمده و هلاك شدند.

| | نظرات (5) | دنبالک ها (0)

February 22, 2006

انا لله و انا الیه راجعون

321.jpg

بسم الله الرحمن الرحیم.

انا لله و انا الیه راجعون.

دست تبهکار و به خون آلوده جنایتکاران سیه دل‌, امروز فاجعه ای بزرگ آفرید و در تجاوز به حریم مقدسات دینی‌, مرتکب گناهی دیگر شد.

حرم مطهر حضرت امام هادی و حضرت امام عسکری علیهما السلام مورد اهانت و تخریب قرار گرفت و داغی سنگین بر دل شیعیان و همه مسلمانان ارادتمند به‌اهل بیت علیهم السلام نهاد.

این جنایت که احتمالا عوامل اجرایی آن از متعصبان متحجر و مزدوران بدبخت و غافل انتخاب شده اند, بی شک به وسیله تصمیم گیرانی توطئه گر و با نیات خبیث شیطانی طراحی شده است.

این یک جنایت سیاسی است و سررشته آن را باید در سازمانهای اطلاعاتی اشغالگران عراق و صهیونیستها جستجو کرد.

قدرتهای سلطه گر که اوضاع سیاسی‌و اجتماعی عراق را با هدفهای سیطره جویانه خود در تضاد می‌بینند, نقشه‌های شومی در سر می پرورانند که تشدید ناامنی و ایجاد اختلافهای مذهبی از جمله آنهاست.

جنایت امروز در سامرا, برگ دیگری بر پرونده سیه کاریهای اشغالگران عراق‌افزود.

حرم مطهر حضرات عسکریین علیهماالسلام بار دیگر به همت عاشقانه ارادتمندان اهل بیت علیهم السلام‌, با شکوه تر از گذشته قامت خواهدافراشت ان شائ الله‌, ولی این جنایت بر پیشانی دشمنان اسلام و مسلمین لکه‌سیاه دیگری ثبت کرد که تا مدتهای مدید پاک نخواهد شد.

اینجانب ضمن تسلیت به ساحت پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و به پیشگاه حضرت بقیه الله ارواحنا فداه‌, به خاطر این حادثه فاجعه بار, به عموم شیعیان در سراسر جهان و به همه مسلمانان غیور و آگاه و ارادتمندان‌به خاندان مطهر رسول خدا علیه و علیهم السلام‌, تسلیت عرض می کنم و یک هفته در کشور عزای عمومی اعلام می نمایم.

لازم می دانم موکدا از مردم عزادار در ایران و عراق و سایر نقاط جهان درخواست کنم که از هر گونه عملی که به تعارض و دشمنی برادران مسلمان می‌انجامد جدا پرهیز کنند.

یقینا دستهایی در کار است که شیعیان را به تعرض به مساجد و مکانهای مورد احترام اهل سنت وادار کند.

هر گونه اقدامی در این جهت کمک به مقاصد دشمنان اسلام و دشمنان ملتهای مسلمان و شرعا حرام است.

والسلام علی عبادالله الصالحین.

سیدعلی خامنه ای3 اسفند ماه 1384

| | نظرات (3) | دنبالک ها (0)

February 13, 2006

آن ده روز بالائی

21_8411090373_L600.jpg

گرفتم باده ای از دست مستی
تعال الله چه مستی و چه دستی

و اتممناها بعــــشر...

| | نظرات (5) | دنبالک ها (0)

January 31, 2006

محرم حریــــــــــــــــــــــــم

92095769_604ef28f9b.JPG

| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

January 29, 2006

یـــــــا حسیــــــــن

sh-ali.jpg

آن شراب طاهر که شنیده ای بهشتیان را می خورانند ، میکده اش کربلاست و ساقی اش حسین علیه السلام است و خراباتیانش این مستانند که اینچنین بی سر و دست و پا افتاده اند.
حسین(ع) از دست یار می نوشد و ما از دست حسین

| | نظرات (10) | دنبالک ها (0)

January 25, 2006

شمیم ماه خون ، ماه هلال یک شبه زینب

یاران شتاب کنید!قافله در راه است.می گو یند گناهکاران را نمی پذیرند!آری گناهکاران را در این قافله راهی نیست...اما؛پشیمانان را می پذیرند.
آدم -علیه السلام- نیز دراین قافله ملازم رکاب حسین است،که او سر سلسله خیل پشیمانان است . و اگر نبود باب توبه ای که خداوند با خون حسین میان زمین و آسمان گشوده است،آدم دهشت زده و رها شده در این برهوت گمگشتگی وا می ماند...
ای دل تو چه می کنی می مانی یا می روی؟
داد از آن اختیار که تو را از حسین علیه السلام جدا کند!!!
این چه اختیاریست که که برای رو آوردن بدان باید پشت به اراده حق نهاد؟؟؟
نیک بنگر تا قلاده دنیا را بر گردنشان ببینی و سر رشته قلاده را که در دست شیطان است...
اکنون بنگر حیرت عقل را و جرات عشق را ! بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند... راحلان می دانند که ماندن نیز در رفتن است...
...و اگر در این دنیای وارونه رسم مردانگی اینست که سر بریده ی مردان را در طشت طلا نهند و به روسپیان هدیه کنند ... ؛ بگذار اینچنین باشد ! این دنیا و این سر ما !

باز شمیم روحنواز حسینی در کوچه پس کوچه های دلمان ما را به عاشورائی دیگر در سلسله تاریخی پیروزی خون بر اهالی اهریمن ،می خواند
محرم دیر خانیم زینب عزاسی
بیزی سسلیر حسینین کربلاسی

| | نظرات (5) | دنبالک ها (0)

January 18, 2006

برکه آسمانی

ghadir.JPG

ای نثار شام گیسویت خراج مصر و شام
هندوی خال تو را صد یوسف مصری غلام
جلوه ات افروخته ماه درخشان را عذار
ناز تو آموخته کبک خرامان را خرام
مه برویت گرچه می ماند نمی ماند بسی
گل ببویت گرچه می بوید نمی بوید تمام
یافتم دی فرصت طوف ریاض عارضش
زد صبا ,زان گل ستان بوی بهشتم بر مشام
من کجا و مدخت معجز کلامی همچو تو!
خاصه با این شعر بی پرگار و بی نظم و نظام

جام ازلی غدیر از دست مولی الکونین ,نوش تمام سایه نشینان سایه سار نخل ولایت
یا حیدر

| | نظرات (7) | دنبالک ها (0)

December 25, 2005

مسیح

بسم الله الرحمن الرحیم
ک.ه.ع.ی.ص
ذکر رحمت ربک ..

میلاد هر پیغمبری و بعثت هر رسولی ؛ عید و. روز نو برای همه بشریت است.
رهبر نیک اندیش انقلاب

میلاد مبشر رحمت و مهربانی ,ماموم امام آخرین , حضرت عیسی بن مریم علیهم السلام مبروک ...

و سلام علیه یوم یوم یموت و یوم یبعث حیا

| | نظرات (7) | دنبالک ها (0)

November 15, 2005

انجیل بربانا

ما انسانها قدر بیشتر چیزهائی رو که داریم نمیدونیم.اصلاخیلی وقتها خیلی از داشته هایمان را نمی
بینیم که بخواهیم قدرش را هم بدانیم.
یکی از اون چیزای بزرگ که اصلا هم بچشممون نمیاد ،همین مسلمونیمونه.حالا چرا و چه جوری
؟؟؟ توضیح میدم.
هفته قبل ،تو یکی از کتابفروشیای معتبر کتابی توجهمو بخودش جلب کرد:انجیل بربانا!!!
مثل اینجور کتابها رو فقط بین کتابای زیر خاکی و ممنوعه دور و بر ارگ تبریز دیده بودم. البته
توضیح پشت جلد بربانا رو که خوندم متوجه شدم که نباید همین جوری ازش بگذرم.روهمین حساب
خریدمش و چون تو مسیر نماز جمعه بود رفتم نماز جمعه و بعدش خونه ،که بشینم و بربانای 5500
تومنی ام رو بخونم.
توضیخا بگم که بربانا معتبرترین نسخه باقیمونده از انجیله.از سیصد،چهارصد سال پیش تا حالا
بدستورپاپ وقت ممنوع الچاپ شده و با دارندگان مسیحی آن برخورد میشه ...
با این پیش فرضها وقتی چند فصل از آن کتاب باصطلاح مقدس رو خوندم ، اولین کاری که کردم این بود
که یه دل سیر به ریش نداشته اونائی که پیرو یه همچین مزخرفاتی هستن ،خندیدم.بعدشم به یکی از
دوستان که اونم کمتر از من نخندیده بود گفتم که خدا رو شکر که مسلمونیم و تابع یه همچین چرند وپرندی
نیستیم.
بعدش که با چندتا از اهل فن درباره کتاب تازه خریداری شده ام پرسید م دریافتم که امپراطوران روم با اهرم کلیسای کاتولیک و پاپهائی که تا قبل از انتخابشان به عنوان پاپ معصوم نیستند و بعد از انتخاب دارای مقام عصمت می شوند،چه ها که به سر آئین آسمانی عیسی علیه السلام نیاورده اند...
خدا رو شکر که مسلمونیم و پیرو اسلوب آسمانی پیامبر رحمتی که لسان مبارکش جز به آنچه بر او وحی می شد نمی چرخید...

الحمدلله علی ما هدانا

انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون

| | نظرات (6) | دنبالک ها (0)

October 22, 2005

قـــــدر

بسم الله الرحمن الرحــــیم

انا انزلناه فی لیله القدر

و ما ادراک ما لیله القدر

لیله القدر خیر من الف شهر

تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر

سلام هی حتی مطلع الفجر


و ای خوش آن لبیکی که سحرگاه امروز به ندای ارجعی الی ربک ،در امتداد زمان جاری می شود :
فــــزت و رب الکعبه

| | نظرات (6) | دنبالک ها (0)

October 10, 2005

ابتلا

ابليس بر عيسي ( عليه السلام ) آشكار شد و گفت :
تو نبودي كه ميگفتي جز آنچه خداوند مقررت كرده است بر تو نرسد ؟ فرمود : بلي .
گفت پس خويشتن را از قلّه ء اين كوه فرو انداز . اگر مقدّر باشد كه به سلامت ماني ، بماني .
فرمود : اي طرد شده ء رحمت ، خداوند را سزد كه بندگان را آزمايد نه بندگان را كه خداوند را آزمايند


الهم عجل لولیک الفرج

| | نظرات (2) | دنبالک ها (0)

October 05, 2005

افتتاح

eftetah.jpg

الهم انی افتتح الثنا بحمدک

و ملائکه قدسی خداوند طبقهای نورانی فیض و بخشش الهی را بر زمینیان هبوط می کنند...
همه به فیضی عظیم خوانده شده ایم ..
یا علی و یا عظیــــم

الهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

روزهای سبز بخشش

مرد فقير با سر و وضع ژوليده و لباس كثيف و كهنه به در حمام رفت. استاد حمامي كه وضعيت چرك آلود او را ديد، دستور داد تا از حمام بيرونش كنند و راه ندهند. مرد ژوليده، همان دم در نشست و شروع كرد به هاي هاي گريه كردن.
مرد حمامي متاثر شد و آدم فرستاد كه بازش گردانند. هرچه اصرار كردند، بازنگشت. پرسيدند چرا نمي آيي؟ گريه ات براي چيست؟ جواب داد گريه ام نه براي اين است كه از حمام بيرونم كردند، بلكه فكر بهشت و آخرت را مي كنم و مي بينم در اين دنيا به واسطه چرك و كثافت، به حمام راهم نمي دهند، آن وقت چطور فرداي قيامت با روح كثيف و آلوده مي گذارند پشت سر محمد(ص) وارد رضوان الهي و بهشت برين شوم.

عمرمان به دنيا بود تا بر سر سفره ضيافت ماه رمضان ديگري ميهمان باشيم. رمضان مبارك آمد با سحر و افطارش، با ليله القدرش و با عيد فطر بزرگش. اگر هم بايد ميان بر زد و عقب ماندگي ها را جبران كرد، كدام زمان از اين برتر؟ اگر آلوده دامنيم و آلودگان را به معراج اولياي خدا راهي نيست، چه باك كه پيامبر خدا در بازگشت از آن معراج بزرگ از زبان پروردگار فرمود «لو علم المدبرون كيف اشتياقي بهم لماتوا شوقاً. آنان كه از من روي برگردانده اند اگر مي دانستند چه قدر به آنان اشتياق دارم، هر آينه از شوق جان مي سپردند». كدام تحفه از اين بالاتر؟!

ادامه "روزهای سبز بخشش" »

| | نظرات (10) | دنبالک ها (0)

September 08, 2005

این حسین است و خدائی می کند

Sarir(144).jpg

آورده اند- چه مي دانيم؟ شايد هم افسانه باشد- كه در روزگاران قديم پادشاهي با چند تن از ملازمانش راه گم كرده و اسير گرماي بيابان و دست درگريبان تشنگي و گرسنگي شدند تا از يمن حادثه در چادر باديه نشيني نزول كردند. زن چادرنشين از مال دنيا تنها بزي داشت و شوهري بيابانگرد. شير بز دوشيد و از كام درماندگان آن بيابان برهوت تشنگي برگرفت تا هنگام ظهر كه در تكريم مهمان سر از بدن بز جدا كرد و مشغول طبخ طعام شد...
مرد خانه از گرد بيابان رسيد و چون بز را نيافت و همسرش را در حال طباخي ديد، بانگ برآورد كه اي زن بر تو چه شد كه كل هستي مان را بر باد دادي و بز را بر آتش طبخ نهادي؟! زن ماجراي مهمانان ناخوانده و درمانده بر او بگفت و مرد آرام گرفت.
سلطان -كه هويتش بر زن و مرد ناپيدا بود- گفت و شنود ايشان را از پس چادر شنيد و هيچ نگفت. وقت رفتن خود را معرفي كرد و دست نوشته اي به آنان داد و نشان ملك خويش بنوشت كه هرگاه گذارتان به ديار ما افتاد نزد ما آييد تا جبران محبت كنيم!
... چند سالي گذشت روزي زن ومرد باديه نشين مرقومه پادشاهي در دست وارد بارگاه او شدند. خبر به گوش سلطان رسيد. قبل از ورود آنان، از وزيران و مشاوران راهنمايي خواست. شرح ماجرا كرد و پرسيد: براي جبران لطف ايشان امروز من چه كنم؟ هر كس پاسخي داد. يكي گفت: اميري يكي از ولايات را به او ببخش. ديگري گفت: فلان قصبه را به او هبه كن و... واما نوبت به وزير اعظم كه رسيد تأملي كرد و گفت: اگر واقعاً مي خواهي حق آنان را ادا نمايي بايستي تاج شاهي از سر و رداي سلطنت از دوش برداري و جمله به آنان بخشي چرا كه در آن روز، آنها از همه مايملك و دارايي خود براي تو گذشتند و انصاف آن است كه امروز تو از همه مايملك و مكنت خود در حق ايشان درگذري.
¤ ¤ ¤
در روايتي آمده است پروردگار قادر منان در جهان آخرت اجازه بخشي از حاكميت آن روز را به فرزند سردار بدر و حنين حضرت اباعبدالله الحسين(ع) مي دهد. مگر نه اينكه حسين(ع) روزگاري در صحراي كربلا همه هستي وكسان خود را فداي پروردگار كرد ....
عالم آرا دلربائی می کند
این حسین است و خدائی می کند

****

سوم شعبان ؛ میلاد سرخ نور دیده زهرا ، حضرت حسین بن علی ،بزرگ پاسدار جاویدان مردی و مردانگی بر پاسداران شهید و پاسداران منتظر شهادت مبارک.
این آقا کوچولو هم برای روز پاسدار یه پست فرستاده با عنوان حدیث دشت عشق ، که به دیدنش می ارزه.
یا علی

| | نظرات (5) | دنبالک ها (0)

خط خون

0507162300071rainbowweb_3953.jpg

درختان را دوست مي دارم که به احترام تو قيام کرده اند؛

و آب را که مهر مادر توست

خون تو شرف راسرخ گون کرده است؛ شفق آئينه دار نجابتت و فلق معراجي که تو در آن نماز صبح شهادت گذاردي

شمشيري که بر گلوي تو آمد هر چيز و همه چيز را در کائنات به دو پاره کرد:هر چه در سوي تو؛ حسيني شد و ديگر سو يزيدي.

اينک مائيم وسنگها ؛ مائيم و آبها ؛ درختان ؛ کوهساران ؛جويباران ؛ بيشه زاران که بر خي يزيدي اند و گرنه حسيني «عليه السلام» .

خوني که از گلوي تو تراويد هر چيز و همه چيز را به دو پاره کرد در رنگ؛ اينک هر چيز يا سرخ است يا حسيني نيست.

آه اي مرگ تو معيار ؛ مرگت چنان زندگي را به سخره گرفت و آن را بي قدر کرد که مردني چنين غبطه بزرگ زندگاني شد. خونت با خونبهايت حقيقت در يک تراز ايستاد و عزمت ضامن دوام جهان شد که جهان با دروغ مي پاشد و خون تو امضاي راستي است.

تو را بايد در راستي ديد و در گياه آنهنگام که مي رويد ودر آب آنهنگام که مي نوشاند ؛ در سنگ چو ايستادگي است ؛ در شمشمير آن زمان که مي شکافد و در شير که مي خروشد ؛ در شفق که گلگون است ؛ در فلق که خنده خون است ؛ در خواستن؛ برخاستن ؛ تو را بايد در شفق ديد ؛ در گل بوئيد ؛ تو را بايد از خورشيد خواست ؛ در سحر جست ؛ از شب شکوفاند ؛ با بذر پاشاند ؛ با باد پاشيد ؛ در خوشه ها چيد ؛ تو را بايد تنها در خدا ديد....

هر کس هرگاه دست خويش از گريبان حقيقت برون آورد خون تو از سر انگشتانش تراواست. ابديت آئينه ايست پيش روي قامت رساي تو در عزم.

آفتاب لايق نيست و گر نه مي گغتم جرقه نگاه توست.

ادامه "خط خون" »

| | نظرات (6) | دنبالک ها (0)

September 07, 2005

شعبانیه ...

niyaz.jpg

معبود من!
موهبت گسستن از همه و پیوستن به خود را به من ببخش و دیدگان جان های ما را با فروغ نگاهی كه به تو می افكنند، روشنی بخش تا آنگاه كه دیدگان جان ها پرده های نور را بردرند و به سرچشمه عظمت بار یابند و جان هایمان به شكوه قدس تو درآویزند.

سلام خدا بر ماه مبارک شعبان؛ ماه رسول خداو ماه تجلی ماه شب چهارده هستی ،مهدی فاطمه و سرآغار نیکوی آن مولود عشق علیه السلام: حضرت حسین بن علی علیهم السلام...

ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مروا از یادت
...

| | نظرات (4) | دنبالک ها (0)

September 02, 2005

به نام نامي توحيد

madine.jpg

بخوان به نام رهايي ! بخوان به نام بلوغ ! بخوان به نام صاعقه در التهاب شب.بخوان به نام ساقه اميد در پهندشت ياس ! بخوان به نام خالق خورشيد و عشق را به اسم اعظم معشوق ، از پس يلداي بي تنفس ديجور ، نور باران کن.
بخوان نبي گرامي ! بخوان رسول عشق و اميد! بخوان به نام نامي توحيد! تو که خواندي ، هرم صداي تو که قنديل هاي سکوت را ذوب کرد ، آواي مهربان تو که فضاي ميان زمين و آسمان را عطرآگين نمود ، بوي خوش عشق که ملائک بي تاب را به طواف حرا کشانيد انبياء انگشت حسرت به دندان گزيدند. ابراهيم و اسماعيل از آن که حرا بود و ما به مرمت کعبه ايستاديم و موسي از آن که به طور ، چرا رفتيم و عيسي از آن که آنچه در زمين يافتني بود ، در آسمان چرا مي جستيم و در اين ميانه ، تنها خاطر خدا بود که راضي بود چرا که رحمت واسعه خويش را نمود عيني بخشيده بود. فرشتگان برخي به رضايت بي سابقه خدا سجده مي بردند بعضي عرق از جبين پيامبر مي ستردند عده اي گوش به لطافت اين معاشقه مي سپردند و برخي از آن که معشوق خداوند را در زمين مي ديدند نه در ميان خويش خون دل مي خوردند. جبرئيل چه ذوق کرده بود که پيام عاشق و معشوق را بر بال امانت خويش به يکديگر مي رساند.

ادامه "به نام نامي توحيد" »

| | نظرات (10) | دنبالک ها (0)

August 19, 2005

امیر دلها

ali14.jpg

علی به روایت علی

پيامبر مرا در دامان خود پروريد. در كودكي مرا چون فرزند خويش در آغوش گرمش مي‌فشرد و در جايگاه مخصوصش جاي مي‌داد. آنچنان به پيامبر نزديك بودم كه عطر خوش او را مي‌شنيدم. او غذا را مي‌جويد و در دهانم مي‌گذاشت من پيوسته به دنبال پيامبر مي‌رفتم. هر روز نكته‌هاي تازه اخلاقي به من ياد مي‌داد و مرا به راه راست سفارش مي‌نمود. من هرگز دروغ نمي‌گفتم و در كردارم اشتباهي ديده نمي‌شد.

سلام خدا بر آنکه دل از عالم ربود و آفرینش طفیل غمزه های اشاره اوست..

| | نظرات (7) | دنبالک ها (0)

August 12, 2005

شب آرزوها

142891_orig.jpg

بسم رب الحسین

معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوشست بدین قصه اش دراز کنید

گفته است به چنین شبی ، شب جمعه اول ماه رجب ، مرا بطلب و از من بطلب ؛ و باید خواند و باید طلبید و آرزو کرد.
ماه عاشقی ؛ ماه مقدمه و ماه مقدم ؛ روزهائی که نبض کعبه بدانها می تپد ؛ السلام علیک یا امیر المومنین...

امشب - لیله الرغائب یا همان شب آرزوها بقول خودمان - برای من که خیلی وقت بود رفرش نکرده بودم ، یه رفرش اساسی بود و خانه تکانی ای که خیلی وقت قبل باید انجام می شد و نشده بود.
شب زیبائی که از مثل آن مدتها بی نصیب بودم و دعوتی که مدتها بود لبیکش نگفته بودم.
عهد کردم که امشب از خدا سه چیز بخواهم :
اول؛ سلامتی وجود آسمانی امام عصر علیه السلام . تعجیل در امر مقدس فرج
دوم؛...
سوم؛...
... و می دانم که صدایم را شنید و باز می دانم که اجابت خواسته ام زودتر از آنی خواهد بود که در دایره تنگ تصورم می گنجد.
القصه؛
درود به رندی که چون پیاله گرفت
یاد حریفان خسته جان افتاد

راستی ، شنیده اید که می گویند : آرزو بر جوانان عیب نیست...
یا علی مدد

| | نظرات (5) | دنبالک ها (0)

April 26, 2005

یاس ربیع

rasool.jpg

ومحمد آمد
و کور سوی آتش آتشکده آتشپرستان خاموش شد؛
و ایوان ظلم به چارده کنگره اش به قهقرا رفت؛
ودریای شور بختی اولاد بنی آدم خشکید؛
و نوری در ظلمت عرب جاهلی درخشیدن گرفت؛
و دخترکان مغضوب جاهلیت نوری از امید زندگانی در افق امیدشان رست؛
و او بود که شراب طهوراقرا را در کام بشریت تشنه ریخت
و ا