جنگ ميكروبي عليه اسرائيل!
اگر حشره اي در فنجان قهوه بيفتد، تصور مي كنيد واكنش يك آمريكايي، انگليسي، چيني و يك صهيونيست اسرائيلي چه خواهد بود؟! از این جا!!!
مرد انگليسي فنجان را به خيابان پرتاب و كافه را ترك مي كند.
مرد آمريكايي، حشره را خارج مي كند و قهوه را سر مي كشد!
مرد چيني حشره و قهوه را با هم سر مي كشد.
ولي مرد اسرائيلي:
1- قهوه را به آمريكايي مي فروشد و حشره را به چيني.
2- در تمام رسانه ها شيون و زاري مي كند كه امنيتش در خطر است.
3- فلسطين و حزب الله و سوريه و ايران را متهم مي كند كه جنگ ميكروبي براه انداخته اند.
4- همچنان به كولي بازي و «ننه من غريبم» خود درباره شكنجه يهوديان در هولوكاست هيتلري و سامي ستيزي و زيرپا گذاشتن حقوق بشر يهودي ادامه مي دهد.
5- از رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين خواهد خواست كه به مردم خود بگويد دست از حشره انداختن در فنجانهاي قهوه بردارند.
6- از آمريكا درخواست كمك نظامي فوري و وام يك ميليارد دلاري (با قابليت بازپرداخت يكصد ساله) مي كند تا يك فنجان قهوه ديگر سفارش دهد.
7- قهوه چي مجبور خواهد بود كه غرامت اين كار را با تقديم قهوه مجاني به وي تا پايان قرن جبران كند.
8- سرانجام و نه به عنوان آخرين اقدام... تمام دنيا را متهم مي كند كه فقط ايستادند و نگاه كردند و با آنكه او يك انسان معمولي است و براي اولين بار به قهوه خانه رفته است تا اولين قهوه اش را از زمان خروج چندين قرن پيش يهود از مصر صرف كند، براي مصيبت او اندوهگين نشدند!
| لینک ثابت | نظرات (2) | دنبالک ها (0)
March 16, 2008
انگشتها برای که جوهری می شوند»7«
مردم هوشمند ديار سرافراز من ،همپاي هم كيشان و هم وطنان ايراني شان حماسه آفريدند. تا نصرت نهائي:
و نشان دادند فرق شيفته خدمت را با تشنگان قدرت خوب مي دانند!
ديروز و با وجود كارشكني هاي متعمدانه و هدايت شده،مردم فهيم خوي راي اول خود را به نماد خدمت و تلاش دادند و در گام اول انتخاب،رداي وكالت را به قامت ايوبي عزيز دوختند.
يك يا حسين ديگر ...
| لینک ثابت | نظرات (3) | دنبالک ها (0)
March 12, 2008
انگشتها برای که جوهری می شوند»6«
در راستاي جمعه آخر هفته : و باز فرمود:
فرقي بين راي فلان مدير و مسئول و وزير و وكيل اين سرزمين با آن كارگر ساده كه نان از عرق جبين مي خورد، وجود ندارد. گو اينكه رداي نوكري آن حاكم و دولت مرد هم با دستان روغني يا پينه بسته همين كارگر، بالاپوش عزت و احترامش شده است.
الناس علي دين ملوكهم!
مردمان، تابع راي و نظر حاكمان خويشند ...
| لینک ثابت | نظرات (2) | دنبالک ها (0)
March 10, 2008
انگشتها برای که جوهری می شوند»5«
روزگاري شد و كس مرد ره عشق نديد
حاليا چشم جهاني نگران من و توست ...
| لینک ثابت | نظرات (0) | دنبالک ها (0)
March 06, 2008
انگشتها برای که جوهری می شوند»4«
دیشب و در ساعت صفر بامداد پنج شنبه،شانزدهم اسفندماه هشتاد و شش،استارت رقابتهای انتخاباتی مجلس هشتم در خو ی و سراسر ایران زده شد. خوی،آبستن تحولی بزرگ است.
در خیابان طالقانی که این بار به دلیل ممنوعیت ایجاد ستاد در خیابان امام،اکثر ستادهای تبلیغاتی در آن مستقرند،شور و هیجان خاصی درجریان بود.
تا ساعت 2 بعد از نصف شب،صدای سلام و صلوات از ستادهای مختلف تبلیغتی به گوش می رسید.
کمتر از چند دقیقه از آغاز روز پنج شنبه نگذشته بود که بروشورها و تصاویر نامزدهای نمایندگی دست بدست در بین مردم پخش شد و درهمان چند دقیقه اول،همه ،هرآنچه را که داشتند به روی دایره ریختند.
از امروز تا بیست و چهارم اسفندماه 86،ماراتن نفس گیری آغاز شده است که حاصل آن انتخاب برگزیده آرای مردم به وکالت از مردم خوی در مجلس شورای اسلامی.
جو عمومی خوی نشان می دهد که این بار،فرزندی شایسته از فرزندان بزرگ این بوم و بر به نمایندگی این قوم بزرگ،اما به استضعاف کشیده شده، انتخاب می شود.
تائید صلاحیت آخرین نفر از نامزدهای نمایندگی هم نمی تواند آنطور که باید و شاید در نتایج انتخابات اثر گذار باشد.
| لینک ثابت | نظرات (2) | دنبالک ها (0)
March 04, 2008
انگشتها برای که جوهری می شوند»3«
سخنی با برادران نظر ساز! امروز به سفارش یکی از دوستان، سری به سایت انتخابات خوی زدم. والخیر فی ما وقع
گردانندگان سایت فوق الاشاره،چهره های گمنامی نیستند.یا لااقل من،می شناسمشان.
کار جالب و در خور تقدیری را انجام داده اند که ضرورت پرداخت به آن بخوبی ملموس بود.
نکته مهمی که در باب تاثیر تریبون جدیدالاحداث انتخابات خوی ،باید که حتما مد نظر گرفته شود،رعایت انصاف و دوری از اغوا گریست .
که اگر این چنین نباشد،خیلی زود تریبون جدید و بجای تحلیل اخبار انتخابات خوی،جایگاه هنوز باز نکرده خود را از دست خواد داد.
با توجه به آغاز رسمی تبلیغات انتخاباتی،از یکی دو روز دیگر،بجاست دوستان سایت اتنخابات خوی،بیشتر و بهتر از قبل به تحلیل و انتشار اخبار مربوط به رویداد مهم 24 اسفند بپردازند.
نکته قابل تامل دیگر اینکه،در قسمت نظرسنجی سایت،بجز برای دو نفر،امکان رای دادن به افراد دیگر موجود در لیست وجود ندارد.
بعد از دفعات متعددی که تلاش کردم به افرادی غیر از دو نفر موصوف رای دهم و حاصلی نداشت،این ظن در من به وجود آمد که شاید،دوستان بزرگوار به تعمدی ،جلوی رای دادن به افراد غیر را بسته اند.
| لینک ثابت | نظرات (3) | دنبالک ها (0)
March 03, 2008
انگشتها برای که جوهری می شوند»2«
بعد از نزدیک به سی سال از وعده و وعید های صرفا تجاری ،تبلیغاتی ایام انتخابت،امروز و در آستانه هشتمین دوره انتخاب نماینده برای رتق و قتف امورات کلان شهر، مردم خوی با چهره ای مواجه شده اند که مرد عمل است. مردم عوام روستا آنقدر وعده و وعید شنیده بودند که حالا کلی برای خودشان،سیاست بلد شده اند . مردمان ساده روستائی،در عین سادگی و بی پیرایگی شان ،فرق شیفته خدمت را با تشنه قدرت خوب می فهمیدند... گفتند همانجا و شنیدم که :
به تصادف در یکی از جلسات خصوصی آقای ایوبی با اهالی یکی از روستاهای پرجمعیت حاشیه شهر حضور داشتم.
مردم باصفائی که رد مشکلات عدیده و کهنه سالیان دور و دراز،چهره آفتاب سوخته شان را شکسته تر کرده بود.
می گفتند که سالهاست یکی دو ماه مانده به انتخابات،سر و کله کلی مهندس و نقشه بردار پیدا می شود که با دستگاههای یغور و عجیب و قریبشان،عرض و طول راه روستائی مان را استخراج کنند ،تا ما فکر کنیم:مدیران شهری بفکر راه و برق و گاز ما افتاده اند.
انگار سر درد دلشان بازشده بود و انگار نه انگار که او را دعوت کرده بودند آنجا که حرفهایش را بشنوند و هم ولایتی هایشان را مطمئن کنند که گزینه ی درستی را برای سیل آرای روز 24 اسفند،انتخاب کرده اند.
روز انتخابات نشان خوهند داد که فرق حرف و عمل را خوب می فهمند...
| لینک ثابت | نظرات (11) | دنبالک ها (0)
March 02, 2008
انگشتها برای که جوهری می شوند»1«
با نزدیک شدن موعد انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی ،تنور انتخابات در شهرستان خوی نیز گرمتر می شود.
شهرستان دارالصفای خوی،با پیشینه ی عمیق فرهنگی و نقش برجسته ای که در تحولات منطقه ای آذربایجان در صده های اخیر اخیر ایفا کرده است،خود را مهیای عبور از یکی دیگر از مراحل حساس و سرنوشت ساز در عرصه مشارکت های اجتماعی و سیاسی می کند.
خبرهای رسیده،حاکی از صف بندی های جدید گروههای و طیفهای مختلف اجتماعی و سیاسی،بعد از اعلام غیر رسمی تائید صلاحیت های اولیه توسط شورای نگهبان است.
با توجه به بافت ارزشی جمعیت نیم میلیون نفری شهرستان خوی و سابقه ی روشنی که تنها نامزد ارزشی و اصولگرای این شهرستان در اذهان عموم مردم خوی دارد ، پیش بینی می شود،قاطبه ی آرای مردم فهیم شهرستان دارالمومنین خوی به سمت انتخاب نامزد ارزشی این دوره از رقابتهای انتخاباتی مجلس،سرازیر گردد.
الهم وفقنا علی ما تحب و ترضی
| لینک ثابت | نظرات (4) | دنبالک ها (0)
February 04, 2008
سعي كنيد براي جامعه فرد مفيدي باشيد
جوان آلماني در نامه خود خطاب به امام ميآورد: اما پاسخ امام خميني به وي به اين شرح است:
«آقاي خميني عزيز، نميخواهم با تقاضاي خود مزاحم شما بشوم، اما تا ديروز مشكلي داشتم (كه ميخواهم با مساعدت شما حل كنم). اميدوارم با محبتي كه داريد كمكم كنيد. نامزدم به زودي هديه سالروز تولدش را دريافت خواهد كرد؛ هديهاي كه از قلب من تقديم ميشود. او مشتاقانه دستخط (بزرگان را) گردآوري ميكند (و كلكسيوني از اين دستخطها دارد) و روز تولدش چهارم فوريه است.
چقد خوشحال ميشود كه سلامي از شما دريافت كند. لذا از شما درخواست ميكنم كه لطفي در حق من كرده و چند جمله زيبا روي كارتپستالي كه (در پاكت نامه) برايتان گذاشتهام براي ايشان بفرستيد. اگر اساسا دستخطي براي كسي ارسال نميكنيد، لطفا مرا در جريان امر قرار دهيد.
اكسل نلكن ـ ببلز دورف ـ شماره 57 ـ 5810 ويتن ـ آلمان غربي.
با تشكر و بهترين آرزوها براي شما. ارادتمند شما، پرديسي كوپيسا»
بسمه تعالي
سعي كنيد براي جامعه فرد مفيدي باشيد. سعي كنيد تحت تأثير قدرتهاي شيطاني واقع نشويد. سعي كنيد انسان متعهد باشيد. انشاءالله سلامت باشيد.
روحالله الموسوي خميني
| لینک ثابت | نظرات (0) | دنبالک ها (0)
February 04, 2007
انقلاب پویا
اینروزها ، وقتی هیاهوی رسانه ای رسانه ی ملی گوش فلک رو کر کرده که آی انقلاب 57 ال بود و بل بود ، به این فکر میکنم که مگر آقا پارسال تبیین نفرمودند که انقلاب حرکتی پویا و همیشگی است؟ و مگر نمی شود در کنار تکرار و تذکر حماسه های 57 و قبل و بعد آن ، روحیه حماسه آفرینی و انقلابی بودن را در ملت دمید ....؟ مگر نه اینکه ما می خواهیم که بتوانیم؟ و مگر نه اینکه این ، شدنیست؟
| لینک ثابت | نظرات (1) | دنبالک ها (0)
January 28, 2007
سرخم می سلامت
«به نظر ميرسد كه در واقع (آيتالله) خامنهاي فوت كرده و يا در حال فوت است و نظام ايران تلاش دارد ارزيابي كند اگر اين خبر اعلام شود، چه اتفاق و واكنشي خواهد داشت و واكنش مردم چه خواهد بود. نمی خاستم به این موضوع بپردازم.اما وقتی شایعه تا خانه ما هم رسید ؛ بر آن شدم تا چند سطری در این خصوص بنویسم.چه، اینکه این سنخ شایعات در زمان جنگ تحمیلی و در بحبوحه عملیاتهای بزرگ و حتی قبلتر از آن در گرماگرم جنگ احد هم دست اویز شیطان بوده تا دل مردمان سست ایمان را بلرزاند. که شایعه را شیطان می سازد،منافق پخش می کند و عوام می پذیرد. بگذریم از اینکه اساس آنچه این روزها دهن به دهن شایع می شد ,اساسا ساخته و پرداخته شیطان و جنود بی جیره و مواجبش بود که یکبار دیگر هم آبروی نداشته شان را با کوته بینی تاریخی شان بر باد دادند که الحمدلله الذی جعل الاعدائنا من الاحمقا... آقا زنده است.زنده تر از همیشه و با نفس مسیحائی اش هست که ما پروانگان وجودش، زنده ایم. و هنوز پیش مرگ های سید خراسانی را نفس هست که نفس بدخواهان مولایشان سید علی راببرند... اما اگر روزگاری مشیت حقه الهی برگونه دیگری چرخید ,اسلام فقط یک سرباز را از دست می دهد... اسلام,نهضت پایای حسینی و رایحه شور انگیز تشیع تا ابد روزگاران در اقصی نقاط عالم اعلی و دنی خواهد پیچید... که اسلام محمدی قائم به فرد نیست و نخواهد بود! الهی یه شور حسین علیه السلام که عاشقش بودی عاشقت بود،روزگار امارت امیر قافله صبر و بصیرت انقلابمان را به روزهای آفتابی مهدی علیه السلام بپیوند ... آمین.
تازهترين گزارشهاي پزشكي نشان ميدهند كه وقتي او (حضرت آيت الله خامنه اي) هفته گذشته از بيمارستان مرخص شد، دچار گردش خون نامناسب، ضربان قلب ضعيف، فشار خون بالا و نارسايي شنوايي است و تقريباً بينايي در يكي از چشمان خود را از دست داده و از درد شديد كمر رنج ميبرد. ظاهراً نميتواند به تنهايي از روي صندلي يا تخت خويش برخيزد. همه اين عوارض ناشي از سرطاني است كه او به آن مبتلا است. با اين حال به پزشكان خود گفته است كه تا زماني كه آمريكاييها از منطقه خارج نشدهاند و در لبنان، جمهوري اسلامي اعلام نشده باشد،زنده خواهد ماند»
اين ادعا هاي «مايكل لدين» از اعضاي موثر موسسه «امريكن اينتر پرايز» است كه برخي او را مسئول طرح براندازي جمهوري اسلامي ايران معرفي ميكنند. ادعاهاي اين مقام امريكايي در تاريخ 10 ژانويه مصادف با 20 ديماه سال جاري منتشر شد و پيش از آن، در 4 ژانويه مصادف با 14 دي نيز در سايت pajamasMEDIA به طور اشاره آمده بود. اين شايعه آغاز ماجرايي شد كه سپس برخي شبكههاي خبري مانند فاكس نيوز كه زير نظر پنتاگون عمل ميكند و برخي خبرگزاريهاي غربي ديگر، آن را دنبال كردند و اين روزها در سطح مردم اين سؤال با نگراني مطرح ميشود كه «از حال آقا چه خبر؟ ميگويند...» ...
| لینک ثابت | نظرات (0) | دنبالک ها (0)
January 07, 2007
مزد روس ها
گفت: آمريكا چند شركت روسي را به خاطر تحويل تجهيزات نظامي به ايران، سوريه و ونزوئلا تحريم كرد.
گفتم: چشم روسيه كور، دنده اش نرم،تا ديگه با آمريكا در صدور قطعنامه عليه ايران همكاري نكنه!
گفت: اين آمريكا عجب بي چشم و رو و نمك نشناسه! آنهمه التماس كرد تا موافقت روسيه را براي صدور قطعنامه عليه ايران جلب كنه و حالا كه كارش تموم شده مزد روسيه رو كف دستش ميذاره!
گفتم: چه عرض كنم؟! انگار مكالمه زير بين پوتين و بوش صورت گرفته، البته بعد از صدور قطعنامه كه ديگه خر آمريكا از پل گذشته و به روسيه احتياجي نداره...
پوتين: اي يار!
بوش: زهر مار!
پوتين: از عشق تو بيمارم.
بوش: برو بمير، مگه من پرستارم!
پوتين: از غم دوري تو دارم مي ميرم.
بوش: به جهنم! مگه من مرده شورم!
پوتين: اي نامرد نابكار مگه توي نامه ات به من ننوشته بودي كه تو نور چشم مني؟
بوش: اون نامه رو از قول موش كور نوشته بودم!
| لینک ثابت | نظرات (3) | دنبالک ها (0)
December 14, 2006
صندوق شماره53
حرف و حدیث پیرامون انتخاب،چرائی و لزوم . عدم لزوم آنرا ارباب رسانه ، به اهلش به غابت کفایت ، رسانیده اند. اما اینکه دو انتخاب مهم و در عین حال منفک از هم ،در یکروز برگزار می شود تجربه ایست بکر ، که خستگی اش، اول از همه حال مجریان و ناظرین انتخابات را خواهد گرفت.خاصه ناظرین شورای نگهبان را که می بایست تا پایان شمارش آرای شورا هم در محل صندوق حاضر باشند.البته جای شکرش باقیه که شهر ما فقط7تا شورا میخواهد و بعبارتی7تاشو کم داره.خدا به داد ناظرین تهرانی برسه که 15 تا شورا کم دارن.به داد ما هم که فکر کنم یه 36 ساعتی رو باید با خواب و این حرفها خداحافظی کنیم، هم ابته برسه خب!!!. لپ مطلب اینکه :حقیر سراپا تقصیر فردا رو بعنوان ناظرمسئول صندوق شماره53مسجد آقا اسماعیل شهر عزیزم خوی ، هستم در خدمتتون.بیاین اونورا ، یه چای قند پهلوی دیشلمه ، از نوع نظارتی اش ، پیش من دارین. الهم وفقتا علی ما تحب و ترضی««آمین» خدایا ! بصیرت ما را به آنچه مورد نظر و رضای توست رهنمون باش .
| لینک ثابت | نظرات (0) | دنبالک ها (0)
July 22, 2006
هدیه هائی با تناژ بالا
هدیه هائی با تناژ بالا ؛ با امضا و پیامهای دوستی و مودت ؛ تصاویری از امضای بمبهای فسفری و نوشتن یادگاری بر روی آنها توسط کودکان اسرائیلی...شاید به دیدنش بیارزه ! ««و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر:ان الارض یرثها عبادی الصالحون...»»
| لینک ثابت | نظرات (3) | دنبالک ها (0)
July 09, 2006
آقــــــا به روایت تایم
قویترین مرد ایران از زرق و برق مقام پرهیز میکند. با وجود آنکه بسیاری از زیردستان او کنار دریای خزر ویلا دارند و ماشینهای جادار و شیک سوار میشوند، اما آیتالله علی خامنهای، رهبر مذهبی ایران، به سادگی یک آخوند شهرستانی زندگی میکند. او مهمانان خود را در دفتر سادهای در جنوب تهران میپذیرد و اغلب روی زمین مینشیند و عمامهای مشکی به سر دارد. تصاویر بزرگ او که در همه جای شهر دیده می شود بیشتر او را بصورت یک کارمند عادی با عینک تهاستکانی و شال عربی نمایش میدهد تا یک انقلابی. یکی از مقامات ارشد ایرانی میگوید: "هنگام صحبت با او حس میکنید با یک مرد دنیوی سروکار دارید؛ و بیش از هر زمان دیگر همه چیز در دست اوست." کسانی که آقای خامنهای را میشناسند میگویند او معتقد به حق ایران برای نیروی اتمی است اما در ضمن میخواهد از مجازاتهایی که ایران را فلج میکند و قدرت رژیم دینی را متزلزل میسازد پرهیز نماید. یک از مقامات عالیرتبه نزدیک به خامنهای می گوید: "او اهل حرف حساب است، و دست آخر تصمیمی خواهد گرفت که به نفع ایران باشد. چه بسا او راه خروج از این تنگنا را بیابد." و اکنون رژیم اکنون بیش از گذشته آماده مذاکره است.
ادامه "آقــــــا به روایت تایم" »
| لینک ثابت | نظرات (5) | دنبالک ها (0)
June 24, 2006
برای دکتر محمود
با یکی تو اینترنت سر همه چی بحثمون می شد.از شهادت و ایثار بگیر تا نفت و سیاست.
| لینک ثابت | نظرات (1) | دنبالک ها (0)
May 25, 2006
حاشیه های یک اهانت
امروز دوشنبه است.اول خردادماه یکهزاروسیصدوهشتادوپنج.به ربط سیاست و امتحانات آخر ترم , بانسل سومی می اندیشم که پیک فعالیت سالیانه شان همیشه و بطور تصادفی ,خردادماه است.بچه ها میگن ساعت 4عصر ,سر اهانت روزنامه ایران تجمع اعتراض برگزارمیشه.4ونیم کلاس دارم.از بچه ها جدامیشم.نگران تبعات احتمالی تجمع هستند.میام دانشگاه.انگار هیچ اتفاقی قرار نیست بیفته.چنذ روزه که اعتراض آرامی تو دانشگاه جریان داره....
حوالی ساعت هفت عصره.کلاسم تموم شده و من فکر میکنم تجمع هم باید تموم شده باشه.باسرویس دانشگاه برمی گردم شهر.کنار راننده نشستم و رانندهه داره با آب و تاب تعریف میکنه.پیش خودم فکر میکنم داره غلو میکنه.فکرشم نمی کنم که اعتراض از بازار تا آبرسان کشیده باشه.نزدیکای آبرسان از چند جا دود غلیظی بلنده.جلوی تالار مونسی که پیاده مون میکنه تازه متوجه میشم که دود مال حوزه 2بسیج شهریه و اونجا داره تو آتیش میسوزه.نمی تونم مثل بچه های خوب راهمو بکشم و بیام خونه.کنجکاو میشم که از نزدیک جریان رو ببینم.
تو این فکرم که برم داخل جمعیت یا نه؟که یه آمبولانس آژیرکشون میاد و از لای جمعیت رد میشه.روشیشه ی جلوئیش به اندازه یه کف دست ,شکسته. حالا تقریبا رسیدم به فلکه ی دانشگاه که یهو میبینم جمعیت فرار میکنن به سمتی که من ایستادم.خالا خوب می تونم یگان ویژه ی پشت سر جمعیتو ببینم.چند نفر همینطور که دارن فرار میکنن پاره آجر حواله در و دیوار میکنن.
| لینک ثابت | نظرات (3) | دنبالک ها (0)
May 19, 2006
روایتی از مادر عروس
روبـرت مك نامـارا , وزير سـابق ايالات متحـدة امريكا در دولت جـان اف كندي و رئيس سـابق بانك جهاني ـ اكنون نگران اسـت و مي دانـد در چه وضعيـت خطرناكي قـرار گرفته ايـم . مشـاوره هاي او بـه دولت كندي در زمـان » بحران موشـكي كوبا « بود كه از فاجعـه اي اتمي جلوگيري كـرد . امروزاو معتقد اسـت كه ايالات متحده ديگر نبايدبه سـلاح هاي اتمي به عنوان ابزار سياسـت خارجي متكي باشد؛ زيرا ابزاري غيراخلاقي، غيرقانوني و بي نهايت خطرناك است .
مك نامارا مي گويد : اينك زمان آن فرا رســيده ـ يا بهتر بگويم - حتي گذشــته اســت كه ايالات متحده از سياســت اتكا ب ســلاح هاي اتمي به عنوان ابزار سياست خارجي ـ كه سياســت اين كشور در زمان جنگ ســرد بود ـ دست بــردارد . من سياســت كنوني ايالات متحــده در قبال ســلاح هاي اتمي را غيراخلاقي، غيرقانوني و به لحاظ نظامي غيرضروري و بسيار خطرناك ارزيابي مي كنم .
زمانــي كه من وزيــر دفاع بــودم، فرماندة نيروي هوايي اســتراتژيك آمريكا يك خط تلفن شخصي در اختيار داشــت و هر جا كه مي رفــت آن را همراه خود مي برد و 24 ســاعت روز، هفــت روز هفته و 365 روز ســال، اين تلفن با او بود . تلفن فرماندة نيروي هوايي كه مقر وي در شهر » اوهاما « در » ايالت نبرسكا « واقع شده بود، با مركز فرماندهي دفاعي آمريكاي شمالي كه كيلومترها در زير كوهستان چيني در » ايالات كلورادو« قرار دارد، مرتبط بود و از آنجا نيز يك خط ارتباطي بين ايــن پايگاه و رئيس جمهور آمريــكا برقرار بود . رئيس جمهور نيز كدهاي فعال كنندة كلاهك هاي هسته اي را هميشــه در اختيار داشت . يك افســر ارتش آمريكا ايــن كدها را در يك كيفد ســتي كه آن را » فوتبال« ناميده اند همه جا براي رئيس جمهور حمل مي كرد .
برای مطالعه بیشتر بفرمائید اینــــچا
| لینک ثابت | نظرات (6) | دنبالک ها (0)
May 15, 2006
و غده سرطاني سربر آورد
25 ارديبهشت 1327 ه.ش (15 مي 1948 ميلادي) در اوج غفلت مسلمانان ، رژيم صهيونيستي در سرزمينهاي غصب شده فلسطين اعلام موجوديت کرد.
تصرف فلسطين از هزار سال پيش به عنوان يکي از مهمترين اهداف غربي ها مطرح بوده است. به همين دليل ، آنها جنگهاي 200 ساله صليبي را به راه انداختند و در جريان همين جنگها بود که صليبي ها در سرزمين غصب شده فلسطين دولت فرنگي تاسيس کردند. اما اين دولت ، دوام چنداني پيدا نکرد و مسلمانان مبارز موفق شدند دولت غاصب فرنگي را از فلسطين جارو کنند. از اواخر قرن 19 ميلادي ، بار ديگر غربي ها درصدد برآمدند فلسطين را به بهانه اي اشغال نمايند و در آنجا دولتي تاسيس کنند. اين دوره مصادف با آغاز تکاپوي جنبش صهيونيستي بود. اين جنبش که نام خود را از کوهي به نام صهيون يا صيون (کوه خشک و پرآفتاب) گرفته بود ، هدفش اين بود که زمينه را براي تشکيل دولت صهيونيستي در فلسطين فراهم کند. طي سالهاي 1882 تا 1897 ميلادي صهيونيسم جهاني تلاش فوق العاده اي کرد تا به عنوان گام نخست ، تعداد زيادي از يهوديان را به فلسطين انتقال بدهد. اين تلاشها ، نتيجه چندان مطلوبي به بار نياورد. بعد از اين مرحله ، تئودور هرتزل که يک روزنامه نگار يهودي در اروپا بود و گرايش هاي شديد صهيونيستي داشت ، رهبري نهضت صهيونيسم را در دست گرفت.
وي کتابي منتشر کرد و در آن کتاب خواستار تشکيل کشور يهودي در فلسطين شد. در اين زمان ، يکي از مهمترين روشي که صهيونيست ها در نظر گرفتند، خريد زمين و مسکن در فلسطين بود. صهيونيست ها به اين نتيجه رسيده بودند که تهيه زمين ، يکي از اساسي ترين کاري است که براي تشکيل دولت صهيونيستي لازم است.در سال 1897 هرتزل ، روزنامه دي ولت را براي نشر افکار صهيونيستي تاسيس کرد. در همين سال ، وي موفق شد نخستين کنگره صهيونيستي را در شهر بال سوئيس تشکيل دهد. در کنگره بال سوئيس تصويب شد که در فلسطين ، تشکيلاتي به نام کانون ملي يهود تشکيل شود. در اين زمان ، فلسطين بخشي از امپراتوري بزرگ عثماني بود و به همين دليل ، صهيونيست ها صلاح نديدند واژه «کشور» را به کار ببرند و از لفظ «کانون» استفاده کردند تا مسلمانان و دولت عثماني از نيات شوم آنها با خبر نشوند. هرتزل مدتي بعد در خاطراتش نوشت : اگر بخواهم نتيجه کنگره بال را در يک جمله خلاصه کنم ، بايد بگويم که من در کنگره بال ، دولت يهود را پايه گذاري کردم.
اگر امروز اين موضوع را افشا کنم ، با استهزاي جهانيان روبه رو خواهم شد، ولي احتمالا در چند سال آينده و مسلما در پنجاه سال آينده ، همه متوجه خواهند شد که سخن من درست بوده است.
ادامه "و غده سرطاني سربر آورد" »
| لینک ثابت | نظرات (3) | دنبالک ها (0)
May 10, 2006
جماعت نخبه ی کشور گاوچرانها
اكثر جوانان و نوجوانان آمريكايي مثل خود «بوش كوچك» در علم جغرافيا واقعا بي سوادند، آنقدر كه، حتي نمي دانند «عراق» كجاي دنياست!
طبق تحقيقاتي كه موسسه «راپر» براي مجله «نشنال جئوگرافيك» انجام داده، جوانان آمريكايي آنقدر بي سوادند كه حتي كشور خود را هم درست نمي شناسند و اقلا نصفشان حتي نمي توانند شهر «نيويورك» و يا ايالت «اوهايو» را روي نقشه نشان بدهند! و 30درصدشان هم فكر مي كنند كه آمريكا يك تا 2 ميليارد جمعيت دارد! كه البته هيچ تعجبي هم ندارد چون، نصف جوان هاي آمريكايي معتقدند، اينكه بداني يك كشور كجاي دنيا قرار گرفته و يا اينكه يك زبان خارجي بلد باشي، ضروري نيست، اگرچه ممكن است مهم باشد! و اكثرشان هم اصلا نگران اين بي سوادي هاي جغرافيايي شان نيستند. درحالي كه، سربازان آمريكايي از مارس 2003 در عراق مي جنگند و اين كشور بيشتر از 3 سال است كه صفحه اول همه رسانه هاي آمريكايي را پر كرده، 63 درصد جوان هاي آمريكايي حتي نمي دانند عراق اصلا كجاي نقشه دنيا قرار گرفته است! و البته، 75 درصد هم نمي دانند اسرائيل كه دولتشان اين همه سنگش را به سينه مي زند، اصلا كجاي دنيا هست. و اگرچه، 46درصدشان قشنگ مي دانند كه سودان در آفريقا قرار دارد، اما 20 درصد هم فكر مي كنند كه يك كشور آسيايي است، 10 درصد آن را كشوري اروپايي مي دانند و پنج درصد هم در آمريكاي جنوبي دنبالش مي گردند. درحالي كه، 2 درصد، بزرگترين كشور آفريقايي را در استراليا و يك درصد هم در قطب جنوب جا مي دهند! آنهم، قطب جنوبي كه به قول 3 درصد اين «دانشمندان» در جنگل هاي آمازوني واقع شده است و به قول 59 درصد ديگر هم در آمريكاي جنوبي قرار دارد.
منبع
| لینک ثابت | نظرات (13) | دنبالک ها (0)
April 10, 2006
دماغ سوخته خریداریم
پیشاپیش دماغ سوختگی عموسام و داردسته داخلی و خارجی اش اعم از مزدور و غیره را با نرخ توافقی 
خــــــــــــــــــریداریم.
| لینک ثابت | نظرات (2) | دنبالک ها (0)
April 02, 2006
جمهور مسلمانی
این ما هستیم که زیر علم آن سید بزرگ؛روح الله الموسوی؛قیام کردیم که عمامه سیاه داشت؛و عباوقبا ولباده میپوشید و جز در یک مدت کوتاه؛هنگام تبعید در ترکیه؛ لباس پیامبر را از تن بیرون نیاورد... سالروز تکوین مردمی ترین حاکمیت قرن ، مقدمه حک.مت واحد و عالمگیر خدا بر روی زمین، مبارک باد.
نعلین می پوشید واز هر دو کلمه ای که می گفت؛ هر دو کلمه اش درباره دین بود واحکام دین و ولایت وتقوا و تزکیه و حتی یکبار نشد که دین را به صورتی متجددانه تحلیل و تفسیر کند و هر آنچه را می خواست به ما بیاموزد با رجوع به امثال وحکمی بیان می کرد که از احادیث و روایات و تفسیر قران و زندگی انبیا و قیام امام حسین «علیه السلام» گرفته بود و حتی یکبار هم آزادی را جز در تلازم با استقلال و جمهوری اسلامی معنی نکرد و از استقلال همواره معنی عدم تعبد از غیر خدا را امر می کردو از جمهوری اسلامی نیز حکومتی ولائی رادر نظر داشت که قانون اساسی آن نه از قانون اساسی فرانسه که از قران و سنت گرفته شده و نهادهای آن همجون اقماری برگرد شمع ولایت فقیه نظام یافته اند...
| لینک ثابت | نظرات (4) | دنبالک ها (0)
February 28, 2006
اتاق گــــــــاز ...
| لینک ثابت | نظرات (12) | دنبالک ها (0)
January 08, 2006
شارونشون هم ترکیـــــــــــــــــــــــد
گفت: بعد از جرج بوش كه گفته بود براي شفاي شارون دست به دعا برداشته، بيل كلينتون رئيس جمهور سابق آمريكا هم گفته است كه من و همسرم براي سلامتي شارون دعا مي كنيم!
گفتم: شارون چند روز قبل، جان كثيف خود را تحويل داده و قبض را گرفته و به جهنم رفته است ولي مقامات رژيم صهيونيستي قرار است چند روز ديگر خبر مرگ او را اعلام كنند.
گفت: حالا دعاي بوش و بلر و بيل كلينتون كه عيبي نداره، بذار دلشون خوش باشه!
گفتم: آخه... هيچي! بگذريم... مي گويند چند نفر كنار درختي ايستاده بودند، يكي از آنها پرسيد؛ فكرش را بكنيد كه اگر اين درخت سرسبز چنار زبان داشت چي به ما مي گفت؟ مرد كشاورزي كه از آنجا رد مي شد، گفت؛ اگر اين درخت زبان داشت به شما مي گفت؛ احمق ها! اولاً كه من درخت بلوطم نه چنار، ثانياً؛ هفت هشت سال است كه خشك شده ام و ثالثاً... ديگه چي بگم!
| لینک ثابت | نظرات (5) | دنبالک ها (0)
October 12, 2005
آقاي رئيس جمهور اجازه! دوستت داريم
اینو دیشب تو خبرگزاری فارس دیدم. خیلی حذ کردم از خوندنش... اینم زکاتش که نشرش باشه: وقتي رئيس جمهوري در حالي كه هنوز روزه خود را باز نكرده بود به ميان كودكان بيسرپرست رفت تا با آنان گفتگو كند، دختركي كوچك كه به نظر مي رسيد سالهاي اول مقطع ابتدايي را طي ميكند خود را به رئيس جمهور رساند و در حالي كه با شيريني خاصي گفت: آقاي رئيس جمهور اجازه! من فرزند شهيدم و در ادامه گفت، آقاي رئيس جمهور شما را دوست داريم. نوجوان ديگري با شيرينزباني خود مدتها بود با رئيس جمهور صحبت ميكرد و از مشكلات مربيان و مسئولان خود در سازمان بهزيستي كشور با رئيس جمهوري درد دل ميكرد ناگهان مثل اينكه مسالهاي مهم تازه به يادش آمده باشد گفت: آقاي احمدينژاد از انرژي هستهاي چه خبر؟ دخترك ديگري كه از امضا شدن نامه خود توسط رئيس جمهور خوشحال بود به وي گفت: آقاي رئيس جمهور شما اصلاً اين همه نامه را ميخوانيد؟ ...بخوندنش می ارزه... شاید تلنگری باشه که یادمون بندازه الگوی حکومت اسلامی مون وقتی از دنیا رفت رد کیسه غذائی که هر شب آذوقه ایتام و مساکین در آن بود , بر شانه مبارکش باقی مانده بود. یا علی
و رئيس جمهوري از وي پرسيد از انرژي هستهاي چه ميداني و او در پاسخ گفت، ميدانم كه چيز خوبي است و ميتواند صنعت كشور ما را توسعه بيشتري دهد و چون يك مسلمانم و در كشوري مسلمان زندگي ميكنم فكر نميكنم كه بناي استفاده نادرست از آن را داشته باشيم، ما نفت و گاز داريم ولي مانند همه كشورهاي دنيا بايد به فكر انرژي هستهاي هم باشيم.
احمدينژاد به وي گفت: باور كن من تمام نامهها را ميخوانم و به مشكلات مردم توجه ميكنم.
رئيس جمهور از وي پرسيد نام تو چيست؟، دخترك گفت، مطهره و رئيس جمهور در پاسخ گفت: چه اسم زيبايي، همه كودكان ايران مانند تو پاك و مطهرند و اين وظيفه ما را سنگينتر ميكند تا براي آينده شما بيش از پيش تلاش كنيم.
| لینک ثابت | نظرات (13) | دنبالک ها (0)
October 11, 2005
پنبه هائی که سر می برند
دیشب , دو تا ای میل برام اومده بود با یک عنوان: ((شماره تلفن احمدی نژاد)) . جالبتر اینکه نام سندر یکی از دو نامه محمود احمدی نژاد نوشته شده بود.
شماره موبایلی با کد «3» که می شود طرفهای اصفهان .
چندی پیش هم در یکی از لابی های تخصصی!!! فامیلی یکی از زعمای قوم داشتند در منقبت دکتر احمدی نژاد , افاضه فیض می فرمودند که شاهد مثالی آوردند بر اینکه دکتر آدم رادیکال و پر انرژی ای یه و خرده از کسی نداره و استناد کردند به اینکه شنیده اند دکتر با لباس مبدل!!! رفته اند استانداری اصفهان و مچ استاندار را که دیروقت می اومده سرکار گرفته اند و عذرش را همانجا خواسته اند.
البته در کارائی و کاردانی دکتر که در همین یکی دوماهی که دولت را تحویل گرفته و جسارت انقلابی ای که در این چند ماه مسئولیت از خود نشان داده, شکی نیست , ولی باید متوجه این نکته نیز بود که دشمنان حرکت انقلابی این ملت اینبار طرفی نو بسته اند و از شیوه ای متفاوت از سیاقهای قبلی شان استفاده می کنند.نکته ای که شاید بعضی خودی ها از آن غافلند و از روی غفلت بر طبل آن می کوبند. و آن تولید انتظارهای نابجا و غیر عقلانی از سیستمی است که می خواهد کارهای بزرگ بکند و گرههای بزرگ را به سر انگشتان کارائی باز نماید.
واقعا مسخره بنظر می رسد که رئیس جمهور یک مملکت کارهای کلان و مهم را ول کند و برود مچ استاندار و فرماندار را بگیرد. یا شماره تلفن مستقیمش را اعلان عمومی کند تا مثلا من دانشجو وقتی مشکل آموزشی ام حل نشد ,زنگ بزنم شکایت مسئول آموزشمان را به رئیس جمهور بکنم.
ایجاد این نوع توقعات غیر منطقی از مهمترین مصدر اجرائی کشور, در حقیقت محدود کردن دایره اقدام و تلاش عالیترین سیستم اجرائی کشور است . که با طرفندی ظریف سیر پر رنگ تر شدنش ملموستر می شود.
خیلی قبل ترها وقتی دولت نهم برای اولین بار خدمت آقا مشرف شده بودند , ایشان به این نکته اشاره کردند که نه دولت باید در رسیدن به افقهای ترسیم شده اش شتابزده عمل کند و نه ملت در وصول مطالبات و خواسته هایشان عجله داشته باشند.
با یک آنالیز ساده می توان دریافت که این گونه طرفندها از ناحیه ورشکستگانی بکار می رود که سیل عظیم ملت و قهر انقلابی این قوم سترگ آنان را به واسطه آزمونهائی که در آنها شرمنده امانت مردم شده اند , بی رحمانه پس زده شده اند.
این سیر طبیعی حرکت انقلابیست که خائنان این امانت بزرگ را بی هیچ ملاحظه و مسامحه ای پس می زند.
| لینک ثابت | نظرات (7) | دنبالک ها (0)
September 12, 2005
تعطیلات تمام شد
چند صد سال است که بشر افتاده در قعر زمان ، خود را و زمانه اش را زمان آخرین می نامد و هر از گاهی به نشانی از نشان هائی که از کتابهای مقدسش در باره دوران آخر آمده بر ادعای خود صحه می گذارد که آری دوران ما آخر الزمان است. الیس الصبح بقریب؟
بشر گرفتار در بلایای آخر الزمان ،سالهاست که ظهور منجی ای را امید می کشد که اتفاق اهل نظر و کتابهای مقدس و بشارتهای آسمانی نوید آمدنش را سالهای سال است که داده اند.
آدمی با همه وسعت دایره علمی و یافته های مادی اش هنوز که هنوز است نتوانسته روح خویش را از چاه زمان و مکان برهاند و بر وسعت دانسته های ماورائی اش بیافزاید. از اینروست که شیفته اخبار غیبی و ماورائیست.
القصه؛ بشر پایانی و ایستگاه آخر تمدن بشری ، هر آن آبستن وقوع اتفاقات شگرف و بی سابقه است که این شاید نوعی از آمادگی باشد که می باید در روح آدمی ایجاد شود و انسان را برای آن اتفاق بزرگ آماده سازد.
وقوع حوادث بی سابقه در چند سال اخیر و شوکهای عظیمی که بواسطه وقایع شگرف آخرالزمان بر روح خسته و روزمره آدمی وارد می شود ، شاید قرینه ای باشد بر اینکه ان اتفاق قریب نزدیکتر شده.
اردوی شیطانی غرب نیز این حقیقت را لمس می کند که پایان تمدن پوشالی اش نزدیک است و شاید آماده تر از ما برای مقابله با واقعه عظیم تدارک دیده است. یازدهم سپتامبر و حواشی جنجالی و البته مرمزش شاید تلنگری بود از طرف اردوی غرب که بمدد رسانه و دشمنان کوکی خودساخته ، آغازگر نبرد آخرین بشریت باشد و بهانه ای برای حمله پیش دستانه یا بقول خودشان بازدارنده.
آنچه در یازدهم سپتامبر و حوداث بعد از آن بخوبی رخ نمایاند ، گویای این نکته بود که هیمنه استکبار بر خلاف تصویری که ابر رسانه های صهیونیستی از آن درشت کرده اند ، میان تهی و پوشالی تر از آنست که بتواند در مقابل سیل عظیم بیداری اسلامی ، قد علم کند.
هر آنچه که در این سالها از غول پوشالی غرب دیده ایم ، ترسی است که خود را در دست اندازی و عربده کشی نمایانده است.
کاترینا ؛ گواه روشنی بود از ضعف عمیق ساختارهای مدیریتی و اجتماعی آنهائی که توهم رهبری جهان را در سر دارند.
بقول میکل مور : آقای بوش تعطیلات تمام شد ...
| لینک ثابت | نظرات (4) | دنبالک ها (0)
August 31, 2005
الگوى جاودان مديريت انقلابى و اسلامى
وبلاگ تریبونیست مناسب و بجا که ما آدمها آنچه بنظرمان جالب است را به اشتراک بگذاریم در روزهاي اول نخستوزيري، آقاي رجايي مرا خواست و به من حكمي داد كه طي آن، كليه اموال مازاد دولت را شناسايي و از سطح وزارتخانهها، سازمانها و مراكز دولتي جمعآوري كنم. ايشان به من گفت: «هرچه اموال لوكس در ادارات و وزارتخانههاست نظير لوستر، فرش و غيره همه را جمع كن». گويا امام به ايشان هم تذكري داده بود كه اين كار بشود. ايشان هم اين را بخشنامه كرد. با حكمي كه از او داشتم، به تكتك وزارتخانهها ميرفتم و اموال مازاد و تشريفاتي را جمع ميكردم. فقط از وزارت خارجه هفت كاميون فرش جمع كرديم. كليه اين اموال را ميفروختيم و به حساب 100 امام ـ كه مخصوص خانهسازي محرومان بود ـ واريز ميكرديم. ايشان حتي به من گفت: «اين لوستر بزرگ وسط مجلس را هم جمع كن و بفروش». اتفاق جالبي كه افتاد اين بود كه وقتي آقاي ميرحسين موسوي وزير خارجه بود، به سراغ اتاقش رفتيم كه فرش اتاق او را جمع كنيم و ببريم. در اتاق بسته بود. بعد از دو، سه روز مراجعه، مسئول دفتر ايشان گفت: «نميشود، شما ميخواهيد حتي فرش اتاق آقاي وزير را هم جمع كنيد، لااقل اين فرش را بگذاريد باشد!». وقتي مطلب را به آقاي رجايي منعكس كردم، شخصا به آقاي موسوي تلفن كرد و گفت: «آقاي موسوي تو تازه وزير شدهاي، حالا به اين زودي به فرش علاقه و تعلق پيدا كردهاي!». او هم گفته بود: نه، من وزارت نبودهام. همين حالا بگوييد بيايند و جمع كنند و ببرند كه ما هم رفتيم و فرش اتاق وزير را هم جمع كرديم و برديم! ايشان ميگفت، اول از خود نخستوزيري شروع كنيد. در زيرزمينهاي نخستوزيري همه جامهاي نقره سازمان تربيت بدني و نيز دهنه اسب شاه را كه 43 تكه طلا روي آن بود، جمع كرديم و فروختيم و به حساب 100 امام واريز كرديم
| لینک ثابت | نظرات (4) | دنبالک ها (0)
August 29, 2005
راه رجا بسته نیست...

مجموعه جالبی از خاطران خواندنی از شهید رجائی
از نخستين مصوبات دولت آقاي رجايي، اين بود كه وزرا بايد در بدترين اتاقهاي مجموعه وزارتي مستقر بشوند. خود ايشان اتاق كوچك منشيها را به عنوان اتاق كار انتخاب كرده بود. در اتاق او، حتي يك مبل ديده نميشد. چند صندلي و يك ميز را در اين محل تنگ قرار داده بودند. اتاق من كه وزير مشاور در امور اجرايي بودم، همراه با كسي كه قائممقام من بود، اتاق كوچكي در طبقه چهارم نخستوزيري بود. اينها همه براي آن بود كه مثل سابق، بهترين اتاقها را در اختيار وزرا و معاونان آنان قرار ندهند كه تدريجا خلقيات مسئولان تغيير كرده و اسير پست و مقام شوند. مصوبه ديگر اين بود كه وزرا پيشرو و پسرو نداشته باشند. آخرين مصوبه اين بود كه حقوق هر وزير برابر با متوسط حقوق كارمندان دولت در آن زمان؛ يعني حدود هفت هزار تومان باشد.
ادامه "راه رجا بسته نیست..." »
| لینک ثابت | نظرات (7) | دنبالک ها (0)
August 18, 2005
nuclear energy
آقا اصلا تابلوئه که قضیه فناوری هسته ای ما اونقدر برای شیطان بزرگ هول انگیزه که حالا حالا ها نمی تونه از شوکش در بیاد. . . باز تابلوتره که اینا به چیزی کمتر از ذلت و حقارت ما راضی نمی شن. تو قران هم هست؛ اونجا که میفرماید : (( لن ترضی عنک الیهود و النصاری حتی تتبع ملتهم)) - یعنی یهود ونصاری از تو راضی نمی شن مگه اینکه تسلیم محض خواسته اونا بشی.-
حالا اینا یه طرف، دماغ سوختگی بوش پسر هم همون طرف.
اما نکته اینجاس که از قدیم گفتن کار را که کرد آنکه تمام کرد و اینهمه تلاش و مجاهدت که منجر شد یه از انحصار در آوردن این تکنولوژی حیاطی از دست چند جانی بین المللی ، برگ برنده و فرصتی است طلائی، برای خرد کردن هیمنه پوشالی استکبار. و صد البته واضح است که اردوی غرب هر آنچه در چنته دارد برای به زانو در آوردن این عزم پولادین ، صرف خواهد کرد. و البته حافظه تاریخی استکبار بیاد دارد که بارها و بارها از اسلام انقلابی شیعه و ملت سترگ این مرز و بوم سیلی ها خورده است.
برگ برنده زمان که دست آخر بنفع ملت غیور ایرن ورق خورد، این بار هم مشتی محکم خواهد شد بر دهان یاوه های پوچ گاوچران پوچ مغز تگزاسی...
نصر من الله و فتح قریب
یا علی مدد
| لینک ثابت | نظرات (2) | دنبالک ها (0)
August 06, 2005
در كـار كارگزارانت بنـگـر
فرمان اميرالمومنين به مالك اشتر به نام خداوند بخشاینده مهربان این فرمانی است از بنده خدا، علی امیرالمؤمنین، به مالك بن الحارث الاشتر. در پیمانی كه با او می نهد ... در كار كارگزارانت بنگر و پس از آزمایش به كارشان برگمار، نه به سبب دوستی با آنها. و بیمشورت دیگران به كارشان مگمار، زیرا به رأی خود كار كردن و از دیگران مشورت نخواستن، گونه ای از ستم و خیانت است. كارگزاران شایسته را در میان گروهی بجوی كه اهل تجربه و حیا هستند و از خاندانهای صالح. آنها كه در اسلام سابقه ای دیرین دارند. اینان به اخلاق شایسته ترند و آبرویشان محفوظ تر است و از طمعكاری بیشتر رویگرداناند و در عواقب كارها بیشتر مینگرند. بدترین وزیران تو ، وزیری است كه وزیر بدكاران پیش از تو بوده است و شریك گناهان ایشان. مبادا كه اینان هم راز و همدم تو شوند، زیرا یاور گناهكاران و مددكار ستم پیشگان بوده اند. در حالی كه، تو می توانی بهترین جانشین را برایشان بیابی از كسانی كه در رأی و اندیشه و كاردانی همانند ایشان باشند ولی بار گناهی چون بار گناه آنان بر دوش ندارند، از كسانی كه ستمگری را در ستمش و بزهكاری را در بزهش یاری نكرده باشند. رنج اینان بر تو كمتر است و یاریشان بهتر و مهربانی شان بیشتر و دوستی شان با غیر تو كمتر است ... و باید كه برگزیدهترین وزیران تو كسانی باشند كه سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در كارهایی كه خداوند بر دوستانش نمی پسندد كمتر تو را یاری كنند ، هر چند ، كه این سخنان و كارها تو را ناخوش آید
ادامه "در كـار كارگزارانت بنـگـر" »
| لینک ثابت | نظرات (7) | دنبالک ها (0)
August 02, 2005
تبریک
گور بگور شدن خائن الحرمین الشریفین رو تبریک می گم.
| لینک ثابت | نظرات (7) | دنبالک ها (0)
آخرین روزهای یک رئیس جمهور شیک پوش
یکصدمین پست بنام سید خندان این ملت انگار همین دیروز بود که روزنامه دولتی همشهری لیست احتمالی !!! کابینه خاتمی را منتشر کرد وبعد، سید خندان این قوم خلعت ریاست بر تن کرد و هشت سال تمام بر مرکب مراد نشست و البته بر دل این قوم نیز.
روزها و سالها سپری گشت تا روز به امروزی برسد که دیگر همه از ازاو بگویند و یاد کارهای او کنند و از کرده هایش یاد نیک.
ادیبی که بنائی نو در واژگان فرهنگ این قوم بنا نهاد و فصلی دیگر از کتاب قطور تاریخ این ملت را ورق زد.
القصه ؛ روزهای خاتمی می رود که تمام شود و فصلی نو از تاریخ کهن این قوم ورق خورد.
هر روز که می گذرد امیدهائی نو در دلم بیدار می شود. امیدی به فرداهائی نیک و روزهائی نو...
ما در انتظار روئت خورشیدیم....
یا علی مدد
| لینک ثابت | نظرات (8) | دنبالک ها (0)
June 30, 2005
یا علی مدد
سونامی 24June احمدی نژاد روزنه ای شد به افق این امید که می شود بار دیگر به سوی خاستگاه اصلی قدرت - مردم - باز گشت ، بی آنکه وامدار کانونهای قدرت و سیاست بود. یا علی مدد
حاصل ماراتن نفس و سخت انتخابات نهم، اجماعی بود که این قوم برگزیده روی فرزندی از نسل همت و مردی نمودند و باز عزم پولادین و اراده پویای جمعی را به رخ جهانیان کشیدند. انتخابی که نشان داد این ملت تشنه عدالت و حقانیت است . و اینکه این روزها و در گذار از فصلهای تلخ و شیرین گذشته ، این ملت باغبانی را می خواهد که علفهای هرزه بی عدالتی و تبعیض را از پای شجره طیبه انقلابش غرس کند.
اما اکنون و در پس روزهای پر التهاب انتخاب و در ساحل آرامشی که حاصل رای قاطع و حضور شایسته مردم فهیم این مرز و بوم است ، نوبت عمل است . کاراکتری که همت والای مردم در حضور پر شور در عرصه مشارکتهای سیاسی فقط آنرا انتظار دارد و نشانه می رود.
شاید وقت آن رسیده باشد که سفینه پویای انقلاب در گردشش بدور مرکز آسمان، یک مدار دیگر به خورشید - علیه السلام - نزدیکتر شود و به غمزه ای، فرصتهای از دست داده را در نوردد.
آری ؛ اکنون نوبت کار است.
عنایت حی کریم ؛ نظر لطفی است که به مدد آن، فرزند شایسته این ملت ، خواهد توانست در انجام دینی که مردمان وفادار این مرز و بوم بر ضمه او گزارده اند رو سفید سر بلند بیرون آید.
حفظ نعمت بزرگ پیروزی ؛ دشوارتر از بدست آوردن آنست. و ما ثابت کرده ایم که می توانیم.
لطف روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
| لینک ثابت | نظرات (7) | دنبالک ها (0)
June 25, 2005
الحمد لله...
کم من فئه قلیله، غلبت بها فئه کثیره باذن الله پیروزی اراده پویا و با نشاط ملت سر فراز ایران در حماسه سوم تیر و انتخاب آگاهانه فرزند صالح ملت بزرگوار ایران ، دکتر محمود احمدی نژاد ، مبارک....
یا علی
| لینک ثابت | نظرات (9) | دنبالک ها (0)
برندگان بزرگ و بزرگوار
بزرگترین برندهی این انتخابات، ملت ایران است كه به رغم سمپاشیهای دشمن خارجی و ایادی داخلیاش، شكوه و عظمت آفرید و بدبینان را غافلگیر كرد. طرفداران نامزدهایی كه توفیق خدمت در مسئولیت رئیس جمهوری نیافتهاند، نباید احساس خسارت كنند. هركس بر طبق عقیدهی خود تلاش كرده است، سرافراز است و آنگاه كه این تلاش با نیت خیر و قصد الهی باشد برخوردار از پاداش و قبول خداوند است ان شاءالله.
| لینک ثابت | نظرات (9) | دنبالک ها (0)
June 24, 2005
می توانیم و می شود....
اینروزها همه اونائی که انتظار خلق چنین حماسه ای توسط مردمو نداشتن ، رفتن اردوی طرف مقابل که مبادا با انتخاب احمدی نژاد دست خیلی هاشون از خیلی جاها قطع شه...
نکته جالب توجه اینه که ،اردوگاه رقبی جا برای همه داره از نهضت آزادیش بگیر تا افراد مورد وثوقی مثل جناب کرباسچی...
هر چی باشه از قدیم و ندیم گفتن، امامزاده رو به زوارش میشناسن
یا علی
| لینک ثابت | نظرات (2) | دنبالک ها (0)
June 18, 2005
دست مریزاد
سلام به ایران،زادگاه حماسه های بی بدیل و شکوههای فرازمند با اینکه همنوز خستگی 14ساعت برگزاری انتخابان در صندوق شماره 76فیرورق از تنم بیرون نرفته ،اومدم بگم که ما ایرانیا همیشه مقتدر بودیم و عزیز و خالق حکاسه های ناب. بعدا سر فرصت از خاطرات روز انتخابات وجریانات شنیدنیش مفصلا خواهم گفت.
حضور میلیونی ملت قهرمان ایران بار دیگر مهر تائیدی بود بر آرمانهای امام عزیز ، قانون اساسی و انقلاب فرازمند اسلامی و خط یطلانی بروی همه آن یاوه که می گفتند که :الحمدلله الذی جعل الاعدانا من الحمقاء
فعلا دست مریزاد
یا علی
| لینک ثابت | نظرات (4) | دنبالک ها (0)
June 17, 2005
روز برزگ امتحان
بسم رب الشهداء این روزها در پس روزهای سرد و گرم تاریخ ودر سایه سار درخت تنومند انقلاب که روزگاری نهالی بود که بدست آن سید جلیل افراشته شد، شاید جای کسانی که با خون خود نهال نوپای انقلاب خمینی را آبیاری کردند، خالی باشد.مردانی که روزهای سخت انقلاب آنان را نیک بیاد دارد.
عجب از ما واماندگان زمین گیر که در جستجوی شهداء به قبرستانها می آئیم ؛ این خود دلیلی است بر آنکه از حقیقت عالم هیچ نمی دانیم.
مرده آنست که نصیبی از حیات طیبه شهداء ندارد و اگر چنین است از ما مرده تر کیست؟
سید شهیدان اهل قلم
شهید سید مرتضی آوینی
ابر مردانی که امروز در پس روزها و در روزگار غربت آئینه ها ، نامی از آنها مانده و نشانی و راهی که افق سبز آن، پیداترین حقیقت تاریخ است برای آنها که از نسل آفتابند و دنباله روی راه سرخ و سبز مردان روزهای دود و آتش....
این روزها و در کشاکش هیاهو ها و جنجالها فصلی نو از کتاب قطور این ملت سترگ ورق خواهد خورد. فصلی که مقدمه آن ایثار مردان نیکی بود که یادها از آنها خاطره های نیک در قاب ذهنها ساخته اند. آنهائی که حسینی بودند و رفتند وامروز در پس روزها، علم بر دوش ماست... ما مانده ایم و اسطوره ای بنام زینب که باید زینبی بود تا تا

