صبح - آرشیو موضوعی - آی تی
پنجشنبه، ۲۸ اردیبهشتماه ۱۳۹۱

به گواهی پیمایش میدانی وبلاگ های دوستان و آشنایان و حتی بی گانه گان!
و رصد فضای مجازی تو در توئی که امروز یکی از موثرترین ابزارهای انتقال معانی است،
اردی بهشت
اوج شکوفائی تراوشات قلمی و نوشتاری جماعت وبلاگ نویس ایرانی است!
این وسط تلاقی روز جهانی ارتباطات را با اردی بهشت را هم که ببندیم به ریش نداشته ی وبلاگ نویسی در ایران، مسبب و موضوع پایان نامه کارشناسی ارشد ِ دانشجوئی بی خیال می شود و می شود هلوئی که براحتی سُر بخورد و برود توی گلو!
والله عالم!

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: آی تی
پنجشنبه، ۲۸ اردیبهشتماه ۱۳۹۱

قدیم تر ها یکی از عناصر همیشگی ِ توی جیب آدم ها دفترچه ی تلفن جیبی ای بود که این اواخر نوع مغناطیسی آن هم به بازار آمده بود و کاغذ تویش تا می خورد و این سر و آن سرش ورقه ی نازک فلزی ای بود که به قوه ی آهنربای دورش، به هم می چسبید و نبودنش در جیب مساوی بود با علافی و معطلی و ای بسا سامان نیافتن کلی از ارتباطات و ملاقات ها.
تلفن همراه که همه گیر شد، کم کم نسل دفترچه های تلفن جیبی هم رو به زوال گذاشت و امروز "کذ و ندر" و یک در صد هزار شاید پیدا بشود آدمی که هنوز دفترچه تلفن جیبی اش را حفظ کرده باشد و مقهور حافظه ی دیجیتالی موبایل و سهولت ثبت و فراخوانی شماره ها از آن نشده باشد.
باری، اسمی که جلوی شماره ی تماس هر کس می نویسید اولا معرف دیدگاه شما نسبت به اوست و ثانیا می تواند نظام ذهنی شما را در ثبت و ترتیب و سامان دهی ذخائر اطلاعاتی نشان دهد.
مثلن روزی از سر اتفاق دفترچه تلفن ذخیره شده روی موبایل رجلی سیاسی را دیدم که جلوی هر شماره ای که ذخیره کرده بود کلی عنوان و پیش و پس وند برای طرف آورده بود:
" جناب آقای مهندس حاج.... رئیس محترم دائره ی مالی اداره ی..."
دقیقا همین قدر طولانی و همین سان طول و تفضیل دار!
یا دیده ام کسانی برای مخفی نگه داشتن مخاطب هایشان اکتفا به حرف اول نام و نام خانوادگی طرف شان می کنند و محمد محمدی را "م.م" می نویسند.
غرض یکی از علائقی که دارم کشف نوع نگرش آدم ها به مخاطب شان است و اسمی که روی طرف شان می گذارند.
پروسه ای که اگر دقیقش شوی می توانی حتی بفهمی طرفت آدم منظمی است که همه ی اسامی دفترچه ی اسامی اش اسم کامل دارند و بر اساس نام خانوداگی و نام مرتب شده اند یا این که طرف مقید به هیچ قید و نظمی نیست و می شود لابلای لیست مخاطبان توی گوشی اش پنج تا علی و هفت تا رضا پیدا کنی بی آن که هیچ فرق ماهوی بین رضا هائی که به یک شکل ثبت شده اند بیابی و بتوانی سوایشان کنی!
غرض، جوانک عاشقی را می شناختم که دلبرش را "آوا" نامیده بود و "آوا" تنها تک اسم ثبت شده روی فون مموری گوشی اش بود و باقی هر اسمی که بود، کامل بود...
و این تنها نقطه ی خارج از نظام ِ سخت و سنگین ِ منظم ترین آدمی بود که ذهنش هر حرکت خارج از چهارچوب نظم و ترتیب را جرم می دانست و او وقتی دل در گروی "آوا" بست، سخت به انکار جرم قشنگی که داشت می کوشید...

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: آی تی، خارج از موضوع
سه شنبه، ۲۹ فروردینماه ۱۳۹۱

شماره اش را که گرفتم،
صدای عبدالباسط به استقبال و پیشواز تماس من،
این آیات را خواند:
يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ
ارْ‌جِعِي إِلَىٰ رَ‌بِّكِ رَ‌اضِيَةً مَّرْ‌ضِيَّةً
فَادْخُلِي فِي عِبَادِي
وَادْخُلِي جَنَّتِي

و من یاد شب جمعه های بارانی افتادم که مزار شهداء پر بود از طنین این ندای آسمانی و تو انگار کن آغوش گشاده ی خدا را که به استقبال خیل شهیدان باز شده بود را به چشم غیر مسلح ببینی...
و هی دل دل می کردم گوشی را دیر بردارد که بیشتر بشنوم و بیشتر بنوشم...
و بعدِ این بهترین نوای پیشوازی که شنیدم
باورم شد راست است که می گویند؛
هیچ کس تنها نیست!

یکشنبه، ۱۶ بهمنماه ۱۳۹۰

هر روز به لطف افزونه ی شمارنده و مکان یابی که روی نسخه ی جدید وبلاگ نصب کرده ام، موفق به ره گیری مخاطبان بیشتری از اطراف و اکناف می شوم. هیچ گمان نمی بردم که کسی مثلا از چهارمحل و بختیاری بیاید و این جا را بخواند و یا نمی پنداشتم عزیزی از جنوبی ترین نقطه ی خراسان هی قدم رنجه کند و بیاید و برود.
این ها به کنار، اخیراً به مدد همین نرم افزار آنلاین و نیز به طرقی دیگر، موفق به کشف حضور همشهریان عزیزی شده ام که می آیند و مارا می خوانند و من هیچ ظن اینترنتی بودنشان را نمی بردم الی الابد!
این ها اگر چه پدیده ی مبارکی است و باید پاس قدم رنجه ها و کلیک های عزیزان داشته شود، ولی من را در نوشتن محتاط تر کرده است. این که آدم هائی که تو را - توی ِ خارج از دنیای مجازی را - می شناسند خواننده نوشته هائی باشند که بیشتر حرف دل است و از آن رو که جای عیان گفتن شان نیست، سر از صفحات دنیای مجازی در آورده اند، آدم را در به هم آوردن کلمات و نشان دادن احساسات دست به عصاتر می کند.
این جا روزگاری کنجی بود خلوت که برای صاحبش بیشتر حکم پاتوق عصرانه ای را داشت که فکرهایش را با خودش مرور کند و امروز به قدر غایط و کمال آن قدر شلوغ شده که گاهی جا برای خودمان نیز تنگ است.
دم افزونه ی سرشمار ِ کلیک ها و صاحبانش گرم! و کلیک ِ کیک کنندگان افزون.

پنجشنبه، ۱۲ آبانماه ۱۳۹۰

ده سال پیش تر بود آن وقت که عزم کردم باَّی نحو ٍ کان! سر از کار دنیای مجازی - آن روزها هنوز اینترنت می خواندندش و واژه ی دنیای مجازی استخدام نشده بود - دربیاورم، با کلی پرس و جو و تحقیق! موفق به ابتیاع مودمی شدم که با هزار ضرب و زور و گیژ و ویژ ارتباط دیال آپ برقرار می کرد با شبکه و قدر ارتباط تو با شبکه ی جهانی به اندازه ی ساعتی بود که روی کارتی که کارت اینترنت می خواندیمش درج شده بود و آن وقتی بود که هنوز خبری از تکنولوژی E1 و ADSL و وایمکس و GPRS نبود که نبود. و این در روزی بود تابستانی و گرم که من بلافاصله و در اولین ورود به دنیای مجازی پس آن گیژ و ویژهای ممتدی که وقت کانکت شدن از مودم صادر! می شد، در اولین صفحه ای که گشودم موفق به ساخت اکانتی در یاهو شدم که تلفیقی بود از چند اسم ترکیبی که ملغمه ای بود از چیزهائی که دوست شان می داشتم و ته ش با نشان (_) آندر لاین، اسم خودم را تپانده بودم و از شوق داشتن یک نشانی اینترنتی با این همه! مایه های ارزشی! چه فخرها که به خودم نفروختم!
بگذریم که آن زمانی بود که رسمی ترین ادارات و وزارتخانه ها نشانی الکترونیکی شان را از سرویس یاهو می گرفتند و هنوز که هنوز است ته ِ سربرگ خیلی از اداره جات نشانی الکترونیکی با پسوند yahoo.com@ باقیست...
اما بعد ها، خیلی سال بعد از آن اولین ارتباط کذائی و پس از گسترده تر شدن ضریب نفوذ اینترنت، گوگل افزونه ای به سرویس هایش اضافه کرد بنام جی میل که هر کس را در سرا پرده اش راه نبود الا به داشتن دعوتنامه از سوی کسی که قبلا سرویس جی میل داشته باشد و این مثل این بود که بخواهی برای دریافت گرین کارت آمریکا از هم وطن ت که سیتی زن آنجاست، دعوت نامه برایت بفرستد و فرستادن دعوت نامه ی جی میل در آن زمانه ی قحطی! که هر کاربر ده بیست تا دعوت نامه بیشتر نداشت، لطفی بود در خور تجلیل و کرامتی در خور تجلیل!و این حکایت طلب و استجابت، برای خودش داستانی داشت به قاعده ی مثنوی هفتاد من کاغذ!
باز بعد چند سال، اهالی مقیم جی میل که با کلاس تر از کاربران یاهو می نمودند، با پدیده ی کم سر و صدائی مواجه شدند به نام سیستم نسخه خوان گوگل (Google Reader) که کم کم تبدیل به شبکه ای قدرتمند از حضور افراد شد که می شد هر آنچه در نت افزوده می شود را به وسیله ی آن خواند و دوست داشت و به اشتراکش گذاشت. و این ابزار کم سر و صدا رفته رفته جزئی از زندگی روزمره ی جماعتی شد که (گودر)ی نامیده می شدند و گودر جزء لاینفک زنده گی شان شده بود و برنامه های درس و دانشگاه و تفریح و کارشان را با گودر تنظیم می کردند و نه برعکس!. و این بود و هر روز بهتر از دی روز بود تا یک ماه قبل که اخباری غیر رسمی مبنی بر تغییر و حتی حذف این سرویس دهان به دهان بین اهالی گشت و این هفته، شد آن چه نباید می شد.
و حالا چند روزست گودریّون سابق، با آن همه پهنای دوستی های شکل گرفته در شبکه ی نسخه خوان گوگل، با سرگشتگی تمام سعی به هضم آنچه ناخواسته جای گزین خوراک قبلی شان شده می کنند و بنا بر اخبار موثق، اکثر قریب به اتفاق آن جماعت کذائی در بلع این لقمه ی ناخواسته ناتوانند!
لکن، خیر این ماجرا برای منی که سالها گرفتار افسون این نسخه خوان جذاب بوده ام، فرصتی است که با حذف پدیده گودر در برنامه روزانه ام گشوده شده تا آن را مصروف خواندن کتاب های تلنبار شده ام است که هر بار و از هر نمایشگاه و بساطی ِ کنار خیابان می خرمشان به امید وقتی که آزاد شود و بخوانمشان. و این نبود و حاصل نشد تا آن که گودر به خاطره ها پیوست...
بقول ملای روم: هر کسی کو دور ماند از اصل خویش/ باز جوید روزگار وصل خویش!
و من در پس لذتی چند ساله از سیر در فضای مرحوم ِ مغفور! گودر، باز به غار تنهائی ام بر خواهم گشت تا لذت تنهائی را با کتاب های خاک خورده ام و به هر سطر ماندگاری که از کتاب های چاپ بیروت و سن پترزبورگ و تهران قدیم می خوانم به اشتراک بگذارم و لذت خواندن کتاب های قطور را لایک بزنم و با خودم به اشتراک مجددشان بگذارم تا مگر این بار به سِحر ِ کدام افسون از این آئینه های مکرر جادو از آن بیرون خزم...

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: آی تی، نوستالوژی
یکشنبه، ۶ اسفندماه ۱۳۸۵

جدای از اینکه مجلس بنزین 150 تومنی رو بتونه ببنده به ریش ملت و اینکه قصه ی کارت سوخت و جیره بندی بنزین آخرش به کجا ختم میشه ، دیشب لابلای صفحات تودرتوی اینترنت یه چیره بندی دیگه هم مکشوف بعمل آمد به نام جیره ی کتاب.می دونین که آدمای کتابخون و کتابدوست شاید بتونن چند روز غذا نخورن،اما نمی تونن چند روز پشت سر هم کتاب نخونن... آخه ««اسلام پرچمدار کتابخوانی است»»

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: آی تی، کتابخواری
33 اشاره - لینک ثابت
جمعه، ۱۳ بهمنماه ۱۳۸۵
***
مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد ... 
***
مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز<span dir="l
ادامه‌ی مطلب ...
نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: آی تی
پنجشنبه، ۴ آبانماه ۱۳۸۵

روزنامه انگليسي گاردين از گسترش وبلاگ نويسي ديني در ايران خبر داد. به گزارش گاردين، بسياري از طلاب علوم ديني، صاحب نظران اسلامي و دانشجويان به وبلاگ نويسي ديني روي آورده و در وبلاگ هاي خود، مباني دين اسلام، انقلاب اسلامي و ضرورت مقابله با آمريكا را تبليغ مي كنند.
چندي پيش يكي از شبكه هاي تلويزيون ماهواره اي از اين كه وبلاگ نويسي در ايران به وسيله اي براي ترويج انقلاب اسلامي تبديل شده و در همه جاي جهان قابل دريافت است، به شدت ابراز نگراني كرده بود.
گفتني است رهبر معظم انقلاب در رهنمودهاي خود تاكيد فرموده بودند كه از امكانات ارتباطي مدرن براي گسترش مباني اسلام و انقلاب استفاده شود.

یاد جمله معروف سیدشهیدان اهل قلم افتادم که می فرمود:دنیای امروز ما دنیای ابزارست و ما اگر بر ابزار مشلط نشویم چه بسا که وابسته آن شویم...

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: آی تی
پنجشنبه، ۲۹ تیرماه ۱۳۸۵

این هم یک پست سرقتی . . .آزمایش مجدد . .1 . . 2  . . 3 . . صدا میاد؟

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: آی تی
جمعه، ۲۳ تیرماه ۱۳۸۵

اشتهاي ما ايرانيان مانند ساير ملت ها به فن آوري هاي جديد اطلاعاتي افزايش يافته است بدون اينكه از عواقب بي تناسب اينگونه پديده ها در سطح جامعه و دولت اطلاعات كافي داشته و براي توسعه و بهره برداري سالم اينگونه فن آوري ها، برنامه هاي درازمدت و دقيقي داشته باشيم. سؤالي كه هر شهروند، خانواده، وزير، مديركل و هر بنگاه و سازماني بايد از خود بپرسد اين است كه آيا آشنايي و استفاده ما از تحولات و «انقلاب اطلاعاتي و ارتباطي» امروزي بهتر از برداشت ما از «انقلاب صنعتي» ديروزي بوده است كه چند قرن قبل در اروپا و آمريكا به وجود آمد؟ متاسفانه بايد گفت كه پاسخ منفي است و ما كوركورانه و بدون برنامه ريزي انقلاب صنعتي را پذيرفتيم....

مقاله ی جالبی از پرفسور حمید مولانا

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: آی تی
42 اشاره - لینک ثابت
سه شنبه، ۱۶ خردادماه ۱۳۸۵

جنگ بلاگرها" داستانی است ايرانی از گسترش پديده نوظهور بلاگرها در متن تحولات سياسی ايران و ترسيم گوشه ای از زندگی، ديدگاهها و مشکلات بلاگرهای ايرانی مقيم کانادا.
شبی که بخش هايی از اين فيلم مستند از تلويزيون سراسری کانادا پخش شد، 500 هزار نفر شاهد آن بودند.
سرمايه گذاری، توليد و پخش برنامه ای يک ساعته، مستند و تحقيقی در تلويزيون ملی کانادا، کاری است کم سابقه.
فريد حائری نژاد اديتور و توليدکننده اين مستند تلويزيونی است. فريد جزو معدود ايرانيان شاغل در تلويزيون کانادا و تنها توليد کننده و اديتور ايرانی در آن است.
فريد درباره تهيه کار تازه خود توضيح می دهد: "وقتی برای اولين بار پيشنهاد توليد فيلم جنگ بلاگرها را به مدير برنامه دادم، فقط قرار بود يک برنامه ده دقيقه ای آماده پخش شود، اما در عمل جذابيت موضوع و تازگی و اهميت آن باعث شد که فيلم به حدود ۶۰ دقيقه افزايش پيدا کند."
او که به زبان های روسی، انگليسی، فرانسه و آذری تسلط دارد، حدود ده سال است که در عرصه های گوناگون تولید تلویزیونی فعالیت می کند و اکنون بیش از دو سال و نیم است که با تلویزیون کانادا همکاری می کند.
فريد "جنگ بلاگرها" را نوعی کارت ويزيت برای خود می داند و می گويد: "وقتی پيشنهاد اين فيلم مستند را به آقای استوارت، رييس برنامه دادم استقبال کرد و ترجيح داد که اين برنامه توسط يک ايرانی تهيه شود." اين از موارد نادری است که حضور يک ايرانی در طراحی و اجرای فيلم در يک تلويزيون کانادايی تا اين اندازه پر رنگ است.
او در مورد انگيزه های انتخاب موضوع فيلم می گويد: "در حال حاضر تعداد کاربران ايرانی اينترنت به ۷ ميليون نفر می رسد و بيش از ۷۰ هزار بلاگر وجود دارد و امروز فارسی چهارمين زبان اينترنتی
دنياست
."
برای خواندن ادامه مطلب بفرمائید اینجا

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: آی تی
دوشنبه، ۱۴ آذرماه ۱۳۸۴

اين روزها به روز شدن سايت ها و وبلاگ ها يك دردسر دارد براي خودش اما اطلاع رساني اين به روزشدن دردسر عظماي ديگري است كه بسياري از وبلاگ نويسان با آن درگيرند و منظور من را از اين جمله بهتر OKمي شوند.
با توجه به فيلترينگ گسترده و بي حساب و كتابي كه در اين چند وقته هم صورت گرفته و عملا برخي از اين به روز شدن ها را نمي توان از طريق سايتهاي اين كاره به اطلاع ديگران رساند، چند روش عصر حجري براي اطلاع رساني آپ توديت شدن سايت يا وبلاگ (پينگ) خدمت شما عرضه داشته بيديم:
1- پينگ محله اي: استفاده از دود آتش، روشي است كه براي اين حالت پيشنهاد مي شود. اين ايده كه از سرخ پوستان آمريكايي برگرفته شده، به راحتي و با چند هيزم در بام منازل قابل اجراست. از مزاياي اين روش، سرعت مناسب در اطلاع دادن به روز شدن وبلاگ است. برد كم و آلوده كردن محيط زيست از جمله عيب هاي اين روش است. استفاده از اين روش براي پينگ كردن براي آن ها كه در شب ها مي نويسند، منظره اي ديدني را بر بام هاي شهر پديد خواهد آورد.
2- پينگ درون شهري: استفاده از پرنده نامه رسان براي اين مورد روش مناسبي است. با ساختن يك قفس و چند كبوتر (يا هر پرنده مناسب ديگر) مي توان اين سيستم پينگ كردن را در منزل خود راه اندازي كرد. پيشنهاد مي شود پيش از استفاده از اين روش به مهارت هاي مورد نياز كفتربازي آشنا شويد. با توجه به رشد روزافزون وبلاگ نويسي، در چشم انداز اين روش بايد به فكر ايجاد خطوط پرواز شهري، جهت جلوگيري از سوانح هوايي بود.
3- پينگ برون شهري: در اين روش كه به «پينگ كشوري» نيز مشهور است، از اسب (يا هر چهارپاي مناسب ديگر) و چاپار براي پينگ استفاده مي شود. اين روش به طور انفرادي قابل اجرا نيست (به ويژه در شهرها و پيشنهاد مي شود دوستاني كه به دنبال كسب درآمد اينترنتي هستند به تأسيس شركت هاي پينگ كشوري و چاپارخانه بپردازند و از اين راه، هم كمكي به ما وبلاگ نويسان بينوا كنند و هم درآمدي از اين راه براي خود كسب كنند.
4- پينگ بين المللي: تنها روشي كه براي اين حالت به ذهن نويسنده مي رسد، استفاده از همان روش انداختن بطري در درياست. شايد از اين روش بتوانيم به روز شدن وبلاگ خودمان را به گوش دوستان برون مرزي خود برسانيم. البته وبلاگ نويساني كه در شهرهاي ساحلي زندگي نمي كنند، ناچارند كه از روش هاي تركيبي استفاده كنند، كه كمي زمان بر و البته نامطمئن است.

منبع

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: آی تی
دوشنبه، ۲۴ مردادماه ۱۳۸۴

خبر هک کردن چند تا از ساب دومینهای سایت ناسا رو تو بازتاب دیدم.
پیامی که هکرها پس از هک برای مدیران سایت گذاشته بودن برام خیلی جالب بود:
«ما سرور شما را به طور كامل در اختيار داريم، اما هيچ خرابكاري در آن نكرده‌ايم و تنها صفحه اصلي شما را از بين برده‌ايم. ما مي‌خواهيم، ايده خود را به شما و جهانيان بگوييم. مسلمانان تروريست نيستند و جنگ عراق، جنگي عليه تروريسم و ديكتاتوري نيست. اگر دولت آمريكا، واقعا خواستار دمكراسي در جهان است، از دولت‌هايي مانند اسرائيل كه سلاح‌هاي اتمي دارد و يا كشورهاي عربي مثل عربستان كه پادشاهي موروثي در آن حاكم است، حمايت نمي‌كرد.
در عربستان،‌ مجلسي وجود ندارد. زنان حق رأي و رانندگي ندارند، چندهمسري براي مردان رواج دارد، در حالي كه در ايران كاملا برعكس است».

اینم مدرک

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: آی تی
یکشنبه، ۲۵ اردیبهشتماه ۱۳۸۴

parviz-2.jpg

از وبلاگ آچار فرانسه البته با رعایت حق کپی رایت!

اين وبلاگ نوشتن هم شده يک مسئله! وقتي کار دوستي عقب مي افته و گله مي کنه که چرا کارش انجام نشده، از اينکه وبلاگم رو بروز مي کنم دليل مي آورد که پس وقت داشته ام! . . .
لازم ديدم چند نکته در آداب وبلاگ خواني و وبلاگ نويسي بنويسم.
. . . . . .
وبلاگ در دنياي مجازي منتشر مي شود و رسانه اي دو سويه هست. نوشتن نظر خواننده در محل درج نظرات و يا در صورت مسدود بودن نظرخواهي (به هر دليل من جمله قديمي بودن نوشته، که بدليل جلوگيري از اسپم، امکان نوشتن نظر جديد ميسر نيست) ارسال نامه الکترونيکي ارتباطي دوطرفه را در همان محيط مجازي ممکن مي سازد.
براي نوشتن نظرتان خيلي ساده، روي کلمه نظرخواهي کليک کنيد و فارسي يا انگليسي هر چه دوست داريد بنويسيد. البته اگر توهين کنيد يا مطلب نامربوط باشد صاحب خانه حق خواهد داشت آنرا حذف کند.
اگر نظرتان خصوصي هست، پست الکترونيکي، ساده و ارزان است. . . مطمئن باشيد راهي مناسب براي ايجاد ارتباط است.
اگر نوشته اي را خوانديد و از آن بهره گرفتيد يا نظر خاصي متفاوت از نويسنده داريد، اصلا دريغ نکنيد! نظرتان را بنويسيد و ساير خوانندگان را هم از نظر خود آگاه کنيد.
از نظر دادن به طور حضوري و شفاهي شديدا پرهيز کنيد! . . . حتي اگر قرار است تعريف و تمجيد کنيد به صورت خصوصي توسط نامه انجام دهيد . . .
از درخواست بازديد وبلاگ خود پرهيز کنيد. اگر نوشته مرتبط با نوشته شماست، دنبالک بفرستيد و براي اينکار نيازي به يادآوري نيست، طرف مقابل متوجه مي شود.
درخواست لينک هم از اون حرفهاست! . . . اگر وبلاگي را مي خوانيد و دوست داريد به آن لينک دهيد. مطمئن باشيد اگر وبلاگي داشته باشيد که توسط ديگر بلاگرها خوانده مي شود، اگر مطالب مفيدي داشته باشيد حتما لينک خواهيد گرفت.
يادتان باشد براي لينک گرفتن بايد اول "لينک" بدهيد فراوان!!! . . .
هر وبلاگ يا سايتي براي خوانده شدن فقط نيازمند يک چيز است: محتوي مفيد!
مفيد هم دامنه وسيعي دارد. بايد ديد که شما در چه رشته اي مهارت داريد و در همان موضوع اگر نکات کارآمد را بنويسيد، خوانندگان فراواني خواهيد داشت.
پس لطفا هر چه در وبلاگ مي گذرد در همانجا بگذاريد! . . .
. . . . .
نکته اي ديگر:
معمولا روزهاي تعطيل که وقت بيشتري دارم، مطالب مناسب براي وبلاگ را مي نويسم و به صورت پيش نويس ثبت مي کنم. در طول هفته به فراخور وقت، يکي از نوشته ها را منتشر مي کنم. دليل اين کار هم در اين است که بازديدکننده هاي عزيز که انگشت مبارک بر روي کيبرد مي گذارند و بر اين خانه مجازي ميهمان مي شوند، بدون پذيرايي برنگردند، قدم همه تون روي چشم. خصوصا هر چند يک وقت که نامه اي از ميهمانان گرامي دريافت مي کنم، خستگي وبلاگداري از تنم بيرون مي رود.

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: آی تی
  • جدیدترین مطالب
لک‌لک‌ها
سه شنبه، ۲ خردادماه ۱۳۹۱
لک‌لک‌ها
سه شنبه، ۲ خردادماه ۱۳۹۱
آئینه‌ی آینده
دوشنبه، ۱ خردادماه ۱۳۹۱
ورود ممنوع!
یکشنبه، ۳۱ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
  • می خوانمشان
  • موضوعات
  • آرشیو ماهانه
برای دیدن آرشیو ماهانه اینجا را کلیک کنید.
حسین شرفخانلو
  • امیر قافله
امیر قافله
من و شما اگر بخواهیم راه خود را درست برویم و این كشور از وجود من و شما سود ببرد؛ باید به فكر دل خودمان، به فكر قیامت خودمان، به فكر فرداى خودمان و به فكر محاسبه الهى از خودمان باشیم و در این زمینه نسبت به خودمان اغماض نكنیم.
  • شهیدانه

سردار شهید علی شرفخانلو
باید از ولایت حداكثر استفاده را نموده و هر روز برای فرج حضرت مهدی «عج» و اتصال انقلاب اسلامی ایران به انقلاب آن بزرگوار دعا کنیم و عمل مان نیز در این راستا باشد.
مجسمه"اخلاص و تقوی و مردانگی" سردار شهید علی شرفخانلو
بازدیدهای امروز:
1065 بازدید
بازدیدهای دیروز:
873 بازدید
کل بازدیدها:
140670 بازدید
افراد آنلاین:
11 نفر
فید وبلاگ تماس با من
درباره من
تماس با من
طراحی سایت: استادیو شار
قدرت گرفته از MovableType