انگشتری عقیق سال های جنگ، شده است حالا حلقه ی خوش فرمی که جایش به عوض دست راست در دست چپ است.
ریش خوش دست و پر پشت آن روزها، آنکارد شده و اضافی!! اش رفته قاطی باقالی ها.
جای مُهر ِ وسط پیشانی، صاف شده و گره های در هم کنار شقیقه ها حالا کنار لبخندی که کل صورتش را پر کرده شده جزئی از میمیک چهره ای که نگاه به بالا دارد و چشم به آن دور دور ها دوخته. این هم نه آن نگاه سال های دور است که عوض آسمان سر به زیر داشت و نگاه از خاک بر نمی داشت!
برادر ِ سر به زیر و ساده پوش ان سال ها، حالا شده دکتر فلانی و در سوابقی که پشت کارت ویزیتش نوشته، ردی از سال هائی که جنگیده نیست.
برادر ِ آن روزها، الان دیگر آقای دکتر است و اگر استاد خطابش نکنی جواب سلامت را هم نمی دهد...
می ماند چند زخم نیمه عمیق، که آن ها را هم گَل ِ هم سوا کرده و گذاشته توی طبق و سر دست گرفته شان و حلوا حلوایشان می کند که چهار دانه رای بیشتر به سبد آرایش بریزد!
و تو هیچ به فکرت نمی رسید که روزی روزگاری، زخم هم فروشی باشد...
بسم الله
از عینکش نگفتی،ما فقیر فقرا عینک میزنیم تا دیگران را بهتر ببینیم ولی برخی عینک میزنند که بهتر دیده شوند.
زخم که سهل است برخی دین و ایمانشان را هم حراج کرده اند.
((به اندازه ی بود باید نمود***خجالت نبرد آنکه ننمود و بود))
وای به روزی که افرادی بیشتر از آنچه که هستند بنمایند.
در پناه حق
از بابت لطفتان ممنونم.گرچه کارخانه های آبمیوه به محصولاتشان نمک نمیزنند ولی بالاخره با این جور کارها آدم نمک گیر میشود.!!
التماس دعا
بسم الله
سلام
حاجی جان
این بار مطلبی در مورد اوضاع شهرمون نوشتم،لطفا اگر وقت کردید یک نگاهی بیندازید.منتظر نظرات ارزشمندتان هستم.
به نام او
انسان اگه مدركش برا خدا و خدمت به خلقش و همراه زحمت بود حاجي و برادرو ...با اقا دكتر گفتن براش فرقي نميكرد
از مدرك ميمشو حذف كنيم ميمونه درك.
ميون خرييتو حرييت يه نقطه فاصلست
خدايا به ابروي مادرمان زهرا قسمت ميدهيم طعم ازادي نفسمونو به ما بچشان و مارو از كساني قرار مده كه مايه ي سرافكندگي اسلامو شهدا و رهبر بشيم
امين
العبد العاصي
هوالحق
حسين جان ميخواستم بنويسم ولي .......
همين بس كه كاش بودند و لب بر سخن داشتند و ميگفتند گفتيها رو
==============
حسین:
کاش...