رفیقی دیروز برنامه می ریخت برای حضور در جلسات محفلی کاندیداهای مطرح. می گفت آدم ِ هر کدام ِ حضرات سراغش می آید چنان دل گرمش می کنم که مپرس. به یکی شان که تازگی ها آمده بود سراغش برای یارگیری، قسم هفت قرآن به میان خورده بود که از کی تا حالا کارم را ول کرده ام و آدم ِ شما را تبلیغ می کنم و شما برو خیالت راحت باشد که رای فلان گوشه ی شهر تضمینی مال شماست.
رفیق رند ما به این بسنده نکرده، همان دیروز شنیدم که هماهنگ می کرد برای مسافرت های یک روزه به حوزه های انتخابیه ی هم جوار برای اعلام بیعت با کاندیداهای مطرح آن سامان. می گفت: به سرمایه گذاریش! می ارزد...
حالا بماند که حمایت همه جانبه ی رفیق رند ما از همه ی نامزدهای مطرح و غیر مطرح، چه فیش تلفنی را برای دوره ی بهمن و اسفند اداره متبوعش رقم خواهد زد! من اما دلواپس آن ساده دلانی ام که دل به نفوذ و رای رفیق ما خوش کرده اند و چرتکه انداخته اند که فلان تعداد رای از صدقه سر حمایت فلان کس عایدشان خواهد شد.
یاد آن صبحانه ی سیاسی با آن جناب خبره ی انتخابات در مکه به خیر که فرمود: دم انتخابات آن قدر چشم و دل کاندیداها گرم می شود که حتی نخستین کاراکترهای عقل معقول شان می رود قاطی باقالی ها...