فکر کن بیست و دوم بهمن پنجاه و هفت می آمد و انقلاب را با خود نمی آورد، یا قبل ترش روز دوازدهم بهمن امام نمی توانست خودش را به امت برساند یا اصلا پانزده خردادی نبود و فریادی از حاج آقا روح الله نامی بر نمی خواست و ما هنوز دچار طغیان طاغوت دو هزار و پانصد ساله بودیم...
فکر کن، خدا آنقدر دوست مان نمی داشت که مهد بعثت دیگرباره ی انسان را ایران قرار بدهد. و در کتاب بفرماید: وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ 1
فکر کن، هنوز یوغ مستشاران چشم آبی بر گردن من و تو بود و تیمسار ارتش ما، محل سگ هم نداشت پیش گروهبان پیاده ی آنها...
فکر کن، الان ِ روز، متاعی به اسم عزت نمی داشتیم!
فکر کن، الان ِ روز، با قامتی تاثر ناپذیر مقابل مظهر شیطان اکبر نمی ایستادیم...
فکر کن، ایرانی و شیعه، هنوز همان قوم منفعلی بودند که در موسم حج کسی رغبت نمی کرد اتاق به شان کرایه دهد که مجوس اند و شعبه ای از یهودند و ایرانی را به جهت سوختی که شاه به طیاره های اسرائیلی در جنگ شش روزه رسانده بود اخ الیهود می خواندند در منی و عرفات!
فکر کن، جنگی در نمی افتاد و منظری از ایران به تماشاگه راز گشوده نمی شد...
فکر کن، خون این همه شهید نبود که ضامن شرف و عزت و استقلال و سرفرازی مان شود...
فکر کن سی و سه ساله نمی شدیم و وسط راه کم می آوردیم و امروز نه در شرائط بدر و خیبر که گیر شعب ابی طالب بودیم.
و فکر کن چه ظلم عظیمی است اگر قدر داشته ای به این بزرگی را ندادی و چه زیبا گفت شیخ اجل که: از دست و زبان که برآید/ کز عهده ی شکرش به در آید؟ اِعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا ۚ وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ 2
=====
به شکرانه ی سی و سه سالگی انقلابمان و به جهت دور ماندن چشم زحم بدخواهان و کینه توزان و به امید پیروزی نهائی؛ الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
====
1. سوره ی مبارکه ی جمعه. قسمتی از آیه ی سوم.
2. سوره ی مبارکه ی سباء. قسمتی از آیه ی سیزدهم.
----------------------------------------------------------
این را هم بخوانید:
به: انقلابِ اسلامیِ عزیز
بسم الله
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
بند آخر دو تا کلمه اشتباه املایی دارد.
در پناه حق
بسم الله
سلام
خسته ی راهپیمایی نباشید،تک تک قدمهایتان هیبت آمریکا را میشکست.
((مبارزه با استعمار ،این کجا و ان کجا...!!!))
هوالحق
گشتي داشتم تو نوشته وبلاگها با ديدن نوشتهاي كه جشنهاي انقلاب را با جشنهاي 2500 ساله مقايسه كرده بود دلم خيلي گرفت چرا هنوز بعضي ها به يقين و باور نرسيده اند و فقط ميخواهند اداي روشنفكران را در اورند و تا بعضي برايش دست بزنند و احسنت احسنت بگويند چرا بعضها هنوز در مفهوم مقايسه مانده اند چرا تا حالا از خود نمپرسيم ما براي انقلاب چه كرديم آيا هميشه بايد انقلاب بدهكار باشد و ما طلبكار
ياعلي
بسم الله
حاجی عزیز، سلام گرم حقیر را به حضور برادر عمار برسانید.
جناب عمار خیلی خوشحال میشدم تا انتقادتان را به گوش بنده نیز میرساندید،به لطف خداوند متعال آنقدر ظرفیت انتقاد پذیریمان بالا هست که لااقل برای خواندن نظرات وقت بگذاریم.! البته انتقاد سویه ی روشنفکرانه ی نهی از منکر است،پس اصولش هم باید رعایت شود.! شما اولین عزیزی بودید که عنوان روشنفکری را به حقیر چسباندید.امروز کسانی میخواهند روشنفکر شوند که در ورطه ی عقده ها و کمبود ها غرق شده اند.ما عقده ی شهرت نداریم،گمنامی را برگزیده ایم تا در خاموشی قدم بزنیم. طوری که حتی نامی و یادی هم از ما باقی نماند.
شاید عنوان مطلب جشن های 2500 کمی پیاز داغش زیاد بود ولی منظور اصلی مقایسه در مورد مشترک بودن بی محتوایی و پوچی برخی جشن های انقلاب با جشن های 2500 ساله بود.هرگز هیچ عقل سلیمی نمیتواند نحوه ی برگزاری و چگونگی اجرای مراسمات انقلاب را همردیف جشن های شاهنشاهی بداند.حقیقتا علت و چگونگی مراسمات انقلاب ویزگی منحصر به فردی در تمام دنیا دارد.
در ضمن الحمدالله کسی هم برای ما دست نزده است،در طول این مدت از سبز ها گرفته ها تا همین مذهبی های خودمان هم به رگبار بسته اند مارا با فحش ها و تهمت های نازنینشان.البته این ها هم برای ما نوش است.
جناب عمار مِن بعد در وبلاگ خودمان منتظر نظرات ارزشمندتان هستم تا دیگر وقت حاجی عزیز را نگیرم
در پناه حق باشید