تلنگری به اصحاب غفلت‌زده‌ی سیاست... قربة الی الله
شنبه، ۸ بهمنماه ۱۳۹۰، ۸:۱۲ صبح
آقا سیدمرتضی آوینی:

حُبّ نفس يا خودپرستي ريشه همه وابستگي‌هاست و نفي آن، منشأ همه قدرت‌هاست. اين مطلب را در همه كتاب‌هاي اخلاق گفته‌اند و چه‌بسا معناي حقيقي آن را تا به امروز جز معدودي از انسان‌هاي وارسته كسي درنيافته باشد.
امروز ما امت بزرگ اسلام معناي اين حقيقت را به علم‌اليقين دريافته‌ايم و مي‌دانيم كه همة قدرت ما در همين يك نكته نهفته است: نفي خودپرستي. اسلام به ما آموخته است كه براي مستقل ماندن، نخست بايد وابستگي‌هاي دروني را بريد، و براي قطع وابستگي‌هاي دروني بايد ريشه خودپرستي را در درون خشكاند و از «خود» گذشت؛ و گذشتن از خود في‌نفسه پيوستن به خداست. اينچنين است كه انسان به مقام ولايت مي‌رسد و در اين مقام، اين خود اوست كه قلب عالم امكان مي‌شود؛ از تبعيت زمان و مكان، جامعه و طبيعت و تاريخ خارج مي‌شود و آسمان‌ها و زمين مسخر او مي‌گردند. معناي «تسخير» اين است و بر خلاف آن‌چه در تفسيرهاي پيش پا افتاده ديده‌ايم با نشستن آپولو در كرة ماه و فرستادن سفينه به مريخ يا مدار زحل و شكستن اتم و ساختن بمب هيدروژني ارتباطي ندارد. معناي تسخير همان است كه اكنون با تولد جمهوري اسلامي عيناً تفسير شده است.
اكنون [دهه اول انقلاب] اگر ايران را قدرتي همسنگ بزرگ‌ترين قدرت‌هاي جهان مي‌شناسند، نه از آن است كه ما صاحب تكنولوژي پيشرفته‌تري هستيم يا گام‌هاي بلندي در زمينة توسعه اقتصادي برداشته‌ايم... اين قدرت الهي است كه همه دنيا را دير يا زود مسخر اعتقادات ما خواهد كرد و پرچم اسلام را بر فراز همه بلندي‌هاي عالم به اهتزاز در خواهد آورد. تسخير قلوب مردم حق‌طلب جهان و صدور انقلاب، با پيشرفت‌هاي تكنولوژي ميسر نيست، با تبعيت از اين فرمان قرآني ميسر است كه فَاستَقِم كَما اُمِرتَ و مَن تابَ مَعَكَ، و كسي اهل استقامت است كه از خود گذشته باشد.

خودپرستي ريشه همه ترس‌هاست. انساني كه از گرسنگي وحشت دارد، با اولين محاصرة اقتصادي تسليم مي‌شود. آدمي كه از جان خويش مي‌ترسد، با اولين تهديد به زانو مي‌افتد و از حقوق خويش درمي‌گذرد. همة قدرت‌هاي جهنمي دنيا اكنون شب و روز در اين انديشه‌اند كه نقطه‌ضعف و انفصام كار ما را پيدا كنند و از همان نقطه بر ما فشار بياورند. هيچ يك از تجربياتي كه دربارة انقلاب‌هاي ديگر داشته‌اند، در مورد ما كارگر نبوده و حيله‌ها يكي پس از ديگري شكست خورده است. اين عروة‌الوثقايي كه ما بدان تمسك جسته‌ايم، چيست و در كجاست؟ سپاه پيروزمند اسلام كه اكنون بزرگ‌ترين قدرت جهان است، اين قدرت عظيم را از كجا كسب كرده است؟... جواب روشن است: «حبّ نفس يا خودپرستي ريشه همه وابستگي‌ها و نفي آن منشأ همه قدرت‌هاست.»
بالعكس، در جهان امروز «خودپرستي» را منشأ همه خيرات مي‌دانند. تفكر اومانيستي كه تفكر غالب انسان امروز است، برخلاف آن‌چه اكثراً پنداشته‌اند، نه‌تنها انسان را در جايگاه حقيقي خويش نمي‌نشاند، بلكه او را به سوي خودپرستي مي‌راند. سودپرستيِ انسان امروز ناشي از خودپرستي اوست و همان‌طور كه مي‌دانيم، منفعت‌گرايي و سودپرستي بنيان اقتصاد سرمايه‌داري است، و بدون هيچ اغراقي مي‌توان گفت كه تمدن امروز استروكتور نهادهاي
اجتماعي، سياسي و اقتصادي خويش را تماماً بر همين بنيان پي افكنده است.

==========
برشی کوتاه از کتاب توسعه و مبانی تمدن غرب

ارسال شده در بخش: سیاهه ی سیاست، کتابخواری