رفیقی زیبا می گفت که برای آبادی دنیای کسی، آخرتت را نسوزان.
گیریم حالا فلان آقا منصوب شده با معزول! و نصبش هماهنگ بوده یا ناهماهنگ!
یا فلان حضرت والا صلاحیتش برای انتخاب شدن توسط بنده و شما در انتخابات پیش رو، رد شده یا انکار و یا احراز و یا تائید،
من و شما را چه که بنشینیم به جای حرف های حسابی تر که ادعا داریم بهتر از همه بلدیم حرف حسابی و حرف حساب را، افسار عقل ادعائی!! مان را بدهیم دست شنیده هائی که گاهاً از اساس باطل اند و حتی در صورت صحت، تا برسد به ما آنقدر پیازداغش زیاد شده که جز آتش تهمت و غیبت و افترا چیزی ته ش نیست...
چرا عبرت نمی گیریم از آخر قصه فلانی هائی که روزی ذکر اسم شان صلوات داشت و امروز بردن نامشان کراهت دارد...
بگذریم!
هر چند وقت که طوفان انتخابات در این بوم و بر وزان می شود، زخم واهمه ای کهنه در دلم سر باز می کند. خوف این که این طوفان بی رحم، ایمان و عقبی چندتای دیگر از ما را از جای خواهد کَند بر باد خواهد داد؟
مواظب کلاهمان باشیم که باد نبردش!