الله کریم!
چهارشنبه، ۲۱ دیماه ۱۳۹۰، ۴:۱۴ بعدازظهر

عراقی ها لهجه ی محشری دارند. حتی شنیده ام از اهل فن که عربی شان فصیح ترین است بین اعراب و زمینه ی تمدنی شان هم می تواند مزید بر علت غنای فرهنگ و رسوم و فولکلورشان باشد.
فحوای کلام فصیح عراق ِ عرب، پر است از تکیه کلام و استعاره و شاهد مثال قرآنی. بارها دیده ام که در بازار و کوچه و خیابان و در ابتدائی ترین مراودات و محاوراتشان از تک آیه ها استفاده می کنند و برای منی که زبان عربی به لحاظ این که حامل کلام وحی است، دوست داشتنی است، شنیدن لغات و استعارات قرآنی مزید بر علت شوق فراگرفتن و لذت بردن از لهجه ی عراقی بوده و هست.
الغرض، دوستی نادیده پیامی برایم فرستاد که وقتی دستم به حلقه های ضریح رسید یادش باشم و ناخودآگاه در جوابش نوشتم «الله کربم» و یادم افتاد عراقی ها این تکیه کلام را چاشنی لبخندی می کنند که چشمان گرد و سیاه زاغی شان را تنگ می کند و چند چین به صورت سبزه ی آفتاب سوخته شان می اندازد و این کلامی است که وقتی عهدی را به عهده ی خدا می گذارند و یا می خواهند خدا را یاد مخاطب کلامشان بیاندازند که مثلا فلان قماش پارچه را کمی ارزان تر باهاشان حساب کند که خدای خالق من و شما کریم است و منیع الطبع است و مثلا ته ش این که؛ خدا سخت نمی گیرد، شما هم سخت نگیر، به کمک می آورند! و یادم افتاد که «الله کریم» و اگر نبود کرم بی منتهایش ما را چه به شوق پرواز پنجم به آستان خامس آل عباء علیهم السلام!؟

و اما
من ِ عازم عراق و زائر زار و نزار سرزمین طف
پس از ستایش و درود، همی نالد که بنده ی خاک سار ِ محتاج آمرزش دادار
در هزار و چند صد سال پس از واقعه ی عاشورا
که می خواهد مگر خود را به تاسی از قافله ی اسراء کربلا
به زیارت اربعین سیدالشهداء
برساند، در یاد دوستان خواهد بود و دوستان، دیده و نادیده، هر چه ضمه بر گرده ی این کم ترین دارند در گذرند. که «الله کریم!»

و یاری با ماست که اگر هم راه شود... چه حاجت که زیادت طلبیم؟!

ارسال شده در بخش: حسینیه