پنجشنبه، ۱۷ شهریورماه ۱۳۹۰

هر شب کنار پنجره می نشینم تا بیائی و برایم خط بنویسی...
سرخ، آبی، سبز، کلمات را وقتی می نوشتی، هر کدام اناری می شد و توی آسمان ابر و بادها چرخ می زد و چرخ می زد و دست آخر می افتاد توی حوض.
وقتی خط می نوشتی پرستوها ردّش را می گرفتند تا در گردباد، مسیر کوچ را گم نکنند و من دلواپس دست هایت بودم که مباداد همراه آنها برود و دیگر برنگردد.


=======
عقیق های فصل یادگاری. اسماعیل فیروزی
انتشارات سوره ی مهر

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: دل نامه، کتابخواری
حسین شرفخانلو
46 اشاره - لینک ثابت
  • جدیدترین مطالب
لک‌لک‌ها
سه شنبه، ۲ خردادماه ۱۳۹۱
لک‌لک‌ها
سه شنبه، ۲ خردادماه ۱۳۹۱
آئینه‌ی آینده
دوشنبه، ۱ خردادماه ۱۳۹۱
ورود ممنوع!
یکشنبه، ۳۱ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
  • می خوانمشان
  • موضوعات
  • آرشیو ماهانه
برای دیدن آرشیو ماهانه اینجا را کلیک کنید.
حسین شرفخانلو
  • امیر قافله
امیر قافله
من و شما اگر بخواهیم راه خود را درست برویم و این كشور از وجود من و شما سود ببرد؛ باید به فكر دل خودمان، به فكر قیامت خودمان، به فكر فرداى خودمان و به فكر محاسبه الهى از خودمان باشیم و در این زمینه نسبت به خودمان اغماض نكنیم.
  • شهیدانه

سردار شهید علی شرفخانلو
باید از ولایت حداكثر استفاده را نموده و هر روز برای فرج حضرت مهدی «عج» و اتصال انقلاب اسلامی ایران به انقلاب آن بزرگوار دعا کنیم و عمل مان نیز در این راستا باشد.
مجسمه"اخلاص و تقوی و مردانگی" سردار شهید علی شرفخانلو
بازدیدهای امروز:
926 بازدید
بازدیدهای دیروز:
873 بازدید
کل بازدیدها:
140531 بازدید
افراد آنلاین:
4 نفر
فيد وبلاگ تماس با من
درباره من
تماس با من
طراحی سایت: استادیو شار
قدرت گرفته از MovableType