پنجشنبه، ۲۳ تیرماه ۱۳۹۰

خسته بودند و عصر بود و دور هم نشسته بودند بعد از یک روز تمام ریسه کشی و تنظیم سن و داربست و محوطه ی سازی، دور هم به نان و پنیر عصرانه و هندوانه ی پشت بند آن
یکی شان که انگار عاشق تر بود و عاقل تر در آمد که من حاضرم چشم هایم را بدهم و عوضش آقا زودتر بیاید.
رفیقش انگار اصلا توی باغ نبود به طعنه گفت که: آن وقت دیگر آقا را نمی توانی ببینی!
جوان عاشق و عاقل قصه ی ما لبخندی زد و در آمد که: آقا می آید که کار جهان را زیر و زبر کند. گیریم این وسط، یک جفت چشم باشد یا نباشد.
به جائی بر نمی خورد.
تازه! این طوری مزه اش هم بیشتر است. آقا باشد و بتوانی ببینی اش و نشود!
عشق که می دانی چیست؟

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: موعودیه
حسین شرفخانلو
53 اشاره - لینک ثابت
  • جدیدترین مطالب
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
  • می خوانمشان
  • موضوعات
  • آرشیو ماهانه
برای دیدن آرشیو ماهانه اینجا را کلیک کنید.
حسین شرفخانلو
  • امیر قافله
امیر قافله
من و شما اگر بخواهیم راه خود را درست برویم و این كشور از وجود من و شما سود ببرد؛ باید به فكر دل خودمان، به فكر قیامت خودمان، به فكر فرداى خودمان و به فكر محاسبه الهى از خودمان باشیم و در این زمینه نسبت به خودمان اغماض نكنیم.
  • شهیدانه

سردار شهید علی شرفخانلو
باید از ولایت حداكثر استفاده را نموده و هر روز برای فرج حضرت مهدی «عج» و اتصال انقلاب اسلامی ایران به انقلاب آن بزرگوار دعا کنیم و عمل مان نیز در این راستا باشد.
مجسمه"اخلاص و تقوی و مردانگی" سردار شهید علی شرفخانلو
بازدیدهای امروز:
1319 بازدید
بازدیدهای دیروز:
763 بازدید
کل بازدیدها:
138529 بازدید
افراد آنلاین:
8 نفر
فيد وبلاگ تماس با من
درباره من
تماس با من
طراحی سایت: استادیو شار
قدرت گرفته از MovableType