
حالا يكى از سؤالها اين بود كه چرا علنى موضع نميگيريد؟ چون لازم نيست علنى موضع گرفتن؛ چه لزومى دارد؟ علنى موضع گرفتن نسبت به يك نقطه ى ضعف در يك مسئول، شما خيال ميكنيد كه چقدر كمك ميكند به حل آن مشكل؟ هيچى. گاهى اوقات هست كه انسان اگر يك چيزى را بدون علنى كردن دنبال علاجش باشد، بهتر علاج خواهد شد، تا اينكه يك چيزى را انسان جنجالى كند. بله، يك وقت هست كه هيچ چاره اى جز علنى شدن نيست؛ آنجا بله، انسان علنى ميكند؛ ليكن اينجور نيست كه تصور بشود اگر چنانچه يك ايرادى، اشكالى در مجموعه ى مسئولين اجرائى كشور وجود دارد و رهبرى با آنها مخالف است، حتماً بايستى اين را در بلندگوها بيان كند؛ نه، گاهى اوقات مصلحت قطعى در اين است كه انسان يك چيزى را علنى نكند.
بيانات در ديدار دانشجويان و نخبگان علمی 88/4/6
پی نوشت:
در خانه اگر کس است؛ یک حرف بس است.
حالا هر چقدر می خواهی به طرفداری از آن عزیز کرده ی پاک و صاف و زلالت کنج عزلت خانه را بر ساختمان سفید خیابان پاستور ترجیح بده...
حرامت باد آن شور و احساس و پاکی بچه های ستاد ِ 84 که بی مزد و منت در گرمای تیرماه و شب تا صبح و صبح تا شب برای مرامی که انگار کرده بودند تو با آن هم سمت و سوئی! با جان و دل برایت کار کردند تا امروز بعد شش سال خون به دل شان کنی و دشمن شادشان. و نشان دهی که کار ِ زارت به آن جا رسیده که خرجت را از بچه های انقلاب و حضرت آقـــا سوا کنی...
دشمن شاد که می دانی یعنی چه؟
می دانی که! این بحر طویل، آن قدر عمیق هست که تو و اذناب و حواشی ناب و زلالت را درسته ببلعد!
و ای کاش نبود سعه ی صدر و صبر انقلابی آقـــا.
که آن وقت حساب کار، با ما بود و تیغ و حلقوم شما!!!