آن مرد تبر دارد!
یکشنبه، ۱۴ فروردینماه ۱۳۹۰، ۸:۰۲ بعدازظهر

سال هاست یقین کرده ام بتی نخواهد شکست!
حتی اگر همه ی مردم از شهر بیرون رفته باشند.
ما، گرگ های باران دیده شده ایم. آن قدر سرد و گرم چشیده که بت هایمان را هم با خود ببریم. هر جا که باشد.
هر چند ابراهیمی در شهر نمانده باشد...

و مگر نه این که در باره ی قوم آخرالزمانی گفته اند: کُلُ درهمٍ عندَهم صنَم! و امروز آیا نه آن روز است که درهم و دینار خدای مردمان شده است...
ابراهیم بت شکن قوم ما، سال هاست منتظر سیزده و سیزده یار موافقی است تا به شهر بخوانندنش و او با ندای داوود و تبر ابراهیم و صولت حیدری بخواند: تَاللهِ لاَکیدَنَّ اَصنامَکُم! *
و دور نیست آن روز که که بت ها شکسته شوند. الیس الصبح بقریب؟ **
=========
*.- (سوره ی مبارکه ی انبیاء. قسمتی از آیه پنجاه و هفتم)
**.- (سوره ی مبارکه ی هود. قسمتی از آیه ی هشتاد و یکم)

ارسال شده در بخش: آیه، درشهرخبری هست