جنگ تمام شده بود. چند نفر سطل رنگ به دست، داشتند از دیوار سینما بهمن میرفتند بالا. روی دیوار نوشته بود: «ما بر ظالم ميتازيم و از مظلوم حمايت ميكنيم.» دیوار را رنگ کردند و جایش نوشتند: «ما شريك غم همه مظلومان تاريخ هستيم».
از اینجــا
هر زنی شوهری می خواهد. حتی اگر شوهر نگذارد زن دیگر آواز بخواند! *
*. -شاه کارِ کم نظیرِ « بادبادک باز» ِ خالد حسینی ِ افغانی.
عربستان سعودی یکی از مذهبی ترین کشورهای خاورمیانه است.
این کشور به خاطر منابع غنی نفت خام از کشوری بیابانی به یکی از ثروتمندترین کشورهای منطقه تبدیل شده است.
رهبران عربستان سعودی با معضل حرکت به سوی اصلاحات و مقابله با خشونت های تندرویان مواجه هستند.
خانواده حاکم آل سعود همواره در جهت ایجاد ثبات و سرکوب تندرویان حرکت کرده است.
حکومت سعودی فعالیت مخالفان را کاملا غیرقانونی اعلام کرده است.
اهمیت منطقه ای عربستان سعودی به این خاطر است که ملک عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود به عنوان نگهبان منافع گسترده ملل عرب شناخته می شود.
زین العابدین بن علی، رئیس جمهوری سابق تونس به عربستان سعودی پناهنده شده است.
منبع: B.B.C
و تو خود حدیث مفصل بخوان از مجمل نفت و قدرت و سرکوب و مذهب و نگهبان منافع ...
قدیمی های خوی اصول جالبی در هواشناسی و علم پیش بینی اوضاع جوی دارند.
مثلاً یک نگاهشان به سمت غرب، آنجائی که طرف قطور باشد معلومشان می کند که باران در حال بارش مداوم است یا گذرا. ابری که هوای شهر را گرفته برف دارد با خودش یا باران و یا اینکه غیر مثمر است؟!
اما امروز شاخه جدیدی از علم هواشناسی شان را کشف کرده ام. آنا که از خوئی های با اصل و نسب و دارای حق آب و گل است می گفت:
چهار روز اول نوروز، تکلیف حکم چهار فصل را دارند. هوای روز اول نشانگر اوضاع بهار، هوای روز دوم نمود تابستان، هوای روز سوم نشانگر آب و هوای پائیز و اوضاع هوا در روز چهارم عید نمایاننده ی میزان بارش یا عدم بارش زمستانی ست. کنایه ای از آنچه می گویند در فقره ی سال نکوئی که از بهارش پیداست.
به عیار جوشناسی آنا، و با باران پر و پیمانی که امروز بارید، امسال زمستان پر بارشی خواهیم داشت!
البت! تا یار چه خواهد و میلش به چه سازد...
اما از شوخی گذشته، مو لای درز پیش بینی های آماتوری این قدیمی های باصفای شهر نمی رود. حالا گوگل و یاهو و وِدیر دات کام هی با ماهواره هایشان رصد کنند و برای خودشان درصد بارش پیش بینی کنند...
نوشته بود:
چهلم پدر، جنگ تمام شده بود
همه جا امن و امان
همه چیز سر جایش برگشت
جز پدر من، جز پدر شما، جز پدر خیلی های دیگر...
و نوشتمش:
و اتممناها بعشر!
حالا نمی دانم شب عیدی چرا دلم هوای باران کرده؟ شاید بقول ایشان:
باران واژه بعیدی شده این روزها...
روزهای پاییزی زیادی را دونفره با خدا قدم زده ام.گاهی هم سه نفره با پدر....
روز آخر سال است و رسم این است که بهاریه بنویسیم.
اما
در نه چندان دور دست ها
برادران بحرینی مان
بجای سین ِ هفت سین، شین ِ شلیک ِ مستقیم را سر سفره ی سال نو شان می گذارند.
و این چکامه ایست از دوستی در دور دست ها:
" کار کار خودتان است
خلبازی های قذافی سر همه را گرم کرده
و در شلوغی این جنگل
هیچ کس این گوی درخشان را نمی بیند
و بحرین را بُحران حساب نمی کند
پس به صدفهای خلیج بگو
این قدر دست روی دست نگذارند
بغضی را که در گلوشان گرفته
بیرون بریزند
تا خلیج
غرق مروارید شود
و سیل بحرین
بگذرد از بین النهرین
از فرات تا نیل
مصر تا مراکش
و آل سعود و آل قذافی و آل مبارک در اقیانوسش بلعیده شوند
چون فرعون در نیل
و تلألؤ انقلاب موسی صادر شود.
بگو اگر دیر بجنبند
آل خلیفه قسم خورده است
به زور هم که شده انگشت به حلقتان بیندازد
و مرواریدهای صادراتی را
برای گردنبند هیلاری
و ملکه انگلیس تحفه بفرستد.
بگو مادران منامه
لالایی فتح برای لؤلؤ و مرجان هایشان بخوانند
و از لشگرکشی "ملِک عبــ"ـرهه نترسند
که خون بر شمشیر پیروز است
گوهر بر گلوله
و سجیل بر فیل.
و بشارتی از بعثت
همیشه بر بال های ابابیل بوده است..."
.
محمدجواد میری
صادق آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
به حقیقت نورروز همان روزی ست که پیامبر(ص) در غدیر خم برای علی (ع) از مردم عهد گرفت و مردم به ولایت او اقرار کردند...
و آن همان روزی است که خدای تعالی رسول(ص) را به سوی وادی جن روانه کرد و از آن ها عهد و پیمان گرفت.
و آن همان روزی است که علی (ع) در آن روز بر اهل نهروان غالب شد.
و آن همان روزی است که قائم ما اهل بیت و صاحب امر ظاهر خواهد شد و خداوند او را به دجال غلبه می دهد. پس آن حضرت دجال را بر کناسه ی کوفه به دار می کشد.
هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما در آن انتظار فرج داریم؛ زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست. ایرانیان آن را حفظ کردند، ولی شما (عربها) آن را ضایع کردید... و آن اولین روز از سال ایرانیان است.
خیر سرمان! رفته اند جنوب برای تجدید عهد و این حرفها. بماند که در جلسه ی توجیهی و تقسیم کار عوامل اجرائی اردو، یارو مسئولشان برگشته گفته: ما اصلن!!! برای تفریح و دل خوشی می رویم آنجا و به تحکم پرسیده: کسی مساله ای ندارد؟
الغرض، الان وسط راه که دارند می روند به فکه، عوامل فرهنگی اردو در راستای بسط فرهنگ شهادت، برایشان چیستان شهیدانه ای مطرح کرده اند که: اگه گفتین! اون شهیدی که اسمش علی بود و خویلی (اهل خوی) بود و تو نهر جاسم افتاد فامیلی ش چی بود؟
دقیقن به همین جلفی که برایتان نوشتم.
بعد کل کاروان که تا بلغت الحلقوم غرق در یاد و نام و دائره المعارف شهدای خوی اند، بسیج شده اند برای یافتن فامیلی شهید موصوف و تلفن من فرط و فرط زنگ می خورد که مگر کدامشان زودتر بفهمد که جواب مسابقه ی امروزمان! شهید علی راحتی ست. اعلی الله مقامه الشریف و حشره الله مع موالیه
داستان عملکرد اکیپ فرهنگ ساز به همین یک سوال ختم نمی شود و زنگ تلفن های من نیز. و قصه می کشد تا عملیات کربلای هشت و خدابیامرز محمد آقای قنبرلو و الخ...
و من نمی دانم چه اصراری ست به این دست جلف بازی ها و نیز نمی دانم فرق یافتن کلمه ای در جدول روزنامه و یافتن فامیلی شهیدی با این نوع داده ها در چیست.
شهداء! هنوز، شرمنده ایم...
شماره گان بنزین مصرفی ام حساب و کتاب دارد. آنقدر که تا یومنا هذا لیتری از بنزین 400 و 700 تومانی در حلق باکم نشده و تا انتهای تعطیلات نیز نخواهد شد.
یعنی من هنوز بنزین های 100 تومانی ام را داشته ام و کیفوری متعاقب هر بار بنزین زدن یارانه ای را.
الغرض دی روز رفیقی آمد به التماس دعای بنزینی و ته مانده ی بنزین های 100 تومانی ام خرج رفاقت شد و رفیق در ازای مرامی که خرجش کرده بودم چهار اصله نهال پیوستی برای باغچه ی کوچک خانه مان آورد که بکارد.
وقت بیل زدن باغچه ی نقلی مان نمی دانم چرا دلم لرزید که خدایا این نهال های حاصل از مدیریت مصرف سوخت مرا برویان و زود به حاصل برسان. آنقدر زود که هم زمانش میوه ی دل زمین به بار نشسته باشد و غنچه ی وعده داده شده ات گل داده باشد و مردِ موعودت از در درآمده باشد.
دوست دارم نهال هایم وقتی به بار نشسته باشند که آرزوی دیرپای اهل زمین اجابت شده باشد.
آمین.

بوی یاس ترمه ی جانماز مادربزرگ
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
شب جمعه، پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آب تنی...
این جا دفتر مشق من است. از سال ها پیش تا یومنا هذا. یعنی من این جا، روزهایم را مشق می کنم برای بهتر زیستن و بهتر دیدن و بهتر بودن.
این جا را بارها و بارها و هر نوبت از سر تکلیفی که بر گرده ام حس کرده ام به سیاهی سیاست آلوده ام و من بعد نیز هربار که حس کنم وظیفه ام ابراز نظر و گرفتن موضع است این کار را خواهم کرد.
اما بعد! الیوم من بعد ره نمود های امروز حضرت آقا در خصوص پرهیز از رفتار های خلاف عقل سیاسی بخصوص برای جوان ها، از نارواهائی که نوعاً از سر درد به بزرگان گفته ام تبری جسته و سعی بلیغ خواهم نمود هرچه در چنته دارم بکار گیرم تا سلاح صبر و بَصَرم را تیزتر کنم.
یا ابانا استغفر لنا!
انا کنا خاطئین... *
===========
*.- (سوره ی مبارکه ی یوسف. قسمتی از آیه ی نود و هفتم)
حرم شريف امام رضا (ع) سومين مسجد بزرگ دنياست كه در مشهد مقدس قرار گرفته و شامل مسجد گوهرشاد، يك موزه، يك كتابخانه، چهار سالن اجتماعات، يك آرامگاه، دانشگاه علوم اسلامي رضوي، يك سالن عظيم ناهارخوري براي زائرين، سالنهاي عظيم نمازخانه و ... است.
بناي حرم در طول تاريخ و بهتدريج ساخته شد و گسترش يافت. در بهوجود آمدن فضاي كنوني حرم، مردان و زناني بلند همت، در هر دورهاي از تاريخ ايران زمين، نقشي داشتهاند كه نام خود را تا ابد زير نام حضرت رضا (ع) جاودانه كردهاند. هر كاشي و سنگي كه بر ديوارهاي حرم جاي گرفته، نشان از عشق و ارادت مردماني از اين سرزمين به مولا و آقايشان حضرت رضا (ع) دارد. تاريخ موجود در كتيبههاي حرم، از دوره سامانيان تا دوره قاجاريه را نشان ميدهد.
«سامانيان» نخستين آبادگران حرم رضوي هستند. پس از آنها «غزنويان» عمارت مشهد توس را كه مرقد علي بن موسي الرضا (ع) و رشيد در آن دوران است، از نو ساخت و بنايي زيبا بر آن بنياد كرد. در دوره «سلجوقيان» نخستين گنبد بر روي بقعه ساخته شد. در دوران «خوارزمشاهيان» كاشيكاري در حرم رنگ و بوي بيشتري يافت. عهد «تيموري» دوران پربار و با شكوهي از نظر معماري حرم بهشمار ميرود.
دوران «صفويه» نيز دوران مهمي در تاريخ معماري حرم به شمار ميرود. طلاكاري گنبد و گلدسته، ساخت اولين ضريح مرقد منور، رواقهاي توحيدخانه، گنبد اللهورديخان و گنبد حاتمخاني، همه مربوط به اين دوره است.
بناي گلدسته ضلع شمالي صحن عتيق (صحن انقلاب)، طلاكاري مجدد ايوان امير عليشير و گلدسته بالاي آن و سنگاب سقاخانه اسماعيل طلايي، همه مربوط به دوره «افشاريه» هستند. دوره «قاجاريه» هم از نظر معماري، دوران مهمي در تاريخ حرم به شمار ميرود. بناي صحن آزادي مربوط به اين دوره است.
حقيقتي كه همه زائران دور و نزديك حضرت رضا (ع) هم به آن معتقدند، اين است كه حرم رضوي پس از انقلاب چيز ديگري شده است؛ با شكوهتر و وسيعتر.
از این جا:حرم مطهر ثامنالائمه علیهم السلام در ميان 3 مسجد بزرگ دنيا
حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آی...
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!
قیصر امین پور. که خدایش رحمت کناد...