روزمره های یک مدیر روز مره!
یکشنبه، ۱ اسفندماه ۱۳۸۹، ۶:۵۹ بعدازظهر

از جمله ی چیزهائی که این یکی دو سال حشر و نشر با زعمای قوم به من آموخته این است که قبل از هر هنری باید! مسلح به اسلحه ی شناختن و افزودن نشانه ها و علامت ها باشی!
آن قدر که وقتی یکی - بالادستی و پائین دستی اش مهم نیست! - درباره ی اتفاقی در فلان گوشه شهر با تو حرف می زند، بلد باشی به جملاتی که می گوید نشانه هائی بیفزائی!
مثلن وقتی گزارشی از اتفاقی در فلان منطقه برایت می آید کافیست اسم یکی دو تا از ساکنین محل را بلد باشی و رو کنی تا طرفت انگار کند تو در متن آن اتفاق بوده ای و حرفهائی که می شنوی برایت تکراری است!
یکبار امتحان کنید. به لذتش می ارزد!

ارسال شده در بخش: درشهرخبری هست، روزمره ها