بودن یا نبودنت
داشتن یا نداشتنت
داشتنت ...
و همیشه داشتنت!
مسالهاین است!
گرمایَش طویل تر از آن است به روز و ساعت و دقیقه، اطفاء شود.
حتی وقتی که خوابی، روی گونه های خسته ات رد گرمی هایش باقیست.
می گویند انرژی در جهان فنا ناپذیر است و من امروز فهمیدم که بقای انرژی به عشق است و نه به تبدیل آن به صورت! های گوناگون...
از قدیم و از ندیم شنیده ایم که:
هر آنکس که دندان دهد نان دهد.
تقصیر من هم نیست که دهنده ی نان باید در فکر تامین دندان ِ خورنده ی گرامی!ِ نان باشد. می خواستید همان اول کار ما را بد عادت نکنید با کرامت های ریز و درشتتان.
کی و کجایش را خودتان به تر می دانید!
شما را گفته اند: عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم!
من را که نگفته اند.
من فقط بلدم منتظر خوبی باشم.
منتظر خوبی برای دندانی که درآید و نانی که از تنور اکرامتان برآید.
فاوف لنا الکیل و تصدق علینا. ان الله یجزی المتصدقین...
می دانید که:
شب و روز، خیال آن بیرق سرخ و تکان تکان هایش در لابلای بادها و آن ضریح ِ هزار و شش گوشه که آغوشش شب و روز برایم گشوده بود و آن قُبّه که کوتاهترین معبر زمین و آسمان است و دری از درهای بهشت، هوش از سر عقلم می برد...
می گوید شب ها وقت بی کاری و نت گردی اش است.
می گوید مدتی است چیزی نمی نویسی که بشود به ش گیر داد و آسمان و ریسمان بافت باهاش.
می گوید اصلن تو عوض شده ای. شده ای یک آدم دیگر که حتی شوخی هم یادش می رود بکند.
می گوید جلسه ی شنبه ها را نمیآئی و دعای ندبه ات هم کان لم یکن شده است.
می گوید یکبارکی مسلمانی را ببوس بگذار لب طاقچه و وقت گرمای تابستان آبش را بخور.
می گویم:
برادر!
آلله، سنی ده منیم گونومه سالسین!
همین.
بهشت ترین ها
محصول اردی بهشت هاست...
آن جا که با جمعی زخمی عشق حسین رو سوی دیار کرب و بلا کنی و روزهای آخر ماه بهشتی اردی بهشت را در زمین آسمانی جنت الماوی شش گوشه تنفس کنی.
کربلا
کربلا
ما داریم می آئیم...
اشک چشم هاش رو که پاک کرد، رو به جوانی که نشسته بود بغل دستش و چشم هاش پُر سوال بود گفت:
مادر!
فقط خدا می دونه که کی رو به م داده بود...
و فقط خودش می دونه که کی رو ازم گرفت!