صبح - آرشیو ماهانه - May 2010
یکشنبه، ۹ خردادماه ۱۳۸۹

بودن یا نبودنت
داشتن یا نداشتنت
داشتنت ...
و همیشه داشتنت!

مساله
این است!
نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: دل نامه
پنجشنبه، ۶ خردادماه ۱۳۸۹

گرمایَش طویل تر از آن است به روز و ساعت و دقیقه، اطفاء شود.
حتی وقتی که خوابی، روی گونه های خسته ات رد گرمی هایش باقیست.
می گویند انرژی در جهان فنا ناپذیر است و من امروز فهمیدم که بقای انرژی به عشق است و نه به تبدیل آن به صورت! های گوناگون...

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: دل نامه
دوشنبه، ۳ خردادماه ۱۳۸۹

از قدیم و از ندیم شنیده ایم که:
هر آنکس که دندان دهد نان دهد.
تقصیر من هم نیست که دهنده ی نان باید در فکر تامین دندان ِ خورنده ی گرامی!ِ نان باشد. می خواستید همان اول کار ما را بد عادت نکنید با کرامت های ریز و درشتتان.
کی و کجایش را خودتان به تر می دانید!
شما را گفته اند: عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم!
من را که نگفته اند.
من فقط بلدم منتظر خوبی باشم.
منتظر خوبی برای دندانی که درآید و نانی که از تنور اکرامتان برآید.
فاوف لنا الکیل و تصدق علینا. ان الله یجزی المتصدقین...
می دانید که:
شب و روز، خیال آن بیرق سرخ و تکان تکان هایش در لابلای بادها و آن ضریح ِ هزار و شش گوشه که آغوشش شب و روز برایم گشوده بود و آن قُبّه که کوتاهترین معبر زمین و آسمان است و دری از درهای بهشت، هوش از سر عقلم می برد...

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: حسینیه، سفر، شیعه گی
دوشنبه، ۳ خردادماه ۱۳۸۹

می گوید شب ها وقت بی کاری و نت گردی اش است.
می گوید مدتی است چیزی نمی نویسی که بشود به ش گیر داد و آسمان و ریسمان بافت باهاش.
می گوید اصلن تو عوض شده ای. شده ای یک آدم دیگر که حتی شوخی هم یادش می رود بکند.
می گوید جلسه ی شنبه ها را نمیآئی و دعای ندبه ات هم کان لم یکن شده است.
می گوید یکبارکی مسلمانی را ببوس بگذار لب طاقچه و وقت گرمای تابستان آبش را بخور.
می گویم:
برادر!
آلله، سنی ده منیم گونومه سالسین!
همین.

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: خارج از موضوع
حسین شرفخانلو
37 اشاره - لینک ثابت
شنبه، ۱۸ اردیبهشتماه ۱۳۸۹

بهشت ترین ها
محصول اردی بهشت هاست...
آن جا که با جمعی زخمی عشق حسین رو سوی دیار کرب و بلا کنی و روزهای آخر ماه بهشتی اردی بهشت را در زمین آسمانی جنت الماوی شش گوشه تنفس کنی.
کربلا
کربلا
ما داریم می آئیم...

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: حسینیه
چهارشنبه، ۱۵ اردیبهشتماه ۱۳۸۹

اشک چشم هاش رو که پاک کرد، رو به جوانی که نشسته بود بغل دستش و چشم هاش پُر سوال بود گفت:
مادر!
فقط خدا می دونه که کی رو به م داده بود...
و فقط خودش می دونه که کی رو ازم گرفت!

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: شهیدانه
حسین شرفخانلو
33 اشاره - لینک ثابت
  • جدیدترین مطالب
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
  • می خوانمشان
  • موضوعات
  • آرشیو ماهانه
برای دیدن آرشیو ماهانه اینجا را کلیک کنید.
حسین شرفخانلو
  • امیر قافله
امیر قافله
من و شما اگر بخواهیم راه خود را درست برویم و این كشور از وجود من و شما سود ببرد؛ باید به فكر دل خودمان، به فكر قیامت خودمان، به فكر فرداى خودمان و به فكر محاسبه الهى از خودمان باشیم و در این زمینه نسبت به خودمان اغماض نكنیم.
  • شهیدانه

سردار شهید علی شرفخانلو
باید از ولایت حداكثر استفاده را نموده و هر روز برای فرج حضرت مهدی «عج» و اتصال انقلاب اسلامی ایران به انقلاب آن بزرگوار دعا کنیم و عمل مان نیز در این راستا باشد.
مجسمه"اخلاص و تقوی و مردانگی" سردار شهید علی شرفخانلو
بازدیدهای امروز:
766 بازدید
بازدیدهای دیروز:
763 بازدید
کل بازدیدها:
137976 بازدید
افراد آنلاین:
11 نفر
فید وبلاگ تماس با من
درباره من
تماس با من
طراحی سایت: استادیو شار
قدرت گرفته از MovableType