صبح - آرشیو ماهانه - April 2010
چهارشنبه، ۸ اردیبهشتماه ۱۳۸۹

4 بالام اِوده گَلَر نالیه یولدان گچن آغلار!
کوچه ده بیر های اوجالسا، هامی دان چوخ حسن آغلار...

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: فاطمیون
حسین شرفخانلو
40 اشاره - لینک ثابت
شنبه، ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۹

بچه تر که بودیم، استاد تجوید کلاس قرآنمان یادمان داده بود، تلفظ لام ِ لفظ ِ جلاله فرق دارد با الباقی ِ لام ها. طوری تاکیید و تنقیح داشت روی نحوه ی تلفظ ِ (لام) که پنداری مرکز ثقل لفظ جلاله ی چهار حرفی ِ الله درست روی لام ِ دوم ِ کلمه باشد و صحت و سقم ادای لفظ جلاله بسته به نحوه ی ادای لام ش!
...
هر بار که
از لبانت سلام می تراود
لام ِ وسط حرف ِ چهار کلمه ای ِ سلام را طوری ادا می کنی که انگار مرکز ثقل همه ی حرف هایت! روی لام ی ست که مثل لام ِ لفظ ِ جلاله ثقیل و وزین است و ادا کردنش مستلزم مناسک ویژه
حالاست که می فهمم
سلام قولٌ مِن رَبِّ الرَحیم
یعنی چه؟
و چرا سلام نام خداست و ماننده ی الله، چهار حرف دارد!

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: دل نامه
یکشنبه، ۲۹ فروردینماه ۱۳۸۹

حسّم دقیقن شبیه لحظه های آخر سال کهنه و دم دمای تحویل سال است.
حال رُستن و شکوفه زدن دارم.
انگار جوانه ای در دلم سر بر آورده است.
انگار در هیجانی عمیق و پر حادثه، لحظه های آخر ماراتنی چند صد کیلومتری را می دوم و تا پایان راهی نمانده.
افق، رو به رویم باز است و تا بی نهایت هستی، چشم در چشم آفتاب دوخته ام که برآید و به هم سازیم و جهانی تازه سازیم.
حس می کنم روحم را که بزرگ و بزرگ تر می شود!
حس می کنم روحم را که پوست می اندازد.
حس می کنم روحم را که نو شده است.
روز به کام من است و بخت و کام جاودانه با من.
بعونک یا جمیل..

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: دل نامه
حسین شرفخانلو
37 اشاره - لینک ثابت
چهارشنبه، ۲۵ فروردینماه ۱۳۸۹

بهار شگفتی ها در راهند.
فردا گلی می شکفد که بادها را پرپر می کند!

علی رضا قزوه

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: موعودیه
دوشنبه، ۲۳ فروردینماه ۱۳۸۹

سن یک درخت برابرست با شماره ی لایه های متحدالمرکزی که در محیط تنه ی درخت نقش می بندد.
هر سالی هم که بگذرد، یک لایه به لایه های سال شمار اضافه می شود.
بیست سی سال که از عمر درختی بگذرد، دیگر لایه های سال شمار در محیط تنه ی درخت آنقدر توی هم می روند که حساب سال و عمر درخت از دست می رود.
بچه تر که بودم، داغ نبودنت در دلم نهالی بود نورس که به هر بادی به هر سو خم و راست میشد. نهالی که امروز بعد بیست و هفت سال، درخت تناوری شده است که هیچ اره و تبری نمی تواند از جا بکندش. تنه اش آن قدر تنومد هست که نشود حساب سال و ماه را از روی لایه های سال شمارش حساب کرد.
اما حساب من آنقدر ها هم که فکر می کنی ضعیف نیست آقای ِ پاسدار ِ شهید ِ و دبیر ِ ریاضی!
شمار روزهای نبودنت دستم هست، به سال و ماه و روز ما زمینی ها، بیست و دو روز که از هر سال نو بگذرد، یک شماره به شمار سال های نبودنت اضافه می شود. درست مثل ام روز صبح که یک شمع دیگر یه شماره ی شمع های کیک تولدی که بهشتی ها برایت روشن کرده اند اضافه شد.
پدر آسمانی ام!
تولدت مبارک...

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: شهیدانه
جمعه، ۲۰ فروردینماه ۱۳۸۹

دی روز وزیر آمده بود شهرمان.
در راستای ِ دور ِ سوم ِ سفرهای ِ استانی ِ دولت ِ کریمه!
و برای افتتاح.
همه جا را برایش روبان کشی کرده بودند.
حتی مزار شهداء را...

لابد، دی شب بخش خبری بیست و یک سیما ، خبرش را خواند؛
افتتاح مزار شهدای خوی در استان آذربایجان غربی با بیش از هزار شهید ِ بالفعل و قابلیت افزایش ظرفیت اسمی تا سقف دو هزار شهید دیگر!

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: شهیدانه
یکشنبه، ۱۵ فروردینماه ۱۳۸۹

وقتی در اضطراب و اضطرار، نیمه جان ِ به لب رسیده ام را انداختم روی سنگ سفیدی که سال هاست با گونه و لب و دست هایم آشناست، حس که نه! دیدم! دیدم که نبض ِ سنگ ِ در آغوشم به حرکت در آمده. انگار در سال گرد بیست و هفت سالگی سنگ سفید روی مزارت، خون تازه ای در رگه های سنگ سرد که نام نامی ات رویش حجاری شده به جوش و جریان افتاده باشد...
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً
و لا تحسبن الله بغافلٍ عمّا یعمَلون!
بخت و کام جاودانه با من است...
و ما رمیت اذ رمیت! ولکن الله رمی

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: آیه، شهیدانه
یکشنبه، ۱۵ فروردینماه ۱۳۸۹

ساعت یک و نیم بامداد به وقت بغداد است. نشسته ام در لابی هتل، نگه بان تل ساک و کیف و بار و بنه ی کاروان که لحظه به لحظه به تعدادشان اضافه می شود. بار ِ من همانی ست که بود. الا مُهر و تسبیح هائی که همین امروزخریدمشان.
صبح، قبل از اذان سه تائی مان رفتیم حرم. من و حامد و سجاد. در طواف ضریح شش گوشه هشت رکعت نافله ی شب را خواندم و در سمت راست حرم حسینی فریضه ی صبح را. هر روز بعد اقامه ی جماعت صبح، زیارت عاشورا می خوانند. ازدحام جمعیت بیش از حد تصور است. طوری که دی شب بعد نماز مغرب و عشاء خطیب حرم می گفت که شمار زوار وارد شده به کربلا تا امروز از مرز شانزده میلیون نفر گذشته و تخمین این ست که این رقم در روز اربعین حسینی به بیست میلیون نفر برسد.

ادامه‌ی مطلب ...
نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: سفر
حسین شرفخانلو
45 اشاره - لینک ثابت
شنبه، ۱۴ فروردینماه ۱۳۸۹

امام هم بود. با سخنرانی هاش، با بیست دقیقه راه رفتن منظم صبح و عصرش. با قرآن خواندن ها و مطالعه کردن هاش و من خوشحال از اینکه آمده ام توی مرکز انقلاب. همه چیز دست اول بود. خیلی فرق داشت با قبل که سخنرانی ها را می خواندم یا می شنیدم. چند متری امام می نشستم و وقتی می گفت « اعظکم بواحده »، می دیم که دست راستش را مشت می کند و تا نزدیک سیه بالا می آورد. یا وقتی شنید که پادشاه عربستان گفته به جای ایران نفت صادر می کند آنقدر محکم و قاطع گفت « امیر حجاز غلط می کند » که ترس برم داشت. بعد دیدم که درست بعد همین سخنرانی ِ محکم، پیرمردی بلند شد و پرسید؛ « آقا! ما یک سماور وقفی تو مسجدمان داریم که زغالی ست. الان هم زغال نیست. این رو چه کارش می تونیم بکنیم؟» همه چشمهاشان گرد شد از سوال نابجای پیرمرد بجز امام که سرش را بالا گرفت و گفت: « همان را بدهید نفتی کنند.» *


*.- همشهری خردنامه. ویژه نامه ی پایداری. بهمن 88

پی نوشت: یادم افتاد آنجائی را که امیر علیه السلام شقشقیّه می خواند و از آشنا تر بودنش به راه های آسمان می گفت و می گفت فاسئلونی قبل ان تفقدونی که یک هو آن اعرابی پا شد و پرسید؛ یاامیرالمومین! اگر راست می گوئی که همه چیز را می دانی، بگو ریش من چند تار مو دارد و چند تای آنها سفیدند؟

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: شیعه گی، کتابخواری
حسین شرفخانلو
25 اشاره - لینک ثابت
پنجشنبه، ۱۲ فروردینماه ۱۳۸۹

چون طفل که با خوردن داروست پری شان
با دوست! پری شانم و بی دو دوست پری شان...

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش:
حسین شرفخانلو
35 اشاره - لینک ثابت
  • جدیدترین مطالب
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
لاله لر
شنبه، ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۱
  • می خوانمشان
  • موضوعات
  • آرشیو ماهانه
برای دیدن آرشیو ماهانه اینجا را کلیک کنید.
حسین شرفخانلو
  • امیر قافله
امیر قافله
من و شما اگر بخواهیم راه خود را درست برویم و این كشور از وجود من و شما سود ببرد؛ باید به فكر دل خودمان، به فكر قیامت خودمان، به فكر فرداى خودمان و به فكر محاسبه الهى از خودمان باشیم و در این زمینه نسبت به خودمان اغماض نكنیم.
  • شهیدانه

سردار شهید علی شرفخانلو
باید از ولایت حداكثر استفاده را نموده و هر روز برای فرج حضرت مهدی «عج» و اتصال انقلاب اسلامی ایران به انقلاب آن بزرگوار دعا کنیم و عمل مان نیز در این راستا باشد.
مجسمه"اخلاص و تقوی و مردانگی" سردار شهید علی شرفخانلو
بازدیدهای امروز:
762 بازدید
بازدیدهای دیروز:
763 بازدید
کل بازدیدها:
137972 بازدید
افراد آنلاین:
10 نفر
فید وبلاگ تماس با من
درباره من
تماس با من
طراحی سایت: استادیو شار
قدرت گرفته از MovableType