صداي سخن عشق
شدت انفجارها حسي در من بوجود آورده بود. احساس مي كردم صدا، صداي مرگ است. خون، سرخي، به خون غلتيدن و به هم پيچيدن جلوي نظرم آمد. چنين مرگي برايم قشنگ بود، مرگي با عزت. براي همين صداي خمپاره ها را دوست داشتم.*
*. شاهكارِ بي نظيرِ « دا ». فصل نهم.