ح س ي ن

دلم لك زده براي گوشه ي دنجي هيئتي كه كسي نشناسدت و كسي كاري به كارت نداشته باشد و تو باشي و خودت و يك بغل صفا از خزانه ي غيب حسين و بعد سر فرصت و از سر طيبت بنشيني و يك دل سير گريه كني ...
دلم يك بغل گريه مي خواهد.
يك دوجين هق هق ...
يك خروار لرزش شانه ...

دلم
حسين
مي خواهد.

 

نظرات

جایی هست که خودت می دانی
فکر نکنم هرکسی بتواند آنجا را تحمل کند
پس تو تنها می مانی
می دانی آنها اگر پر رو نبودند خجالت می کشیدند که آنجا بیایند

نظرخواهی برای این پست بسته شده!

تبلیغات

جستجو ‌با گوگل

توضیحات


آخرین‌ها


© 2003-2005 All Rights Reserved Shaar.com | Special Thanks: Robo+ He | Valid XHTML+ CSS | Feed: Atom, RSS 1.0, RSS 2.0, RSD