فصل نو شده است.
فصلِ نو، رنگ به رخسار زمین و زمان می پاشد.
اسمش رویش است: فصل هزار رنگ.
پائیز!
با آنهمه رنگ و برگ های خزان شده.
با سوزی مطبوع و خواستنی.
با بعد از ظهرهای ولرم و کوتاه که جان می دهند برای چرت بعد از نهار.
با بازار قدیمی شهر و بهت زیبای تماشای مقرنس ها و طاقهای راسته فرش فروش ها ...
با تابلوی قدیمی مغازه قندریزی حاجی (...) که نمره ی تلفنش هنوز! چهار رقمی است ...
پائیز!
فصل شکوهمند لذتِ دوست داشتن.
وقتی که طبیعت، برگ و بار می ریزد و رنگ و رو می گیرد.
و باز این چنین است قصه ی هزار فصل روز حَشر!
و کذلک النشور ...
سلام
قبلا هم مطالب شما رو خواندم
زيبا هستند
موفق باشيد
به نام خداوند بخشنده ی مهربان.
فصل رنگ های زیبا ...
فصل پاییز...
.
.
.
مستدام باشید
سلام
از اظهار لطفتون ممنون. استفاده کردیم از کامنت داهیانه ای که گذاشته بودین.
.
.
.
بله! حتما ایمیل کنید. مسلما خوشحالمون خواهید کرد.
با چرت بعد از ظهرش مخالفم
تا بیدار شی هوا تاریک شده...!