براي آيت الله خوئي ...
دوشنبه، ۱۴ آبانماه ۱۳۸۶، ۱۰:۰۲ صبح

آقای سید هادی خسروشاهی یکی از کسانی است که اگر تاریخ سیاسی ایران را مرور کنیم، تقریباً از ۶۰ سال پیش تاکنون همواره در حوزه ی سیاست و فرهنگ نام آور بوده است. هنوز هم خوشبختانه خیلی سرحال است و از طنز هم بی نصیب نیست. آن وقت ها گاهی در گل آقا هم به نام مستعار می نوشت. چندی پیش در جلسه ای که گعده شده بود از علاقه مندی آذری ها به زبان مادری شان حرف می زد. خودش اهل خسرو شاه است و ترک. می گفت با هیأتی رفته بودیم عراق. به دیدن مرحوم آیت الله خوئی هم رفتیم. بعد از این که حرف ها زده شد و خواستیم بلند شویم، آیت الله خوئی من را صدا زد و با همان لهجه ی ترکی گفت آقای خسروشاهی تو بمان. ماندم. حضرت آیت الله شروع کرد به ترکی حرف زدن. حرف مهمی نداشت ولی گفته بود در این نجف به ما سخت می گذرد از بس نمی توانیم با کسی ترکی حرف بزنیم.

پي نوشت:

IMG_0177.JPG

چند روزي بود كه كنگره شمس تبريزي و رونمائي از بارگاه و مزار ان عارف واصل تيتر يك خبرهاي فرهنگي ممالك محروسه بود و نقل محافل همشهريان خوئي.
براي خـــوي ام كه عشق عجيبي به آب و خاك و هوايش دارم بايد قبلتر از اينها مي نوشتم ،اما مطلب آقاي ابطحي راجع به آيت الله خوئي و اتفاقات ميمون و مباركي كه در هفته گذشته شاهدش بوديم و برگزاري با شكوه كنگره بين المللي شمس در خوي، بهانه اي شد براي از خوي نوشتن و براي خوي نوشتن.

9_8608120612_L600.jpg

كه فرمود:
حب الوطن من الايمان
عشق به آب و خاك نشان ايمان دل است ...

پي نوشت 2:
لينك اخبار مربوط به كنگره در لينكدوني صبح موجودست....

ارسال شده در بخش: خوی