در انتظار بهار حقيقي

بگذار گنجشكهاي خرد ، در آفتاب مه آلود بعد از ظهر تابستان
به تعبير بهار بنشينند و گل هاي گلخانه ، در حرارت ولرم والر
به پيشواز بهاري مصنوعي بشكفند...
سلام بر آنان
كه در پنهان خويش
بهاري براي شكفتن دارند،
و مي دانند : هياهوي گنجشكهاي حقير ، ربطي با بهار ندارد
حتي كنايه وار
بهار غنچه اي سبزست كه مثل لبخند بايد بر لب ((انسان)) بشكفد.
بشقابهاي كوچك سبزه،
تنها يك (سين) به سين هاي ناقص سفره مي افزايد.
بهار كي مي تواند اينهمه بي معني باشد؟
بهار آنست كه خود ببويد!
نه آنكه تقويم بگويد!!!