راه اينجاست
"; // simple image rotating by: behzad nategh - www.webramz.com ?>
بمب هسته ای ایران، جوانان ما و ملت ما هستند كه در دشوارترین میدانها با كمال قدرت و ایمان ایستاده اند و باز هم خواهند ایستاد
مهر خوبان
"; // simple image rotating by: behzad nategh - www.webramz.com ?>
چه مذاكره‌ كنيد چه نكنيد، چه اخم كنيد و چه نكنيد ملت ايران از مسير پيشرفت و دستيابي به فناوري پيشرفته صلح آميز هسته‌اي سر سوزني عقب نشيني نمي‌كند
اشارات
"; // simple image rotating by: behzad nategh - www.webramz.com ?>
.پیامبر اعظم اسلام مجموعه‌ی تكامل یافته‌ی فضایل همه‌ی انبیاء و اولیاء الهی در طول تاریخ و درخشان‌ترین كهكشان عالم وجود است كه هزاران منظومه و خورشید درخشان فضیلت و كرامت را در خود جای داده است

صبح »»» آتشی زکاروان بجا مانده...

سیاه مشق های یک مفرد مذکر حاضر!

« August 2005 | صفحه اصلی | October 2005 »

September 26, 2005

ما سخاوتمندترین مردم دنیا هستیم

sobh000.jpg


ما سخاوتمندترین مردم دنیا هستیم! اگر تمام دنیا را بگردید و همه جا را زیر و رو کنید مطمئنا در تمام عالم هیچ ملتی را پیدا نخواهید کرد که به اندازه ما دست و دلباز باشند.

ما سخاوتمندترین مردم دنیا هستیم! چون گرانبهاترین داشته ها و قیمتی ترین ثروت ها و داراییمان را به راحتی میدهیم و میگذریم.

چیزهایی را که تمام زندگی مان به ایشان رفته است مثل سنگریزه روی زمین پخش میکنیم و می رویم.

راستی در تمام جهان کدام مردم را پیدا میکنید که به اندازه ما سخاوتمند باشند و نسبت به داشته ها و دستاوردهای خود بخل نورزند و حساسیت نداشته باشند؟
گرچه همواره باید برای شناخت حقیقت ها با آنها فاصله گرفت. گرچه باید برای دیدن قلمه دماوند کیلومترها آن سوتر رفت اما بازهم عظمت و ابهت دفاع مقدس آنقدر هست که هنوز نسلی نگذشته سایه اقتدار و صولتش بر اندام حیات معاصر ما بیافتد و بوی دل انگیز صفا و معنویتش همه ابعدا زندگی مان را در بر بگیرد.

در این هشت سال شگفت انگیزترین رویدادهای ممکن و غیر ممکن رخ داد. این هشت سال معادلات بزرگ و مهم نظامی و غیر نظامی جهان به هم خورد. در این سالها هیمنه و جبروت مادی بزرگترین ابرقدرتهای جهان در هم شکست, در این سالها کوچکترین و بی ادعاترین سربازان این مرز و بوم آبروی رفته بزرگترین و مدعی ترین سرداران و فرماندهان تاریخ ایران را خریدند.

در این سالها در انگیزترین و شعرهای عاشقانه و حماسی ترین سروده های رزمی به بار نشست و آفریده شد.در این سالها چشم عالم به رویدادهای شگفت این عرصه معجزه و ایمان خیره ماند و نسلی از شکاف این حادثه های سخت سر بر آورد و بالید که افتخار ایمان و ایران گشت.

دفاع مقدس فارغ از همه هیاهوهای سیاسی و همه چالشهای فکری هویت دینی و ملی ماست. همه ما که فرزندانمان در این خاک زندگی میکنند و آیندگانمان بر این سنگ سر می نهند.

فرقی نمیکند که چه کسی باشیم و با چه مرام و عقیده ای . فرقی نمی کند که در آن سالهای سخت در کدام سوراخ عافیت خزیده باشیم یا بر کدام قله افتخار سر بر آورده باشیم.

هر که باشیم از هر مرام و گروه و دسته و مسلک وبا هر ظاهر و ادعا و رنگ و لعاب از هر چه بگذریم آنچه دارایی مشترک همه ماست همین میراث گرانبها و ارزشمند است که به ما و نسل آینده ما هویت و تشخص می بخشد و به شهادت تاریخ چنین ثروت و دستاوردی را هیچ قوم و ملتی تا کنون نداشته است. لازم نیست با استدلال و بحث و مجادله ثابت کنیم که ما سخاوتمندریت مردم دنیا هستیم. کافی است به دور و برمان نگاهی بیاندازیم. به کوچه و خیابان و سینما و تلویزیون و کتابها, مجله ها, اداره ها و مدرسه ها و ... راستی آیا اثری از این میراث عظیم و گرانقدر هست؟

کدام ملت و کدام کشنور در جهان اینگونه چوب حراج به گرانبهاترین ثروت خود می زنند؟

در روزگاری که آنسوری دنیا برای یک دیوار فروریخته و چندکاله نظامی سوراخ شده موزده درست می کنند و برای یک ماه و هفت روز جنگ خود تاریخ می نویسند و دائر] المعارف می پردازند و... در روزگاری که یک آدم معمولی و بی خاصیت را به خاطر آنکه چند سعت با ترس و لرز در کنج یک سنگر خزیده و پنها شده به عنوان قهرمان معرفی میکنند و به او مدال شجاعت می دهند و سال به سال مشتی پوست و استخوان متحرک را به عنوان باقیمانده های نسل جنگ جهانی به روی صحنه می آورند و نمایش برگزار می کنند. در روزگاری که...راستی چقدر سرداران گردن فراز و دشمن ستیز ما امروز بی نام و نشان در این سوی و آن سوی شهر پراکنده اند؟

راستی چقدر میراث گرانبهای جغرافیای دفاع مقدس مورد صیانت و بازشناسی قرار می گیرد؟راستی چه مقدار از اهتمام مادی و معنوی سیاستگذاران و برنامه ریزان و تصمیم گیرندگان در نهادهای مختلف به این ثروت عظیم معنوی معطوف می شود؟ راستی....

آیا واقعا سخاوتمندانه ترین مردم دنیا هستیم؟


منبع



| | نظرات (13) | دنبالک ها (0)

September 24, 2005

دجال، شيطان‌پرستان و شمارش معكوس براي پايان جهان

devil.jpg

او فرزند شيطان است، اما تا ظهور مسيح به صورت عادي در ميان مردم زندگي مي‌كند. فردي متمول با ظاهري آراسته، و اهل سوريه است. بين 30 تا 50 سال سن دارد. نماد او عدد 666 ـ سمبل شيطان ـ است. عضو برجستة اتحادية اقتصادي اروپا، اي.اي.سي (EEC)، است و در اقتصاد و سياست جهاني نقش مؤثري به دست مي‌آورد.
پيش از فاش كردن چهرة واقعي‌اش مدتي در يكي از كشورهاي مصر، سوريه، عراق، ايران يا يونان حكومت خواهد كرد. اقتصاد جهاني را به انحصار خويش در مي‌آورد، و به قدري محبوب مي‌شود كه بعضي او را مسيح خواهند پنداشت.
ضد مسيح (دجال) براي مخالفت با مسيح آماده مي‌شود. و در آينده‌اي نزديك خروج مي‌كند. زمان خروج او دقيق و مشخص است. با ظاهري شيطاني (ديو صورت يا اژدها مانند) از ميان درياها بيرون مي‌آيد، بر اسراييل (فلسطين) مسلط مي‌شود. و در اورشليم ادعاي خدايي خواهد كرد. او شيطان را مي‌پرستد. و جواهرات گران قيمت نثارش مي‌كند. پذيرش حكومت ضد مسيح از طرف اسراييل و ديگر ملت‌ها كه ترس از عاقبت خود در كنار گذاشته و به دنبال خوشي و شادي هستند، برابر است با شروع مصائب مردم زمين. مردم در عذاب خواهند بود، زيرا حكومت او را پذيرفته و بت‌ها و شيطان را مي‌پرستند.

دو نماينده از سوي خداوند
گواهاني بر ظهور مسيح كه آمدنش را نويد مي‌دهند و آغاز جنگي بزرگ را به مردم اخطار مي‌كنند از مال‌اندوزي، بت و شيطان‌پرستي بر حذر مي‌دارند و به پرستش خداي يكتا دعوت مي‌كنند تا عقل و خرد را جاي عصيان و سركشي بنشانند.
آنها قلب پدران را بر روي فرزندان و قلب فرزندان را بر روي پدرانشان مي‌گشايند. و مردم را براي ظهور مسيح آماده مي‌كنند. آنها ثابت مي‌كنند كه ضد مسيح هيچ قدرتي ندارد. و خداي دروغين است.
و عاقبت پس از 1260 روز كشته مي‌شوند. آنها باز از مرگ متولد مي‌شوند. و به سوي بهشت پرواز مي‌كنند.

دوران بدبختي‌هاي بزرگ
حكومت ضد مسيح 7 سال به طول مي‌انجامد نيمة دوم اين هفت سال «دوران بدبختي‌هاي بزرگ» نام گرفته است.
و نفرت و فلاكت جهان را پر مي‌كند. در اين دوران ايران، روسيه و ساير كشورها به اسراييل حمله مي‌كنند.
در اين جنگ يك چهارم مردم جهان نابود مي‌شوند. و سپس مسيح ظهور مي‌كند. نشانه‌هاي ظهورش همچون صاعقه، طوفان، زلزله و آتشفشان در زمين و آسمان آشكار مي‌شود. وقتي زمين مي‌لرزد، آسمان مي‌غرد، و كوه‌ها از هم مي‌گسلند، مردم مايملك خود را ترك كرده با وحشت در پي مأمني خواهند بود.

جنگ نهايي آرمگدون و پايان بدبختي
مسيح و قديسانش با نيروي شگرف از آسمان فرود مي‌آيند. و ضد مسيح و پيامبر دروغين را در دريايي از آتش نابود مي‌كنند. دشمنان خدا تسليم مي‌شوند. بسياري از جمعيت جهان كشته مي‌شوند و عدة قليلي باقي مي‌مانند. پرندگان اجساد مردگان را مي‌خورند آسمان مي‌بارد، و زمين از بدي‌ها پاك مي‌شود.
فرشته‌اي از بهشت به زمين مي‌آيد تا شيطان را به زنجير كشد و شيطان به مدت هزار سال اسير خواهد بود. و اين هزارة صلح است كه قانون خداوند اجرا مي‌شود. و پادشاهي‌هاي زمين در اختيار مسيح قرار مي‌گيرد.

شمارش معكوس براي آخرالزمان (آپوكاليپس)
براساس زمان‌بندي پروژة «پايان جهان» كه از سال 2000 آغاز گشته و ما در ميانة آن قرار داريم صهيونيست‌ها تلاش مي‌كنند تا پيش از سال 2007 سرزمين‌هاي ديگر ميان «بابل» و اسراييل يعني «سورية كنوني» را تسخير كنند. آنها بايد بتوانند در سال 2007 مسجدالاقصي و«قبة‌الصخرة» را تخريب و «معبد بزرگ يهود» را در محل آن بنا كنند. تا جنگ آرمگدون وارد مرحلة پاياني شود.
آنچنان كه در سايت‌هايشان اعلام كرده‌اند، قطعات پيش ساختة معبد بزرگ مدت‌هاست آماده شده تا در سريع‌ترين زمان به جاي مسجدالاقصي نصب شود.
صهيونيست‌ها همچنين موفق شده‌اند گوسالة سرخ‌مويي را به عنوان سمبل قوم يهود پرورش دهند كه قرار است در معبد بزرگ قرباني كنند تا ظهور دولت بزرگ يهود در جهان رسميت پيدا كند.
اكنون زمان چنان فشرده است كه هيچ كس اجازه ندارد فرصت‌هاي خود را براي يكسره شدن كار جهان از دست دهد.
بيش از هرجا دولت بوش محلي است كه همة صيونيزم مسيحي با همة صهيونيزم يهودي دست داده است تا آپوكاليپس يا پروژة آخرالزمان به سرانجام رسد: در نبردي خونين اهل جمعه (امت محمّد(ص)) و اهل شنبه (امت موسي(ع)) يكديگر را نابود كنند تا جهان به دست اهل يكشنبه (امت عيسي(ع)) كه به زعم صهيونيزم مسيحي مؤمنان اهل نجات محسوب مي‌شوند، افتد.

نكتة پاياني
در پيشگويي‌هاي صهيونيزم مسيحي حقيقت به ظرافت تحريف شده است. خاصه وقتي با ادبيات آخرالزماني اسلامي و شيعي مقايسه شود، آشكارتر مي‌شود. از اين‌رو مطالعة تطبيقي آموزه‌‌هاي پايان جهان در حوزة اديان و فرق مذهبي و نقد و تحليل هريك ضروري مي‌نمايد. كه ورود به آن فرصتي ديگر مي‌طلبد.
اما آنچه در اين مختصر قابل ذكر است اينكه دوست و دشمن تقريبا به يك اندازه از منجي سخن مي‌گويند. و حرف «موعود» كاملاً بر سر زبان‌ها افتاده است. و آنچه به تازگي گفته مي‌شود، نزديكي ظهور است. زماني بسيار نزديك. توجه به وضع جهان علاوه بر علايم سنتي ظهور منجي كه در متون ديني آمده، نشانه‌هاي مدرن ظهور را مشخص مي‌كند كه بزرگ‌ترين آنها «امكان جهاني شدن» اقوام و ملل و كم رنگ شدن مرزهاي سياسي كشورها به لحاظ رواج تكنولوژي ارتباطات در كل عالم است كه به عنوان بستر حكومت جهاني منجي ارزيابي مي‌شود.
ديگري «سازماندهي جهاني ظلم» و تك قطبي شدن جهان به دست اشرار عالم است كه در زمانة ما اتفاق افتاده و بديهي است «عدلي جهاني» بايد تا آن‌را جبران نمايد.
و اين بار صهيونيم مسيحي در جاري شدن امر خداوندي اصرار و تعجيل دارد شايد با مسامحه بتوان گفت:
اگر دعاي مظلومين تاكنون سبب ظهور منجي نشده است، باشد كه از اين پس زياده‌خواهي‌هاي ظالمان ظهور موعود را جلو اندازد.
پس شايسته است منتظران به هوش باشند حداقل به هوشياري دشمن. چه، صهيونيست‌هاي مسيحي مي‌دانند كه متقين وارث جهان خواهند بود. از اين رو تمام امت‌ها به ويژه امت محمد(ص) را به انواع فسادها و رذايل مبتلي كرده‌اند. و خود ظاهراً راه تهذيب و تنزيه پيش گرفته‌اند تا در كار عاقبت جهان جزو برگزيدگان باشند.
جديت آنها در دشمني همان قدر عجيب و عبرت‌آموز است كه غفلت بزرگ امت‌هاي پيامبران و حتي شيعيان كه از اين بي‌خبري و ناهوشياري بي‌نصيب نيستند.
اين اشعار در كتاب تباشير المحرورين از محي‌الدين ابن عبري (قرن هفتم) نقل شده است:
إذ إتّحد اليهود مع النّصاري
هنگامي كه يهود و نصارا متحد شدند

و طاروا بالحديد علي البروج
بر بالا پرواز كردند با آهن‌ها (هواپيماها)؛

و الضحي المسجد الاقصي اسيرا
و مسجدالاقصي گرفتار شد؛

و صارا الحكم مع ذات الفروج
و زن‌ها حاكم شدند؛

و نار في الخليج لها سعير
آتشي در خليج شعله‌ور مي‌شود؛

و حكم بالحجاز مع العلوج
و پادشاهي در حجاز با مردان پست مي‌شود؛

و في الحرب الكواكب سوف تفني
در جنگ ستارگان زود فاني مي‌شوند

عوا صمهم مع زيت الخليج
پايتخت آنها با روغن خليج (نفت) فاني مي‌شود؛

و ياجوج و ماجوج تفانوا
ياجوج و مأجوج فنا (كشته) مي‌شوند؛

و صاحوا يا بحارالدم هيجي
فرياد مي‌زنند اي درياهاي خون به هيجان درآييد؛

و قل لاعور الدجال هياء
بگو اي دجال لوچ آماده باش؛

فقدان الاوان الي الخروج
وقت خروجت نزديك شده

منبع



| | نظرات (8) | دنبالک ها (0)

September 22, 2005

هفته جــــــــنگ

defa2.jpg

25 سال گذشت...

دفاع؛
همچنان باقیست...
یا علی



| | نظرات (4) | دنبالک ها (0)

September 21, 2005

یک نامه به یک دوست

سلام. حال من خوب نیست؛اما همیشه برای سلامتی شما،شمع روشن می کنم.مدتی است که همه را از خود بی خبر گذاشته اید.حتما می دانید که پدر بزرگ مرد.برای پدر هم نفسی بیش باقی نمانده است.جمعه پیش سخت بیمار بود. از بستر بر نمی خاست. چشمهایش،پشت پنجره افتاده بود.قلبش تا لبها بالا آمده بود و همان جا می تپید...
مادر و مادر بزرگ، خیلی بی تابی می کنند.هر سال که نرگس باغ شکوفه می کند ، آنها بخود وعده می کنند که امسال می آئی.مادر دیگر خانه داری نمی کند . معلم شده است.دعای عهد درس می دهد؛به ماهیهای حوض...
نمی دانم چرا آسمان بخیل شده است؛نمی بارد.زمین سنگدلی می کند؛ نمی رویاند.ماه و خورشید چشم دیدن همدیگر را ندارند.خیابانها پر از غولهای آهنی شده اند.کوچه ها امن نیستند ومردم ؛ جمعه های خود را به چند خنده تلخ می فروشند...
اذان ، رنگ پریده به خانه ها می آید. نماز، زمین گیر شده است. رمضان، مهمان ناخوانده ای را می ماند که سر زده، بزم سیران را بر هم می زند. از روزه در شگفتم که چرا افطار را خوش نمی دارد. حج ، هزار زخم از خار مغیلان بر تن دارد. جهاد،بهانه گیر شده است. آدمها کیسه های پر از خمس و زکات، به دیوارهای گورشان آویخته اند. نپزس موریانه ها چه به روزگار مسجد، آورده اند. از همه تلخ تر اینکه ، عصرهای جمعه، دلم نمی گیرد.
حتما شنیده اید که دیگر کسی پای شعرهایش ، تخلص نمی گذارد؟و شاعران، یعنی زمین خوردگان وزن و قافیه؟
نمی دانم وقتی این نامه را می خوانید،کجا ایستاده اید؟هر جا که هستید زودتر خودتان را برسانید.از بس شما را ندیده ایم، چشمانمان هرزه شده است.بیم دارم اگر چندی دیگر بگذرد،ندبه خوانهای مسجد، کمتر شوند.می گویند :«او نیز ما را فراموش کرده است.» اما من می دانم که شما ،همه را به اسم و رسم و نیت، به یاد دارید.
دوست دارم باز برایت بنویسم.اما یادم می آید که باید به گلدانها آب بدهم. مادرم گفته است،اگر به شمعدانیها آب بدهم آنها برای آمدن تو دعا می کنند.راست می گوید. از وقتی که مرتب آبشان می دهم،دستهای سبزشان را بسوی آسمان گرفته اند.
هنوز هم تفال می زنم.پیش از نوشتن این نامه ، فال زدم. آمد:
دیرست که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
صد نامه فرستادم و آن شاه سواران
پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد

والسلام

منبع



| | نظرات (8) | دنبالک ها (0)

September 19, 2005

انتظار سبز

mosabege.jpg

مسابقه فرهنگی انتظار سبز؛وبلاگ حاج حمید



| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

مهدي(عج) و شيطان بزرگ

20050912151806afgh11.jpg

يكي از مسائلي كه در معارف مهدوي شايان توجه مي باشد شناسايي دشمن است. آيا امروز مشخصاً مي توانيم به گروه يا مجموعه اي اشاره كنيم و بگوييم اين ها در پي جلوگيري از ظهور امام عصر-عج- هستند؟
با مراجعه به آيات قرآني (انبياء، آيه 105 و مانند آن) و روايات (مانند: يملاً الله به قسطا و عدلا) و معارف اسلامي، استقرار حاكميت جهاني عدل توسط حضرت بقيه الله الاعظم-عج- اراده خداي متعال مي باشد و قرار دادن جهان تحت يك حاكميت آن هم عادلانه، هدف ظهور منجي جهان امام مهدي-عج- است.
در ميان مكاتب سياسي و حكومت هاي موجود، تنها آمريكا مدعي حكومت جهاني است. حكومت آمريكا با مطرح كردن ايده جهان تك قطبي پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، به پشتوانه نظريه پردازي هاي مسيحيت صهيونيسم، با انديشه تحقق نظم نوين جهاني و استقرار حاكميت بلامنازع آمريكا در جهان نرد عشق مي بازد.

امروزه مانيفست جهاني سازي در دست آمريكاست و نو محافظه كاران آمريكايي معتقدند قوانين بين المللي يك افسانه و سازمان ملل متحد يادگاري فاسد از گذشته است و به دنبال صلح جهاني آن هم به شيوه آمريكايي هستند. سياست مداران جديد كاخ سفيد، سعي دارند بر موج تبليغات منفي در جهت ناكارآمدي سازمان ملل متحد دامن زنند و با تغيير ساختار آن به نفع ايالات متحده آمريكا، سقف سياست جهاني را برپايه منافع خود استوار سازند.
امروزه تشيع دشمني منسجم دارد. دشمني كه شعله هاي كينه خود را به خرقه مسلمانان افكنده و با برنامه برضد اهداف امام زمان-عج- كار مي كند. اين مجموعه مستتر و پنهان است و بايد برنامه ها و اهداف آنها توسط انديشمندان و نخبگان انقلاب اسلامي شناسايي و تضعيف شود. اگر امروز ما به اين وظيفه خود در دشمن شناسي و رويارويي با آن عمل نكنيم، نتوانسته ايم موانع ظهور حضرت بقيه الله الاعظم-عج- را برطرف كنيم.
امام خميني-ره- در تعيين استراتژي انقلاب اسلامي، از آغاز دشمن اصلي را آمريكا و اسرائيل معرفي كردند. ايشان انقلاب اسلامي ايران را زمينه ساز ظهور منجي جهان مي دانستند و بارها فرموده بودند كه ما بايد پرچم را به دست صاحب اصلي آن بسپاريم. از اين رو آمريكا را به عنوان دشمن بشر و شيطان بزرگ معرفي كردند و اسرائيل را غده سرطاني كه بايد از صفحه روزگار محو شود.

منبع

گفتاري از شهيد مطهري درباره آخر الزمان



| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

هيچ كس در زمين باقي نخواهد ماند مگر...

148887_orig.jpg

موضوع جهاني شدن اسلام از موضوعاتي است كه قرآن كريم در سوره هاي مختلفي به آن اشاره كرده است. ازجمله در سوه توبه و سوره صف و همينطور با تفاوت منحصري در سوره فتح هم آمده است كه اين تكرار خبر از واقعه مهمي مي دهد كه اهميت آن موجب اين تكرار شده است كه همان خبر از جهاني شدن اسلام و عالم گير گشتن اين آيين مقدس مي دهد. «هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله و لو كره المشركون
او آن خدايي است كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر تمام اديان پيروز و غالب گرداند؛ هرچند مشركان راخوشايند نباشد
همان طوري كه ملاحظه مي شود مفهوم آيه، از پيروزي همه جانبه اسلام بر همه اديان جهان خبر مي دهد و معناي اين سخن آن است كه سرانجام اسلام همه كره زمين را فراخواهد گرفت و بر همه جهان پيروز خواهد گشت و پرچم پرافتخار آن بر بلندترين قله هاي جهان به اهتزاز درخواهد آمد.

شك نيست كه درحال حاضر اين موضوع تحقق نيافته ولي مي دانيم كه اين وعده خداوند است و از آنجايي كه در وعده خداوند تخلف راه ندارد (ان الله لايخلف الميعاد5) پس اين وعده حتمي خداوند تدريجاً در حال تحقق است.
سرعت پيشرفت اسلام در جهان و به رسميت شناختن اين آئين در كشورهاي مختلف اروپايي و نفوذ سريع آن در آمريكا و آفريقا و اقبال فزاينده مردم سراسر جهان به اين آئين پاك و منطقي. مخصوصاً پس از پيروزي اعجاب برانگيز انقلاب اسلامي و تشكيل حكومت جمهوري اسلامي درايران همگي نشان از آن دارد كه اسلام روبه سوي عالم گير شدن پيش مي رود و مؤيد اين حرف هراس و وحشت زايدالوصفي است كه وجود ابرقدرت ها را فراگرفته و با تمام قوا به جنگ با اين تفكر پرداخته اند تا جايي كه به طور رسمي بودجه اي جداگانه براي تهاجم فرهنگي عليه فرهنگ نوراني اسلام وضع نمودند تا بلكه بتوانند، جلوي حركت فزاينده و رشد سريع افكار اسلامي را در جهان بگيرند. وليكن همانطوري كه خداوند در قرآن فرموده است. اين حركت هاي مذبوحانه و تلاش هاي بي ثمر عقيم خواهد ماند و خداوند نور خودش را كامل خواهد كرد:
يريدون ليطفئوا نورالله بافواههم والله متمم نوره و لوكره المشركون
آنها (دشمنان اسلام) مي خواهند نور خدا را با دهان خودشان خاموش سازند، ولي خداوند نور خود را كامل مي كند هرچند كافران خوش نداشته باشد
اوج تحقق اين امر مهم، طبق روايات مختلفي كه در منابع اسلامي وارد شده، مخصوصاً رواياتي كه در ذيل آيه شريفه موردبحث آمده است به هنگام ظهور حضرت مهدي(عج) خواهد بود و در دولت كريمه اوست كه برنامه جهاني شدن اسلام محقق مي شود.
چنانچه از امام صادق(ع) در تفسير آيه فوق چنين آمده است:
به خدا سوگند هنوز محتواي اين آيه تحقق نيافته است و تنها زماني تحقق مي پذيرد كه قائم خروج نمايد و به هنگامي كه او قيام كند كسي كه خدا را انكار نمايد در سراسر جهان باقي نخواهد ماند
مرحوم طبرسي در مجمع البيان از پيامبر اسلام(ص) چنين نقل كرده كه فرمود:
بر صفحه زمين هيچ خانه اي باقي نمي ماند نه خانه هايي كه از سنگ و گل ساخته شده و نه خيمه هاي كه از كرك و مو بافته اند. مگر اينكه خداوند نام اسلام را در آن وارد مي كند
چنانچه از امام علي(ع) در تفسير آيه موردبحث آمده است:
چنين نيست قسم به آن كسي كه جانم در دست اوست حتي باقي نمي ماند قريه اي مگر آنكه در آن هر صبح و شام شهادت به يگانگي خدا و رسالت محمد(ص) داده مي شود
در روايت ديگري از حضرتش دراين باره آمده است:
در آخرالزمان و شدت روزگار و جهالت مردم، خداوند مردي را برمي انگيزد كه او را با فرشتگانش ياري مي كند و يارانش را محافظت مي نمايد و او را با آيات و معجزات ياري مي كند و بر سرتاسر زمين مسلط مي گرداند تا همگان خواه ناخواه دربرابر اوتسليم شوند. زمين را باقسط وعدالت و نور و برهان پر مي كند، طول و عرض جهان به تسلط او درميآيد؛ در روي زمين كافري نمي ماند جز اينكه ايمان مي آورد و شخص ناشايستي نمي ماند مگر آنكه به صلاح و تقوي مي گرايد.
مرحوم طبرسي در مجمع البيان از امام باقر(ع) در تفسير آيه شريفه مورد بحث چنين نقل مي كند:
وعده اي كه دراين آيه است به هنگام ظهور مهدي از آل محمد(ص) صورت مي پذيرد درآن روز هيچ كس در روي زمين نخواهد بود مگر اينكه اقرار به حقانيت محمد(ص) مي كند.
و نيز از امام باقر(ع) در اين باره چنين آمده است:
قائم از ماست كه با ترس و وحشت،نصرت و ياري شده و زمين در خدمتش خواهد بود و گنج ها را بر او ظاهر مي كند و حكومتش شرق و غرب زمين را فرا مي گيرد و خداوند به وسيله او دين خودش را بر همه اديان پيروز مي كند پس در روي زمين ويرانه اي نمي ماند مگر آنكه آباد مي شود و حضرت عيسي بن مريم از آسمان پايين مي آيد و در نماز به او اقتداء مي كند.
و در روايت ديگري از امام باقر(ع) دراين باره چنين آمده است:
قائم(ع) سيصد و نه سال به اندازه توقف اصحاب كهف در غارشان پادشاهي مي كند. زمين را پر از عدل و داد مي كند همچنانكه از ظلم و جور پر شده است پس خداوند شرق و غرب زمين را برايش فتح مي كند..
جابر انصاري از پيامبر اسلام(ص) درباره فراگيري حكومت حضرت مهدي(ع) چنين نقل مي كند:
همانا خداوند متعال بزودي سنت خود را به دست قائم از فرزندان من جاري مي كند و شرق و غرب زمين را دراختيار حكومت او قرار مي دهد به طوري كه باقي نمي ماند از كوه و دشت، حتي بخشي از دشت، كه ذولقرنين آن را پيمود مگر آنكه حضرت مهدي(ع) آن را خواهد پيمود و خداوند براي او معادن و گنج هاي زمين را آشكار مي كند و او را به وسيله رعب ووحشت ياري مي نمايد و زمين به عدل و قسط پرمي كند همچنانكه از ظلم و ستم بر شده است.
ابوبصير از امام صادق(ع) دراين باره چنين نقل مي كند:
ابوبصير گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه مي فرمود: به درستي كه از غيبت هايي كه بر انبياء (عليهم السلام) گذشت عيناً و بدون كم و كاست در سرنوشت قائم ما اهل بيت جاري است. ابوبصير گفت: پس به امام صادق(ع) عرض كردم: اي فرزند رسول خدا(ص)! قائم از شما اهل بيت چه كسي است؟ پس امام صادق(ع) فرمود: اي ابوبصير، او پنجمين فرزند موسي است. او فرزند خانم كنيزان است، غيبت مي كند غيبتي كه اهل باطل در وجودش شك مي كنند. سپس خداوند عزيز و بلند مرتبه او را آشكار مي كند. پس شرق وغرب زمين را به دست او فتح مي كند و روح خدا حضرت عيسي بن مريم را نازل مي كند و پشت سرش نماز مي گذارد و زمين را به نور پروردگارش روشن مي كند و مكاني در زمين باقي نمي ماند مگر آنكه خدا را پرستش نمايند و دين تماماً از آن خداوند مي شود؛ اگرچه مشركان را ناخوش آيد.
چنانچه شيخ سلماني بلخي از علماي اهل سنت از كتاب فرائدالسمطين نقل مي كند كه رسول خدا(ص) فرمود: خلفاء و اوصياي من و حجت هاي خدا بر مردم پس از من دوازده نفرند؛ اول آنها علي و آخرشان فرزندم مهدي است. عيسي بن مريم نازل مي شود و پشت سر مهدي(ع) نماز مي خواند و زمين به نور پروردگارش روشن مي شود و حكومت مهدي(ع) به مشرق و مغرب مي رسد.
قرطبي مفسر معروف اهل تسنن از مقداد بن أسود در اين باره چنين نقل مي كند:
از رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمود:
بر روي زمين خانه اي از سنگ يا گل باقي نمي ماند مگر اينكه اسلام درآن وارد مي شود.
بنابراين باتوجه آيه شريفه موردبحث و روايات مربوطه برمي آيد كه در دولت حضرت مهدي(عج) اسلام عالم گير و حكومتش سراسر عالم را فراخواهد گرفت و ويرانه هاي روي زمين به آباداني و پيشرفت مبدل خواهد شد.

منبع



| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

September 16, 2005

آن وقت « نمی دانم کی؟»

normal_18.jpg

در آن وقت نمی دانم کی ! تو ؛ دنیا را بدلهای کوچک خواهی داد تا یک روز، دنیا هم «روشنی» را ببیند و هر دلی ، شعبه ای از محبت شود.
و آن وقت نمی دانم کی ! دیگر شیرینی فروش سر کوچه مان خرده های شیرینی دیروزش را با شیرینی امروزش قاتی نخواهد کرد. و دیگر همسایه مان ، شبها ، یواشکی کیسه زباله اش را در خانه ی ما نخواهد گذاشت تا کارگران شهرداری توقع عیدی نکنند و مطمئن شوند آدم فقیری است !
و دیگر با بودن تو؛ هیچ آفتابگردانی بخاطر پیدا کردن خورشید ، سرش «گیج» نخواهد رفت . و چادر سپید خواهرم با گلهای آبی و بنفش، موقع نماز ، قشنگترین دشت گل بنفشه ی دنیا خواهد شد. و تمام پنجره های دنیا روبه خدا باز خواهند شد ...
و ماه در نیمه هر ماه، تمام نیمه تمامی اش را در سایه تو کامل خواهد کرد .
.... نمی دانی چقدر دلم هوایت را کرده است ...
نمی دانی و البته می دانی که چه ها کشیده ایم و چند قله قاف را پشت سر گذاشته ایم و بی تو بودن را ضرب المثل «انتظار» کردیم. صدایمان گرفت و باز تو را خواندیم . پاهایمان بی رمق شدند و نایستادیم . سنگمان زدند و سکوت نکردیم ...
و امشب که صدای باران می آید نمی دانم که چرا فکر می کنم که تو هم در یک «جمعه بارانی» خواهی آمد؛
جمعه ای که پر هیاهوترین جمعه خواهد بود و بازارهای عشقبازی «بارزترین» تعطیلیشان را خواهند داشت ...
و چقدر دلم می خواست که همین جمعه بیائی ، که وقتی بیائی (با طولانی ترین شعر شعر سپیدی که در چشمهایت داری) ؛ همه باور خواهند کرد که گل سرخ ، در زمستان هم خواهد روئید ...


الهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر



| | نظرات (13) | دنبالک ها (0)

September 12, 2005

تعطیلات تمام شد

01.jpg

02.jpg

چند صد سال است که بشر افتاده در قعر زمان ، خود را و زمانه اش را زمان آخرین می نامد و هر از گاهی به نشانی از نشان هائی که از کتابهای مقدسش در باره دوران آخر آمده بر ادعای خود صحه می گذارد که آری دوران ما آخر الزمان است.
بشر گرفتار در بلایای آخر الزمان ،سالهاست که ظهور منجی ای را امید می کشد که اتفاق اهل نظر و کتابهای مقدس و بشارتهای آسمانی نوید آمدنش را سالهای سال است که داده اند.
آدمی با همه وسعت دایره علمی و یافته های مادی اش هنوز که هنوز است نتوانسته روح خویش را از چاه زمان و مکان برهاند و بر وسعت دانسته های ماورائی اش بیافزاید. از اینروست که شیفته اخبار غیبی و ماورائیست.
القصه؛ بشر پایانی و ایستگاه آخر تمدن بشری ، هر آن آبستن وقوع اتفاقات شگرف و بی سابقه است که این شاید نوعی از آمادگی باشد که می باید در روح آدمی ایجاد شود و انسان را برای آن اتفاق بزرگ آماده سازد.
وقوع حوادث بی سابقه در چند سال اخیر و شوکهای عظیمی که بواسطه وقایع شگرف آخرالزمان بر روح خسته و روزمره آدمی وارد می شود ، شاید قرینه ای باشد بر اینکه ان اتفاق قریب نزدیکتر شده.
اردوی شیطانی غرب نیز این حقیقت را لمس می کند که پایان تمدن پوشالی اش نزدیک است و شاید آماده تر از ما برای مقابله با واقعه عظیم تدارک دیده است. یازدهم سپتامبر و حواشی جنجالی و البته مرمزش شاید تلنگری بود از طرف اردوی غرب که بمدد رسانه و دشمنان کوکی خودساخته ، آغازگر نبرد آخرین بشریت باشد و بهانه ای برای حمله پیش دستانه یا بقول خودشان بازدارنده.
آنچه در یازدهم سپتامبر و حوداث بعد از آن بخوبی رخ نمایاند ، گویای این نکته بود که هیمنه استکبار بر خلاف تصویری که ابر رسانه های صهیونیستی از آن درشت کرده اند ، میان تهی و پوشالی تر از آنست که بتواند در مقابل سیل عظیم بیداری اسلامی ، قد علم کند.
هر آنچه که در این سالها از غول پوشالی غرب دیده ایم ، ترسی است که خود را در دست اندازی و عربده کشی نمایانده است.
کاترینا ؛ گواه روشنی بود از ضعف عمیق ساختارهای مدیریتی و اجتماعی آنهائی که توهم رهبری جهان را در سر دارند.
بقول میکل مور : آقای بوش تعطیلات تمام شد ...

الیس الصبح بقریب؟



| | نظرات (4) | دنبالک ها (0)

September 09, 2005

پیچش یاس علی

w_has84_02.jpg

برای باغبان یاس آفریدند
علی اشجع الناس آفریدند
وفاداری و مردی و شجاعت
یکی کردند و عباس آفریدند
پیچش یاس وفا در سرو تنومند علوی ؛ زادروز مردانگی های بی مثال ، سرآغاز سرایش غزل نیکوی احساس ،سر سلسله فضائل، باب الحوائج ، ابوالفضل العباس تهنیت باد ...

یا علی مدد



| | نظرات (10) | دنبالک ها (0)

September 08, 2005

این حسین است و خدائی می کند

Sarir(144).jpg

آورده اند- چه مي دانيم؟ شايد هم افسانه باشد- كه در روزگاران قديم پادشاهي با چند تن از ملازمانش راه گم كرده و اسير گرماي بيابان و دست درگريبان تشنگي و گرسنگي شدند تا از يمن حادثه در چادر باديه نشيني نزول كردند. زن چادرنشين از مال دنيا تنها بزي داشت و شوهري بيابانگرد. شير بز دوشيد و از كام درماندگان آن بيابان برهوت تشنگي برگرفت تا هنگام ظهر كه در تكريم مهمان سر از بدن بز جدا كرد و مشغول طبخ طعام شد...
مرد خانه از گرد بيابان رسيد و چون بز را نيافت و همسرش را در حال طباخي ديد، بانگ برآورد كه اي زن بر تو چه شد كه كل هستي مان را بر باد دادي و بز را بر آتش طبخ نهادي؟! زن ماجراي مهمانان ناخوانده و درمانده بر او بگفت و مرد آرام گرفت.
سلطان -كه هويتش بر زن و مرد ناپيدا بود- گفت و شنود ايشان را از پس چادر شنيد و هيچ نگفت. وقت رفتن خود را معرفي كرد و دست نوشته اي به آنان داد و نشان ملك خويش بنوشت كه هرگاه گذارتان به ديار ما افتاد نزد ما آييد تا جبران محبت كنيم!
... چند سالي گذشت روزي زن ومرد باديه نشين مرقومه پادشاهي در دست وارد بارگاه او شدند. خبر به گوش سلطان رسيد. قبل از ورود آنان، از وزيران و مشاوران راهنمايي خواست. شرح ماجرا كرد و پرسيد: براي جبران لطف ايشان امروز من چه كنم؟ هر كس پاسخي داد. يكي گفت: اميري يكي از ولايات را به او ببخش. ديگري گفت: فلان قصبه را به او هبه كن و... واما نوبت به وزير اعظم كه رسيد تأملي كرد و گفت: اگر واقعاً مي خواهي حق آنان را ادا نمايي بايستي تاج شاهي از سر و رداي سلطنت از دوش برداري و جمله به آنان بخشي چرا كه در آن روز، آنها از همه مايملك و دارايي خود براي تو گذشتند و انصاف آن است كه امروز تو از همه مايملك و مكنت خود در حق ايشان درگذري.
¤ ¤ ¤
در روايتي آمده است پروردگار قادر منان در جهان آخرت اجازه بخشي از حاكميت آن روز را به فرزند سردار بدر و حنين حضرت اباعبدالله الحسين(ع) مي دهد. مگر نه اينكه حسين(ع) روزگاري در صحراي كربلا همه هستي وكسان خود را فداي پروردگار كرد ....
عالم آرا دلربائی می کند
این حسین است و خدائی می کند

****

سوم شعبان ؛ میلاد سرخ نور دیده زهرا ، حضرت حسین بن علی ،بزرگ پاسدار جاویدان مردی و مردانگی بر پاسداران شهید و پاسداران منتظر شهادت مبارک.
این آقا کوچولو هم برای روز پاسدار یه پست فرستاده با عنوان حدیث دشت عشق ، که به دیدنش می ارزه.
یا علی



| | نظرات (5) | دنبالک ها (0)

خط خون

0507162300071rainbowweb_3953.jpg

درختان را دوست مي دارم که به احترام تو قيام کرده اند؛

و آب را که مهر مادر توست

خون تو شرف راسرخ گون کرده است؛ شفق آئينه دار نجابتت و فلق معراجي که تو در آن نماز صبح شهادت گذاردي

شمشيري که بر گلوي تو آمد هر چيز و همه چيز را در کائنات به دو پاره کرد:هر چه در سوي تو؛ حسيني شد و ديگر سو يزيدي.

اينک مائيم وسنگها ؛ مائيم و آبها ؛ درختان ؛ کوهساران ؛جويباران ؛ بيشه زاران که بر خي يزيدي اند و گرنه حسيني «عليه السلام» .

خوني که از گلوي تو تراويد هر چيز و همه چيز را به دو پاره کرد در رنگ؛ اينک هر چيز يا سرخ است يا حسيني نيست.

آه اي مرگ تو معيار ؛ مرگت چنان زندگي را به سخره گرفت و آن را بي قدر کرد که مردني چنين غبطه بزرگ زندگاني شد. خونت با خونبهايت حقيقت در يک تراز ايستاد و عزمت ضامن دوام جهان شد که جهان با دروغ مي پاشد و خون تو امضاي راستي است.

تو را بايد در راستي ديد و در گياه آنهنگام که مي رويد ودر آب آنهنگام که مي نوشاند ؛ در سنگ چو ايستادگي است ؛ در شمشمير آن زمان که مي شکافد و در شير که مي خروشد ؛ در شفق که گلگون است ؛ در فلق که خنده خون است ؛ در خواستن؛ برخاستن ؛ تو را بايد در شفق ديد ؛ در گل بوئيد ؛ تو را بايد از خورشيد خواست ؛ در سحر جست ؛ از شب شکوفاند ؛ با بذر پاشاند ؛ با باد پاشيد ؛ در خوشه ها چيد ؛ تو را بايد تنها در خدا ديد....

هر کس هرگاه دست خويش از گريبان حقيقت برون آورد خون تو از سر انگشتانش تراواست. ابديت آئينه ايست پيش روي قامت رساي تو در عزم.

آفتاب لايق نيست و گر نه مي گغتم جرقه نگاه توست.

تو تنهاتر از شجاعت در گوشه روشن وجدان تاريخ ايستاده اي به پاسداري از حقيقت ؛ وصداقت شيرينترين لبخند بر لبان اراده توست.

چندان تناوري و بلند که به هنگام تماشا کلاه از سر کودک عقل مي افتد.

در تالابي از خون خويش در گذرگه تاريخ ايستاده اي با جامي از فرهنگ وبشريت رهگذار را مي آشاماني – هر کس که تشنه شهادت است -.

نام تو خواب را بر هم منيزند ؛ آب را طوفان مي کند ؛ کلامت قانون است ؛ خرد در مصاف عزم تو جنون ؛ تنها واژه تو خون است خون اي خداي خون....

مرگ در پنجه تو زبون تر از مگسي است که کودکان به شيطنت در مشت مي گيرند و يزيد بهانه اي دستمال کثيفي که خلط ستم را در آن تف کرده اند و در زباله تاريخ افکنده اند.

يزيد کلمه نيود دروغ بود ؛

زالوئي درشت که اکسيژن هوا را مب مکيد ؛ مخنثي که تخمت مردي بود. بوزينه اي با گناهي درشت ؛ سرقت نام انسان و سلام بر تو سلام بر تو سلام بر تو که مظلوم تريني نه از آن جهت که عطشانت شهيد کردند بل از اينرو که دشمنت اين است .

مرگ سرخت نه تنها نام يزيد را شکست و کلمه ستم را بي سيرت کرد که فوج کلام را نيز در هم ميشکند ؛ هيچ کلام بشري نيست که در مصاف تو نشکند اي شير شکن؛ خون تو تو در بستري از آن سوي کلام ؛ فراسوي تاريخ ؛ بيرون از راستاي زمان مي گذرد ؛ خون تو در متن خدا جاريست...

يا ذبيح الله؛

تو اسماعيل گزيده زماني و روياي به حقيقت پيوسته ابراهيم. کربلا ميقات توست و محرم ميعاد عشق؛ تو نخستين کس که ايام حج را به چهل روز کشاندي «واتممناها بعشر»

آه که در حسرت فهم اين نکته خواهم سوخت که حج نيمه تمام را در استلام حجر وانهادي و با بوسه بر خنجر تمام کردي .

مرگ تو مبدا تاريخ عشق ؛ آغاز رنگ سرخ ؛ معيار زندگي است .خط با خون تو آغاز مي شود . از آن زمان که تو ايستادي دين راه افتاد و چون فرو افتادي حق برخاست . تو شکستي و راستي درست شد و از روانه خون تو بنيان ستم سست شد .

در پائيز مرگ تو بهاري جاودانه جاريست ؛گياه روئيد ؛ درخت باليد ؛ و هيچ شاخه نيست که شکوفخ سرخ ندارد و اگر ندارد شاخه نيست هيزمي است ناروا بر درخت مانده .

تو راز مرگ را گشودي ؛ و کدام گره با ناخن عزم تو باز نمي شود؟....

اي نگاهت سلسله تفاسير ؛ وزنه خاک و پشتوانه افلاک کجاي خدا در تو جاريست که از لبانت آيه مي تراود؟

عجبا از تو!؛ عجبا ؛ حيراني مرا با تو پاياني نيست! چگونه با انگشتانه اي از کلمات اقيانوسي را مي توان پيمانه کرد؟....

يا ثار الله !

آن باغ مينوي که تو در آن صحراي تفتيده کاشتي ؛ با ميوه هاي سرخ ؛ با نهرهاي جاري خوناب ؛ با بوته هاي سرخ شهادت وان سروهاي سبز دلاوري باغي است که بايد با چشم هاي عشق ديد: اکبر را صنوبر را بوفضائل را ....

حر: شخص نيست فضيلتي است از توشه بار کاروان مهر جدا مانده آنسوي رود پيوستن وکلام و نگاه تو پلي است که آدمي را به خويش باز مي گرداند وتوشه را به کاروان...

وام دامنت؛ جمجمه هاي عاريه را در حسرت پناه يافتن مشتعل مي کند ؛ از غبطه سر گلگون حر که بر دامن توست!

اي قتيل!

بعد از تو خوبي سرخ است و گريه سوگ خنجر؛ وغمت توشه سفر به ناکجا آباد و رد خونت راهي است که راست به خدا مي رود.

تو از قبيله خوني و ما ازتبار خون ؛

خون تو در شن فرو شد و از سنگ جوشيد...

اي باغ بينش؛ ستم دشمني زيبا تر از تو نداشت و مظلوم ياوري آشناتر از تو!

تو کلاس فشرده تاريخي !

کربلاي تو مصاف نيست منظومه بزرگ هستي است. طواف است.

پايان سخن پايان من است ؛

تو؛

انتها نداري...



| | نظرات (6) | دنبالک ها (0)

September 07, 2005

شعبانیه ...

niyaz.jpg

معبود من!
موهبت گسستن از همه و پیوستن به خود را به من ببخش و دیدگان جان های ما را با فروغ نگاهی كه به تو می افكنند، روشنی بخش تا آنگاه كه دیدگان جان ها پرده های نور را بردرند و به سرچشمه عظمت بار یابند و جان هایمان به شكوه قدس تو درآویزند.

سلام خدا بر ماه مبارک شعبان؛ ماه رسول خداو ماه تجلی ماه شب چهارده هستی ،مهدی فاطمه و سرآغار نیکوی آن مولود عشق علیه السلام: حضرت حسین بن علی علیهم السلام...

ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مروا از یادت
...



| | نظرات (4) | دنبالک ها (0)

September 04, 2005

دست شیطان

220105sign1.jpg


spidereye.jpg

دست شيطان (يا كرنوتي در ايتاليايي) به معني حكومت شيطان است. اين علامت جهاني از سوي سياستمداران، افراد مشهور و گروه هاي هوي متال، براي اظهار وفاداري به نيرو هاي شيطاني به كار مي رود و علامت بصري به معناي " سلام شيطان" است.

"دست شيطان" براي بوش و كلينتون بسيار آشنا است. گواه اين موضوع عكس هاي زير است.
لورا بوش و جرج بوش هردو در هنگام آغاز دوره دوم رياست جمهوري در20 ژوئيه سال 2005 اين علامت را به كار بردند.
صاحبان رسانه بيهوده تلاش مي كنند اين علامت عجيب و سري را نشان هواداران تيم فوتبال لانگهورن تگزاس جلوه دهند.
خير، اينگونه نيست. دست شيطان در سراسر جهان مشاهده و عكس برداري شده است. اين علامت را جرج بوش،بيل كلينتون، سيلويو برلوسكوني، اليزابت تيلور، پرنس ويليام، پل مكارتني، متاليكا، ازي، آوريل لواين، استفان دروف، ديو ناوارو و بسياري ديگران به كار برده اند.

آنها به هيچ وجه هواداران تيم فوتبال تگزاس نيستند.
عكس فرماندار سابق نيويورك، ماريو كومو، در حالي كه اين ژست را گرفته بود بر روي جلد عنوان " انجمن هاي سري و جنگ رواني" نوشته مايكل هافمن، نمايش داده شده است.
دست شيطان، نشان خداي شاخدار و يك علامت سري جهاني مي باشد.
اين علامت مانند نشان ماسوني (گرفتن دست به سمت آسمان) يا دست دادن ماسوني، قرن هاست كه به كار مي رود.
ممكن است جرج بوش كسي باشد كه مي خواهد آن را در ايالات متحده گسترش دهد.

منبع: موعود آنلاین



| | نظرات (12) | دنبالک ها (0)

September 02, 2005

به نام نامي توحيد

madine.jpg

بخوان به نام رهايي ! بخوان به نام بلوغ ! بخوان به نام صاعقه در التهاب شب.بخوان به نام ساقه اميد در پهندشت ياس ! بخوان به نام خالق خورشيد و عشق را به اسم اعظم معشوق ، از پس يلداي بي تنفس ديجور ، نور باران کن.
بخوان نبي گرامي ! بخوان رسول عشق و اميد! بخوان به نام نامي توحيد! تو که خواندي ، هرم صداي تو که قنديل هاي سکوت را ذوب کرد ، آواي مهربان تو که فضاي ميان زمين و آسمان را عطرآگين نمود ، بوي خوش عشق که ملائک بي تاب را به طواف حرا کشانيد انبياء انگشت حسرت به دندان گزيدند. ابراهيم و اسماعيل از آن که حرا بود و ما به مرمت کعبه ايستاديم و موسي از آن که به طور ، چرا رفتيم و عيسي از آن که آنچه در زمين يافتني بود ، در آسمان چرا مي جستيم و در اين ميانه ، تنها خاطر خدا بود که راضي بود چرا که رحمت واسعه خويش را نمود عيني بخشيده بود. فرشتگان برخي به رضايت بي سابقه خدا سجده مي بردند بعضي عرق از جبين پيامبر مي ستردند عده اي گوش به لطافت اين معاشقه مي سپردند و برخي از آن که معشوق خداوند را در زمين مي ديدند نه در ميان خويش خون دل مي خوردند. جبرئيل چه ذوق کرده بود که پيام عاشق و معشوق را بر بال امانت خويش به يکديگر مي رساند.

آري ، تو که خواندي ، آسمانيان ، زمينيان اهل دل را به پايان شب سياه بشارت دادند. عرشيان که هلهله مي کردند ، فرشيان را مژده آوردند که : «قد جائکم من الله نور». خداوند زمين را نورباران کرده است.
برخيزيد ، خواب را بشکنيد و چشمان ظلمت گرفته را سوي نور بگشاييد. بيم گمراهي را از کلبه دل برانيد و ترس از فراز و نشيب ، از چاه و چاله ، از دشت و تپه را جواب کنيد. نگراني را جارو کنيد ، هراس از افتادن را به گور بسپاريد ، بر ظلمت زهرخند بزنيد که: «يجعل لکم نورا تمشون به». فرا راهتان نوري گسترده است به مدد آن ، راه بيابيد و در پناه او بپوييد. جگرهاي تفديده و چشمان عطش چشيده و دهان هاي تشنگي کشيده را با زلال رحمت خداوند سيراب کنيد. هر کدام که در اعماق دل و شيارهاي ذهن خويش خدا را مي جستيد ، اينک نظاره کنيد. من راني فقد راي الحق. هر که خدا را مي جويد ، او را ببيند خدا را در آينه وجود او به تماشا بنشيند.



| | نظرات (10) | دنبالک ها (0)

September 01, 2005

حقیقت عالم

Sarir(032).jpg

عجب از ما واماندگان زمین گیر که در جستجوی شهدا به قبرستانها می آئیم ؛ این خود دلیلی ایست بر آنکه از حقیقت عالم هیچ نمی دانیم.
مده آنست که نصیبی از حیات طیبه شهداء ندارد و اگر چنین است از ما مرده تر کیست؟
سید شهیدان اهل قلم



| | نظرات (3) | دنبالک ها (0)

Untitled Document